هوش مصنوعی: نویسنده در این متن به نقد کسانی میپردازد که به احکام خداوند توجهی ندارند و به اباحت گرایش دارند. او این جهل را در هفت وجه توضیح میدهد:
۱. **جهل به وجود خدا**: گروهی که به وجود خدا ایمان ندارند و جهان و موجودات را تصادفی میدانند.
۲. **جهل به آخرت**: کسانی که معتقدند انسان پس از مرگ هیچگونه عذاب یا پاداشی نخواهد داشت.
۳. **ایمان ضعیف به خدا و آخرت**: افرادی که نمیدانند عبادت برای خدا به معنای نیاز خدا به عبادت نیست، بلکه برای نفع خود انسان است.
۴. **نادرست فهمیدن شریعت**: دو دسته وجود دارند؛ کسانی که معتقدند نمیتوانند خشم و شهوت را کنترل کنند و کسانی که این خواستهها را به کلی نادیده میگیرند.
۵. **جهل به صفات الهی**: برخی افراد صفات خدا مانند رحمت و کرامت را به صورت سطحی میفهمند و به عواقب اعمال خود توجه نمیکنند.
۶. **غرور به درجات دینی**: افرادی که تصور میکنند معصیت آنها ضرری ندارد و به دیگران بیتوجهند.
۷. **غفلت و شهوت**: در نهایت، برخی افراد به سبب غفلت و دلبستگیهای دنیوی، به راه اباحت میافتند و از حق غافل میشوند.
نویسنده تأکید میکند که اکثر این افراد به دلیل جهل به خود، حق یا شریعت به این حالت رسیدهاند و در پایان پیشنهاد میدهد که باید به خودشناسی و درک عمیقتری از دین پرداخته شود.
هوش مصنوعی: افرادی که از کسانی که به آزادی عمل در مسائل شرعی اعتقاد دارند، از محدودههای دستورات الهی خارج شدند، اشتباه و نادانی آنها از هفت جنبه مختلف بود.
هوش مصنوعی: اولین نکته این است که گروهی از مردم وجود دارند که به خدا اعتقاد ندارند. آنها به دنبال درک خداوند از طریق تخیل و فرضیات بودند، اما وقتی نتوانستند او را درک کنند، انکارش کردند و باور کردند که همه چیز با قوانین نجوم و طبیعت توضیح داده میشود. این افراد گمان کردند انسانها و دیگر موجودات و این جهان شگفتانگیز به طور اتفاقی و بدون خالق به وجود آمدهاند یا از همیشه وجود داشتهاند، یا اینکه به طور طبیعی پدید آمدهاند بدون اینکه خودشان از این موضوع آگاه باشند. این شبیه به فردی است که یک نوشته زیبا میبیند و فکر میکند که این نوشته به طور تصادفی و بدون نویسندهای ایجاد شده است، در حالی که واقعاً نیاز به نویسندهای با توانایی و دانش دارد. این افراد که نمیتوانند حقیقت را ببینند، به اشتباه به مسائل طبیعی و نجومی استناد میکنند.
هوش مصنوعی: در این متن گفته شده که یکی از دلایل اصلی نادانی گروهی از مردم به مسأله آخرت این است که فکر میکنند انسان مانند گیاهان یا حیوانات دیگر است و پس از مرگ هیچ وجودی ندارد. به همین خاطر، نه حساب و کتابی در کار است و نه پاداشی یا مجازاتی. این نادانی ناشی از عدم شناخت آنها از خودشان است؛ آنها تنها خود را مانند اسب، گاو یا گیاه میشناسند و از روح حقیقی که وجود انسان را تشکیل میدهد، که ابدی و جاودانیست، بیخبرند. به این ترتیب، آنها فقط کالبد مادی را میبینند که پس از مرگ از آن جدا میشود و مرگ را صرفاً پایان زندگی میپندارند. در بخش بعدی این موضوع بیشتر مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
هوش مصنوعی: سیمای نادانی افرادی است که به خدا و روز قیامت ایمان دارند، اما این ایمانشان ضعیف است و مفهوم شریعت را نمیدانند. آنها معتقدند که خداوند نیازی به عبادت انسانها ندارد و از گناه کردن ما نیز آسیب نمیبیند، زیرا او پادشاهی است که از عبادت بندگان بینیاز است و در نزد او عبادت و گناه هردو اهمیت یکسانی دارند.
