هوش مصنوعی: این متن به بررسی مفهوم عجب یا خودپسندی و منشأ آن میپردازد. نویسنده بیان میکند که عجب ناشی از جهل است و تنها راه درمان آن شناخت و معرفت است. فردی که در علم و عبادت مشغول است، اگر به خود ببالد، در حقیقت از جهل خود غافل است. تمام تواناییها و نعمتها از سوی خداوند است و انسان نباید به خود افتخار کند، زیرا هیچ چیزی از خود ندارد و تنها واسطهای در قدرت حق تعالی است.
نویسنده مثالی از یک پادشاه میآورد که بخشی از نعمتهایش را بدون دلیل به یکی از غلامان میدهد، و این نشان میدهد که استحقاق و توانایی از خود فرد نیست. در ضمن، اگر کسی بگوید که توفیق عبادت را به دلیل دوستی از خدا دارد، باز هم باید بداند که این دوستی و معرفت از لطف خداوند است. در نهایت، باید دانست که عجب از نداشتن آگاهی است و انسان باید شکرگزار نعمتهای الهی باشد و به خود نبالد.
هوش مصنوعی: باید بدانی که این یک بیماری عجیب است که اساس آن ignorance یا جهل خالص است و درمانش معرفت و آگاهی کامل است. اگر کسی همه روز را در علم و عبادت مشغول باشد، باید به او گفت که تعجب تو از چیست؟ آیا از این است که این حالات به تو میرسد و تو در حال عبور هستی یا اینکه این حالات از وجود تو به وجود میآید و قدرت تو باعث آن میشود؟ اگر این حالات از خودت میآید و تو فقط در حال عبور هستی، تعجب کردن از عبوری که برای تو بیمعناست، چه فایدهای دارد؟ و اگر میگویی که من در حال انجام این کارها هستم و به توانایی و قدرت من وابسته است، آیا میدانی که این قدرت و اراده و اعضای بدنت را از کجا آوردهای؟ اگر بگویی که این عمل به خواست من است، باید بگویم که این خواست و تمایل را چه کسی آفریده و بر تو مسلط کرده است؟ چه کسی این زنجیر قدرت را بر گردن تو نهاده و این امور را در دست تو قرار داده است؟ بنابراین، تمام نعمتها از سوی خداوند است و تعجب تو از خودت ناشی از جهل است، زیرا در حقیقت هیچ چیزی از آن تو نیست. باید شگفتی تو نسبت به فضل و کرم الهی باشد که بسیاری از مردم را غافل کرده و تمایلشان را به کارهای نادرست سوق داده است، و تو را به لطف خود نجات داده و بر تو قدرت داده تا تو را به عظمت خود نزدیک کند.
هوش مصنوعی: اگر پادشاه به غلامان خود توجه کند و بدون دلیل یا خدمت قبلی، یکی از آنها را خلعت دهد، باید این کار او به خاطر بزرگی و لطف پادشاه باشد و نه به دلیل شایستگی آن غلام. اگر بگوید که پادشاه حکیم است و تا زمانی که شایستگی من را ندیده، آن خلعت خاص را به من نداده، از او پرسیده میشود که تو چگونه شایستگی را به دست آوردهای؟ اگر همه چیز از بخشش پادشاه باشد، پس جای تعجب نیست و این همانند این است که پادشاه به تو اسبی بدهد و این عمل عجیب نیست، اما اگر به تو غلامی بدهد، تعجبآور خواهد بود، چرا که تو قبلاً اسبی داشتی و دیگران نداشتند. اگر پادشاه هر دو را به تو بدهد، دیگر عجبی ندارد و انگار که هر دو را همزمان به تو بخشیده است.
هوش مصنوعی: اگر بگویی من از آن جهت توفیق عبادت دارم که او را دوست داشتهام، خواهند گفت این دوستی را در دل تو چه کسی قرار داده است؟ اگر بگویی چون او را شناختهام و زیباییاش را دیدهام، خواهند پرسید این شناخت و دیدار را چه کسی به تو بخشیده است؟ پس چون همهچیز از اوست، نباید شگفتیات نسبت به خودت باشد، بلکه باید بدانیم که این ویژگیها از لطف و کرم او در تو به وجود آمده است. تو در میان هیچکس نیستی و چیزی نیستی، جز اینکه عبور کنی از قدرت پروردگار تعالی.