هوش مصنوعی: این متن بیان میکند که انسان به دنبال کمال است و طلب علم به عنوان یکی از جنبههای کمال، مورد ستایش قرار میگیرد. در مقابل، طلب قدرت و مال نیز مطرح میشود، اما این دو به اندازه علم ارزشمند نیستند. علم و قدرت هر دو از صفات خداوند هستند، اما تنها راه دستیابی به علم واقعی برای انسان وجود دارد، در حالی که قدرت واقعی برای انسان قابل دسترسی نیست و به چیزهای مادی و فانی مرتبط است.
علاوه بر این، علم با مرگ از بین نمیرود و ابدی است، زیرا به ذات خداوند و صفات او تعلق دارد؛ در حالی که چیزهای مادی به سرعت از بین میروند. پس علم حقیقی و آزادی از شهوات، کمالات واقعی به شمار میروند. انسانها ممکن است به دنبال مال و جاه بروند، اما در واقع در جهل هستند و این راهها به زیانشان خواهد انجامید. در نهایت، متن نتیجه میگیرد که انسانها در جستجوی کمال واقعی باید به علم و معرفت توجه کنند و از وابستگی به چیزهای فانی دوری کنند.
هوش مصنوعی: اگر کسی بگوید که میل به کمال ربوبیت در طبیعت انسان وجود دارد و این کمال تنها از طریق علم و قدرت به دست میآید و همچنین طلب علم مطلوب است زیرا به کمال منتهی میشود، این پرسش پیش میآید که آیا طلب مقام و ثروت نیز مطلوب نیست چون آنها نیز به نوعی طلب قدرت هستند و قدرت خود از ویژگیهای کمال به شمار میآید و به صفات الهی مرتبط است. در پاسخ باید گفت که هم علم و هم قدرت هر دو به نوعی کمال هستند و به صفات ربوبیت تعلق دارند، اما انسان تنها میتواند به علم حقیقی دست یابد و نمیتواند به قدرت حقیقی برسد. علم کمالی است که انسان میتواند به حقیقت آن را به دست آورد و با آن باقی بماند، اما قدرت به دست نمیآید، بلکه انسان فکر میکند که به آن دست یافته است. در حالی که قدرت به مال و موجودات دیگر وابسته است و با مرگ از انسان جدا میشود و هر چیزی که با مرگ نابود شود، نمیتواند از باقیات صالحات باشد. بنابراین، صرفاً برای قدرت باید به اندازهای استفاده شود که به بهرهبرداری از علم کمک کند.
هوش مصنوعی: علم حقیقی در دل انسان جای دارد و نه در بدن. این علم باقی و جاودانه است، زیرا وقتی عالم از این دنیا میرود، علم همچنان باقی میماند و نوری میشود که امانت الهی را درک میکند و به مرتبهای از لذت میرسد که حتی لذتهای بهشت در مقایسه با آن ناچیز میگردند. علم به هیچ چیز دنیوی وابسته نیست، زیرا نه به مال تعلق دارد و نه به دلهای مخلوق، بلکه به ذات خداوند و صفات او در عالم ملکوت مرتبط است. این علم ازلی و ابدی است و هیچگاه زوال نمیپذیرد و هیچ امری نمیتواند آن را تغییر دهد. اما علمی که به چیزهای مخلوق و فانی متصل است، ارزشی ندارد؛ مانند علم لغت که موقتی و وابسته به فهم کتاب و سنت است و در نهایت معرفت حق را فراهم میآورد. بنابراین هر علمی که وابسته به دنیا و فنا باشد، هدف نهاییاش نیست، بلکه تابع علم ازلی است که از جمله باقیات صالحات و از ذات الهی است که همیشگی و تغییرناپذیر است.
هوش مصنوعی: هر چه انسان به اصول و مبانی اولیه نزدیکتر باشد، به خداوند نزدیکتر است. تنها دانش واقعی و قدرت حقیقی وجود دارد، که آن هم نوعی قدرت به حساب میآید و آن آزادی و رهایی از بند شهوات است. هر فردی که به شهوات دنیا اسیر باشد، به آن شهوات وابسته است و در هر نیازی که دارد، دچار نقص است. بنابراین، رهایی از این نیازها و توانایی بر کنترل شهوات، به شکلی کمال است که انسان را به صفات خدا و فرشتگان نزدیکتر میکند. زیرا هر چه از تغییرات و نیازهای دنیوی دورتر باشد، به فرشتگان نزدیکتر است. در نتیجه، کمال انسان در حقیقت علم و شناخت و همچنین آزادی از شهوات نهفته است.
هوش مصنوعی: مال و مقام میتواند انسان را به کمال برساند، اما این کمال واقعی نیست و پس از مرگ از بین میرود. بنابراین، مردم در جستجوی کمال معافند و در حقیقت به این امر مأمور هستند و به سوی آن تمایل دارند. اما در مورد کمال واقعی ناآگاهند و آنچه را که کمال میدانند، به اشتباه دنبال میکنند. در نتیجه، همه در مسیر زیان هستند و خداوند در این باره میفرماید: «و زمان را قسم میخورم که انسان در خسران است».