هوش مصنوعی: این متن به تشبیه مال به مار پرداخته و بیان میکند که مال میتواند هم زهر باشد و هم تریاک، به این معنی که اگر کسی نتواند به درستی با آن برخورد کند، هلاک خواهد شد. پنج نکته دربارهی مدیریت مال ارائه میشود:
1. **هدف از وجود مال:** مال باید برای تامین نیازهای ضروری مانند خوراک، پوشاک و مسکن استفاده شود و نه برای فخر و تفاخر.
2. **حفظ حلال:** افراد باید از مال حرام و شبههناک دوری کنند و از روشهای اخلاقی در کسب درآمد استفاده کنند.
3. **مقدار مال:** افراد نباید بیش از نیاز خود جمعآوری کنند و حق اهل حاجت را بشناسند.
4. **روش خرج کردن:** خرج باید به صورت معقول و بر اساس ضرورت باشد و انسان باید در خرج کردن به قناعت بپردازد.
5. **نیت:** نیت باید خالص باشد و همه کارها باید برای تقرب به خدا انجام شود.
در نهایت، بیان میشود که اگر انسان به این اصول پایبند باشد، مال او ضرری نخواهد داشت و میتواند آن را به شکل مثبتی مدیریت کند. همچنین، مثالهایی از شخصیتهای اسلامی مانند عبدالرحمن بن عوف و نقل قولهایی از پیامبر اسلام وجود دارد که اهمیت این مسائل را نشان میدهد.
هوش مصنوعی: بدان که مال همانند ماری است که در آن زهر و خطر نهفته است. هر کس که فنون برخورد با این مار را نداشته باشد و بیاحتیاط به آن نزدیک شود، نابود خواهد شد. به همین دلیل، درست نیست که کسی بگوید در زمان صحابه، افرادی چون عبدالرحمن بن عوف که ثروتمند بودند، وجود داشتند و پس در ثروت داشتن ایرادی نیست. این موضوع مشابه است با کودکی که ماری را میبیند و دستش را به سمت آن دراز میکند، فکر میکند که میتواند چیزی از آن بگیرد چون به نظرش نرم و خوشدست است. در این وضعیت، او هم به همین روش پیش میرود و ناگهان دچار خطر و نابودی میشود.
2
وافسونمالپنجاست:
هوش مصنوعی: و جادو و سحر به مال و ثروت مربوط میشود.
هوش مصنوعی: نخست باید بدانی که مال چه هدفی دارد. همانطور که بیان کردیم، مال برای تأمین نیازهای اساسی انسان مانند غذا، لباس و مسکن ایجاد شده است. بدن انسان به حواس نیاز دارد و حواس برای کارکرد عقل ضروریاند و عقل نیز برای پرورش دل است تا به شناخت حق تعالی نائل شود. وقتی این را درک کردی، دل خود را بر اساس اهدافی که داری، محدود میکنی و در این راستا از حکمت خود استفاده میکنی.
هوش مصنوعی: دوم اینکه باید در درآمد خود دقت کند تا از موارد حرام و مشکوک پرهیز کند و همچنین از کارهایی که به جوانمردی آسیب میزنند، مانند رشوه، گدایی، و مزدهایی که برازنده نیست، دوری کند.
هوش مصنوعی: سومین نکته این است که فرد باید میزان داراییاش را حفظ کند تا پیش از نیاز، جمعآوری نکند و هر چیزی که بیشتر از نیاز ضروری است و به پیشرفت دین مربوط نمیشود، باید به نیازمندان اختصاص یابد. وقتی کسی به کمک نیاز دارد، آنچه اضافیست متعلق به اوست و نباید از او بازپس گرفته شود. اگر فرد توانایی ایثار در شرایط نیاز را ندارد، نباید در آن موقعیت کوتاهی کند.
هوش مصنوعی: چهارمین نکته این است که باید هزینهها را مدیریت کرد و تنها در موارد ضروری خرج کرد. همچنین باید به اندکی قناعت کرد و در صرف هزینهها انصاف را رعایت کرد، چرا که خرج کردن نادرست، مثل درآمد غیر مشروع، درست نیست.