هوش مصنوعی: این افراد ناآگاه در قرآن میخوانند که گفته شده است: «کسی که پاک شود، تنها برای خود پاک میشود؛ و کسی که جهاد کند، برای خود جهاد میکند؛ و کسانی که عمل صالح انجام دهند، برای خودشان است.» اینجا به یک نوع نادرست از فهم شریعت اشاره میشود که معتقد است باید کارها را فقط برای خدا انجام داد و نه برای خود. این مشابه حالتی است که یک بیمار از دستورات پزشک سرپیچی کند و بگوید: «من به حرف پزشک گوش نمیدهم.» درست است که او این جمله را میگوید، اما در نهایت به خاطر این نادیدهانگاری، سلامت خود را از دست میدهد. مشکل او از پیروی نکردن از نظر پزشک ناشی میشود، نه از نیاز پزشک به او. همانطور که بیماری جسمی میتواند به نابودی در این دنیا منجر شود، بیماری روحی هم میتواند به بدبختی در آن دنیا بینجامد. اگر دارو و پرهیز برای سلامت جسم ضروری هستند، طاعت، معرفت و دوری از معصیت نیز برای سلامت دل لازماند. در پایان، بر این نکته تأکید میشود که تنها کسانی نجات خواهند یافت که با قلبی سالم به سوی خدا آیند.
هوش مصنوعی: وجه چهارم به جهل افرادی اشاره دارد که درباره شریعت درک نادرستی دارند. آنها معتقدند که شریعت میگوید باید دل را از شهوت و خشم و ریا پاک کرد و معتقدند که این امر غیرممکن است، چرا که انسان به این ویژگیها آفرینش یافته و مانند این است که کسی بخواهد گلیم سیاه خود را سفید کند. بنابراین، آنها بر این باورند که تلاش برای دستیابی به این هدف، بیفایده است. اما این افراد نمیدانند که شریعت چنین دستوری نداده است. در حقیقت، شریعت تأکید دارد که باید خشم و شهوت را تحت کنترل درآورد و به گونهای زندگی کرد که این احساسها بر عقل و شریعت غلبه نکنند، همچنین باید به حدود شریعت پایبند بود و از گناهان بزرگ دوری جست، تا بتوان از گناهان کوچکتر نیز گذشت و بخشوده شد. این نکته ممکن است و بسیاری افراد به این هدف دست یافتهاند.
هوش مصنوعی: پیامبر (ص) نیازی به خشم و شهوت را نفی نکرد و خود نیز همسر داشت. او فرموده است: «من انسان هستم و مانند سایر انسانها خشمگین میشوم.» همچنین، خداوند در قرآن به افرادی که خشم خود را کنترل میکنند و از دیگران عفو مینمايند، ستایش کرده است، اما هیچگاه کسی را که هرگز خشمگین نمیشود، مورد ستایش قرار نداده است.
هوش مصنوعی: وجه پنجم: ناآگاهی افرادی درباره صفات خداوند است که فقط به رحمت و بزرگواری او توجه دارند و نمیدانند که او همچنین میتواند عذاب سختی بدهد. این افراد نمیبینند که خداوند بسیاری از مردم را در سختیها، بیماریها و گرسنگیها قرار میدهد، حتی با وجود رحمت و کرامتش. آنها فکر میکنند که بدون تلاش و کار، مانند کشاورزی و تجارت، میتوانند روزی به دست آورند و در حالی که خداوند روزی را ضامن شده است، به یاد نمیآورند که فعالیت انسانها نقش مهمی در تأمین روزی دارد. همچنین به آنها یادآوری میشود که هر انسانی فقط در برابر سعی و تلاش خود نتیجه میبیند. این افراد به کرم خداوند ایمان ندارند و از تلاش برای دنیا دست میکشند و در نهایت، اعتقاداتشان در مورد آخرت تنها زبانی است و پایهای ندارند.
هوش مصنوعی: شماره شش: جهل افرادی است که به خود مغرور میشوند و میگویند: "ما به جایی رسیدهایم که گناه ما به ما آسیبی نمیزند" و دین ما به مرحلهای رسیده که دیگر نجاست نمیپذیرد. بیشتر این افراد احمق آنقدر خود را کوچک و ضعیف میبینند که اگر کسی به آنها بیاحترامی کند یا بر خودشیفتگیشان لطمه بزند، تمام عمر با او دشمنی خواهند کرد. اگر چیزی که به آنها طمع کردهاند از دستشان برود، دنیا بر آنها تنگ و تاریک میشود. این افراد که هنوز به مقام مردانگی نرسیدهاند، چگونه میتوانند چنین ادعایی را درست بدانند؟
هوش مصنوعی: اگر کسی به درجهای رسیده باشد که از خصائل بدی چون عداوت، شهوت، ریا و خشم مصون مانده است، نمیتواند به این بهانه از مسؤولیت دوری کند. زیرا حتی پیامبران نیز به خاطر خطاها و گناهان خود دچار اندوه و گریه میشدند و عذرخواهی میکردند. رفقای آنان از گناهان کوچک پرهیز میکردند و از ترس شبهات از حلالها دوری میگزیدند. پس این فرد چگونه میتواند ادعا کند که در دام شیطان نیست و مقام او بالاتر از مقام پیامبران است؟ اگر او بگوید پیامبران نیز اینگونه بودند و کارهایشان برای کمک به مردم بود، او نیز باید همانند آنها عمل کند، به خصوص که اثرات رفتار او ممکن است بر دیگران آسیب بزند. اگر این آسیب برای او اهمیت ندارد، پس چرا پیامبر (ص) باید نگران آسیبها میبود؟ اگر او به خود آسیب نمیزند، چرا باید خود را در معرض تنبیه قرار دهد؟ پیامبر حتی یک خرما از صدقه را نمیخورد، زیرا ممکن بود دیگران به گمراهی بیفتند. او در مورد شراب نیز باید به همین گونه عمل کند. در نهایت، مقام این فرد نمیتواند از مقام پیامبران بالاتر باشد و اینطور نیست که یک صد قدح شراب برتر از یک خرما باشد. اگر او خود را در موقعیتی قرار دهد که صدها قدح شراب او را نابود کند، در حالی که پیامبر با یک کوزه آب کمحجم خود را کنترل میکرد، مشخص است که شیطان با او بازی میکند و احمقها از او مسخره خواهند کرد.
