تناجی
خاقانی شروانی

شمارهٔ ۲۷۵

تا حضرت عشق را ندیمیمدر کوی قلندران مقیمیم
هم میکده را خدایگانیمهم درد پرست را ندیمیم
کوشنده نه از پی بهشتیمجوشنده نه از تف جحیمیم
ما بندهٔ اختیار یاریمآزاد ز جنت و نعیمیم
گر عالم محدث است گو باشما باری عاشق قدیمیم
بی‌زحمت پیرهن همه سالاز یوسف خویش با شمیمیم
آن آتش را که عشق ازو خاستگاه ابراهیم و گه کلیمیم
بس روشن سینه‌ایم اگرچهدر دیدهٔ تو سیه گلیمیم
اصل گهر از خلیفه داریمعالی نسبیم اگر یتیمیم
این است که از برای یک‌ دمدر چار سوی امید و بیمیم
خاقانی‌وار در خراباتموقوف امانت عظیمیم