شمارهٔ ۲۴۵ - در مرثیهٔ جمال الدین اصفهانی وزیر صاحب موصل و وحید الدین عموی خود
هوش مصنوعی: این شعر به احساس عمیق شاعر درباره دو شخصیت بزرگ به نامهای جمال و وحید اشاره میکند. جمال را نماد سخاوت و زیبایی میداند و وحید را گنجینهای از هنر. شاعر به عشق و ارادت خود به این دو میبالد و از غم فقدان جمال سخن میگوید. او در حسرت جمال و وحید غرق شده و به شدت از اندوه شدید رنج میبرد، به طوری که دیگران نیز از حال او متاثر میشوند. در کل، شعر نشاندهنده عواطف عمیق و درد فراق شاعر از این دو شخصیت برجسته است.
جمال شاه سخا بود و بود تاج سرموحید گنج هنر بود و بود عم به سرم
هوش مصنوعی: زیبایی شاه به مثابه بخشندگی و سخاوتش بود و تاج سر من، تنها یک نفر است که با هنرهایش به من ارزش میدهد.
به سوی این دو یگانه به موصل و شرواندلی است معتکف و همتی است بر حذرم
هوش مصنوعی: دل من به سمت این دو مبدأ بزرگ، موصل و شروان، متمرکز شده و هدفی جدی و با احتیاط دارم.
هنر بدرد ز دندان تیز سین سخادلم درید و بخائید گوشهٔ جگرم
هوش مصنوعی: هنر به من آسیب زد و دل من را پاره کرد و گوشهای از جگرم را نیز خونین کرد.
سخا بمرد و مرا هرکه دید از غم و دردگریست بر من و حالم، چو دید در به درم
هوش مصنوعی: سخا از بین رفت و هر کسی که مرا دید، از روی اندوه و رنج بر حال من گریست وقتی که اوضاع و احوالم را در بدترین شرایط مشاهده کرد.
منم غریق غم و اندهان که در شب و روزغم جمال برم و انده وحید خورم
هوش مصنوعی: من غرق در غم و اندوه هستم، در تمام شب و روز به خاطر زیبایی کسی غمگینم و از تنهایی رنج میبرم.