هوش مصنوعی: بزرگان دین بر این باورند که اگر انسانی تحت تاثیر هوسهای خود نباشد، به واقع انسانی است که ارزش دارد وگرنه فقط یک موجود بیهدف است. آنها یادآور میشوند که نفس انسان میتواند فریبنده و فریبکار باشد و به راحتی ادعای استقلال کند، اما برای اثبات این ادعا هیچ دلیلی ندارد که قابل اعتماد باشد. تنها در صورتی که فردی به دستورات دین عمل کند و از هوسهای خود پیروی نکند، میتوان گفت که او در مسیر درستی قرار دارد. در غیر این صورت، اگر کسی به دنبال توجیه و حقه بازی باشد، در حقیقت در زیر سلطه وسوسههای شیطانی است و چنین فردی اگر دچار غرور شود، ممکن است به هلاکت برسد. بنابراین، تسلیم شدن در برابر دستورات دین هنوز ابتداییترین نشانهی ایمان است.
هوش مصنوعی: وجه هفتم: این مسئله از غفلت و تمایلات نفسانی ناشی میشود و نه از نادانی. برخی افراد از شبهات گذشته خود هیچ چیزی نشنیدهاند، اما گروهی دیگر را میبینیم که در مسیر اباحت حرکت میکنند و فساد به بار میآورند. آنها در صحبتهای خود به بیهودهگویی پرداخته و ادعای تصرف و ولایت میکنند. این وضعیت برایشان خوشایند است چون تمایلات نفسانی و بیخبری آنها غالب شده و نمیتوانند بپذیرند که در حال فساد هستند و فکر نمیکنند که ممکن است عواقب بدی در پی داشته باشد. در حقیقت، آنها میگویند که آنچه انجام میدهند فساد نیست و به این ترتیب از مفهوم واقعی فساد و تهمت بیخبرند. این افراد دچار غفلت و افراط در تمایلات خود هستند و شیطان بر آنها تسلط یافته و به همین دلیل نمیتوانند سخن خود را درست اصلاح کنند زیرا شبهاتشان از تفکر صحیحی نشأت نمیگیرد.
هوش مصنوعی: بسیاری از این قوم به گونهای هستند که خداوند در مورد همه انسانها فرموده است: «ما بر دلهای آنها پردههایی قرار دادهایم تا نفهمند و در گوشهایشان سنگینی است، و اگر آنها را به هدایت دعوت کنی، هرگز هدایت نخواهند یافت.» همچنین میفرماید: «و وقتی تنها نام پروردگارت را در قرآن یاد میکنی، آنها از شما فرار میکنند.» بنابراین، بهتر است با آنها به شمشیر رفتار کرد تا به دلیل حجت و دلیل.
هوش مصنوعی: این جمله به خوبی نشاندهنده نکات مهمی درباره نصیحت و اشتباهات کسانی است که به دنبال آزادگی و اباحت هستند. دلیل این وضعیت ممکن است ناآگاهی از خود، ناآگاهی از حقیقت یا ناآگاهی از راه رسیدن به حقیقت باشد که تحت عنوان شریعت شناخته میشود. وقتی ناآگاهی در مورد مسالهای وجود داشته باشد که با روحیات فرد همخوانی داشته باشد، از بین بردن آن دشوار میشود. به همین دلیل، برخی افراد بیهیچ تردیدی به راه اباحت ادامه میدهند و مدعیاند که در حال حیرت هستند، بدون آنکه مشخص کنند در چه موضوعی حیرانند. این افراد به گونهای مشابه با کسی هستند که به پزشک میگوید بیمار است، اما نمیگوید چه بیماری دارد. در این حالت، درمان او ممکن نیست تا زمانی که نوع بیماریاش مشخص شود. بهتر بود به او میگفتند که در هر مسئلهای میتوانی حیرتزده باشی، اما در مورد اینکه تو آفریدهای و آفریدگار تو عالم و قادر است و هر چه بخواهد میتواند انجام دهد، نباید در شک باشی. این نکته باید با استدلال روشن شود.