هوش مصنوعی: پنجم اینکه باید نیت و قصد در هزینه و درآمد خود را درست و صحیح قرار دهد. هر چیزی که به دست میآورد باید برای آرامش و عبادت باشد و آنچه را که نگه میدارد باید به خاطر پرهیز از دنیا و زهد نگه دارد. این نگهداری باید به گونهای باشد که دلش از فکر دنیا دور بماند و به یاد خدا باشد. همچنین، باید آنچه را که نگهداشته برای نیازهای مهم دین و عبادت باشد و منتظر باشد تا در زمان مناسب خرج کند. اگر چنین کند، مالی که دارد ضرر نخواهد داشت و ثروتش مانند درمان خواهد بود نه سم.
هوش مصنوعی: علی مرتضی (ع) فرمودند که اگر کسی مالک همه چیز در زمین شود، و به خداوند به عنوان دلیل اصلی دستیابیاش به این ثروت اعتقاد نداشته باشد، او زاهد نیست، حتی اگر ثروتمندترین انسان باشد. باید نیت انسان در کارهایش عبادت و هدایت به سوی آخرت باشد. اگر کارهایش فقط به منظور رفع نیازهای مادی یا صرف غذا باشد، در واقع عبادت به شمار نمیآید و ثواب نخواهد داشت. با این حال، نیازهای دینی انسان به تمام اقداماتی که انجام میدهد، مرتبط است. از آنجایی که بیشتر مردم توانایی درک این مسأله را ندارند و اگر هم بدانند، به آن عمل نمیکنند، بهتر است از جمع کردن ثروت بسیار خودداری کنند. زیرا ثروت زیاد میتواند باعث فخر و غفلت شود و در نهایت درجات انسان در آخرت را کاهش دهد که این یک ضرر بزرگ است.
هوش مصنوعی: عبدالرحمن عوف در زمان خود ثروت زیادی به جا گذاشت و برخی از صحابه نگران بودند از اینکه او ثروت زیادی را خلف خود باقی گذاشته است. کعب اخبار اعتراض کرد و گفت که مگر چه مشکلی وجود دارد؟ این مال از راه حلال به دست آمده و او آن را به درستی خرج کرده است. وقتی این خبر به بوذر رسید، او خشمگین شد و تصمیم داشت کعب را تنبیه کند. کعب به خانه عثمان پناهنده شد و بوذر به او تهمت زد و گفت که چرا نگران ثروت عبدالرحمن عوف هستید. او یادآوری کرد که پیامبر (ص) به او گفته بود که مالداران در قیامت در کمترین رتبه قرار دارند، مگر اینکه آن مال را در راه خدا خرج کنند. بوذر تأکید کرد که او هرگز نمیخواهد با وجود ثروت زیاد، در نهایت فقط دو قیراط از او باقی بماند. او به کعب گفت که حرفش دروغ است و هیچکس نتوانست پاسخی به او بدهد.
هوش مصنوعی: روزی کاروانی از شتران عبدالرحمن که از بازرگانی در یمن برگشته بودند، به مدینه رسید. خبر این موضوع در شهر پیچید و عایشه پرسید: «این چه چیزی است؟» گفتند که شتران عبدالرحمان هستند. او گفت: «پیامبر (ص) راست گفته است». این خبر به عبدالرحمن رسید و او از این موضوع نگران شد. پس به نزد عایشه آمد و پرسید: «ای عایشه! پیامبر چه فرمود؟» عایشه گفت: «پیامبر به من فرمود که بهشت را دیدم، درویشان و یاران را دیدم که با شتاب به سوی بهشت میدویدند و هیچ ثروتمندی جز عبدالرحمن عوف را ندیدم که نتوانست به سرعت برود و به آرامی خزید تا به بهشت رسید». عبدالرحمن گفت: «من شتران و هر چه بر روی آنهاست را در راه خدا بخشیدم و همه غلامان را آزاد کردم تا شاید من نیز بتوانم به جمع آنان بپیوندم». پیامبر (ص) فرمود: «اولین کسی از ثروتمندانی که به بهشت میرود، تو خواهی بود؛ ولی برای این کار باید سخت تلاش کنی و تدبیر به خرج دهی».
هوش مصنوعی: یک نفر از بزرگان میگوید: من نمیخواهم که هر روز هزار دینار از راه حلال به دست آورم و در راه خدا خرج کنم، حتی اگر باعث شود از نماز و جماعت باز بمانم. وقتی از او پرسیدند چرا اینطور فکر میکند، پاسخ داد که نمیخواهم در روز قیامت از من بپرسند: «بنده من، این پول را از کجا آوردی و چگونه صرف کردی؟» او احساس میکند که توانایی تحمل چنین سوالاتی و پاسخگویی به حسابرسیها را ندارد.
هوش مصنوعی: پیامبر (ص) فرمودند: در روز قیامت، مردی را میآورند که مالش را از راه حرام به دست آورده و آن را نیز به حرام خرج کرده است و او را به دوزخ میبرند. مرد دیگری هم میآید که مال خود را از راه حلال به دست آورده اما به حرام مصرف کرده و او نیز به دوزخ میرود. همچنین مرد دیگری وجود دارد که از حرام کسب کرده اما آن را به حلال خرج کرده و او هم به دوزخ میرود. سپس مرد چهارمی را میآورند که از حرام به دست آورده ولی آن را به حلال و به حق خرج کرده است. به او میگویند: این شخص را نگه دارید زیرا در به دست آوردن این مال، ممکن است در طهارت یا در رکوع یا سجود تقصیر کرده باشد و به شرایط و زمانها توجه نکرده باشد. او درخواست میکند که من از حلال کسب کردهام و به حق خرج کردهام و در هیچ یک از واجبات قصوری نکردهام. ولی به او میگویند شاید تو لباس ابریشمی و اسب و تجملاتی داشتهای و به این موارد تفاخر کردهای. او دوباره تاکید میکند که در هیچ یک از واجبات قصوری نداشته و به این مال به خاطر فخر و مباهات نپرداخته است. سپس به او میگویند ممکن است در حق یتیمی، مسکینی، همسایه یا خویشی کوتاهی کرده باشد. او در پاسخ میگوید که من از حلال به دست آوردهام و به حق خرج کردهام و در واجبات هیچ کوتاهی نداشتهام و همچنین به خاطر فخر و مباهات هیچ اقدام نداشتهام و در حق همه نیز قصوری نکردهام.
هوش مصنوعی: پس مردم به او میآیند و میگویند: "بار خدایا، به او نعمتهایی دادهای و او را در میان ما قرار دادهای. از حقوق ما از او بپرس." هر یک از آنها سوال میکنند و اگر او هیچ تقصیری نداشته باشد، به او میگویند: "اکنون وقت شکرگزاری این نعمت است." و او باید برای هر لقمهای که خورده و هر لذتی که برده شکرگزاری کند. به همین دلیل هیچ کس از بزرگان به ثروت رغبت نمیکند، زیرا اگر عذاب نباشد، حساب و کتابی وجود دارد. حتی رسول خدا (ص) که پیشوای امت است، درویشی را انتخاب کرد تا مردم بدانند که زندگی درویشی از ثروت بهتر است.
هوش مصنوعی: عمران حصین میگوید که در ملاقات با پیامبر (ص) بیادبی کرده است. یک روز حضرت فرمودند: «بیا تا به عیادت فاطمه برویم.» وقتی به در خانهاش رسیدند، در زد و گفت: «سلام علیکم! آیا میتوانم وارد شوم؟» فاطمه پاسخ داد: «بیا داخل.» پیامبر فرمود: «من و این کسی که با من است، میتوانیم وارد شویم؟» فاطمه گفت: «ای پیامبر خدا، برای من جز یک گلیم کهنه چیزی نیست.» پیامبر فرمود: «آن را بر سرت بگذار و به خودت بپوشان.» فاطمه گفت: «اگر این گلیم را بپوشم، پاهای برهنهام میماند.» پیامبر گلیمی کهنه به او داد و گفت: «این را بگیر و بپوش.» وقتی وارد شدند، پیامبر از حال فاطمه پرسید و او گفت: «بسیار بیمار و دردمندم و از آن بدتر گرسنهام و هیچ چیزی برای خرید ندارم و طاقت گرسنگی را ندارم.» پیامبر با شنیدن این حرفها گریه کرد و گفت: «نگران نباش، به خدا قسم که سه روز است چیزی نخوردهام و من نزد خدا از تو عزیزترم و اگر بخواهم میتوانم به تو کمک کنم، اما من آخرت را بر دنیا ترجیح دادهام.» سپس دستان خود را بر دوش او گذاشت و فرمود: «به تو بشارت میدهم که تو سیده زنان اهل بهشت هستی.» فاطمه پرسید: «آسیه، همسر فرعون و مادر عیسی، مریم چه طور؟» پیامبر فرمود: «هر کدام از آنها سیده زنان دنیا خودشان هستند، ولی تو سیده زنان تمام عالم هستی و شما در خانهها به آرامی زندگی خواهید کرد و در آنجا نه صدایی هست و نه زحمتی. سپس فرمود: «به پسرعمویت و همسرت قناعت کن، که من تو را به کسی واگذار کردهام که در دنیا و آخرت سید است.»
هوش مصنوعی: روایتی وجود دارد که مردی به عیسی (ع) گفت که میخواهد در کنار او باشد. آنها به سمت کنار جوی آب رفتند و سه نان همراه داشتند. مرد یکی از دانهها را دید و به عیسی (ع) گفت که نانها را نمیبیند. عیسی (ع) در کنار جوی نشسته بود و نمیدانست نانها کجا رفتهاند. آنها ادامه دادند و حین عبور، آهویی با دو بچهاش را دیدند. عیسی (ع) یکی از آنها را صدا کرد و بعد از کشتن آن، آن را بریان کردند و هر دو از آن خوردند. سپس عیسی (ع) به آهو گفت که زنده شود و آن نیز به فرمان خدا زنده شد. عیسی (ع) از مرد پرسید که نانها کجا رفتهاند و او گفت که نمیداند. در ادامه، آنها به رودی رسیدند و عیسی (ع) دست مرد را گرفت و هر دو بر روی آب عبور کردند. عیسی (ع) از او دوباره پرسید که نانها کجا هستند و او باز هم گفت که نمیداند. سپس به محلی پر از ریگ رسیدند. عیسی (ع) با فرمان خدا آن ریگها را جمع کرد و زر کرد. او زرها را به سه قسمت تقسیم کرد و گفت که یکی برای خودش، یکی برای مرد و یکی برای کسی که نان داشته باشد. مرد به سبب طمع به زرها گفت که نان برای اوست. عیسی (ع) گفت که همه سه قسمت به تو تعلق دارد و سپس رفت. دو مرد به او نزدیک شدند و خواستند او را بکشند تا زرها را ببرند. مرد گفت که او را نکشند و یکی از آنها برود غذا بیاورد. مرد به بازار رفت و در دلش فکر کرد که زهر به غذای آنها بزند تا آنها بمیرند و زرها را برای خود بردارد. اما آن دو مرد تصمیم گرفتند که وقتی او برمیگردد، او را بکشند. وقتی مرد برگشت، او را کشتند و خودشان از غذا خوردند و هر دو مردند. زرها در محل باقی ماند. عیسی (ع) به آنجا رسید و دید که زرها و هر سه کشته شدهاند و گفت: "ای دوستان! دنیا چنین است. از آن بپرهیزید." این داستان نشان میدهد که اگر معلمی باشد و او را عظیم بشماری، بهتر است که به مال دنیا توجه نکنی و به قدر نیاز به آن نگری، زیرا مثل ماری که در آخر به هلاکت میانجامد.