هوش مصنوعی: این متن به بررسی وضعیت غفلت مردم از کار آخرت و اهمیت بیداری آنها توسط پیامبران و علمای دین میپردازد. نویسنده میگوید که بیشتر مردم، به ویژه در میان قبیلهها و روستاها، به دلیل غفلت از خطرات آخرت بیدار نیستند و از آنچه در انتظار آنهاست بیخبرند. او تأکید میکند که برای بیدار کردن این غافلان، وجود افرادی چون پیامبران و علمای دین که میتوانند warnings الهی را منتقل کنند، ضروری است.
او همچنین به دو دسته از انسانها اشاره میکند: یک دسته که به دلیل معصیت خود ناامید شدهاند و دستهای دیگر که در ترس از نافرمانی خداوند قرار دارند. برای دسته اول، امید و توبه پیشنهاد میشود و برای دسته دوم، ترغیب به عبادت و پرهیز از شهوات.
نویسنده نتیجه میسازد که غفلت عاملی است که بسیاری از افراد را از حقیقت زندگی و آتش جهنم دور نگه میدارد و تنها با تلاش علمی و یادآوریهای دینی میتوان آنها را بیدار کرد. علمای دین باید به مردم نزدیک شوند و آنها را از خواب غفلت بیدار نمایند تا از عواقب اعمالشان آگاه شوند. در نهایت، او تصریح میکند که غفلت ۹۹% مردم از خطر کار آخرت مشکل بزرگی است که نیاز به توجه و اقدام دارد.
هوش مصنوعی: بیشتر افرادی که محبوبیت دارند، به دلیل غفلتی که دارند، این محبوبیت را بدست آوردهاند و معمولاً نود و نه درصد از این افراد در همین وضعیت هستند. غفلت به این معنی است که این افراد از امور آخرت آگاهی ندارند و اگر هم بدانند، به اشتباهات خود توجهی نمیکنند. انسان به گونهای آفریده شده که وقتی خطر را احساس کند، باید از آن دوری کند، حتی اگر به زحمت بیفتد. این خطر را میتوان از طریق نور نبوت یا پیامآوران الهی که به دیگران آگاهی میرسانند، مشاهده کرد. همچنین، علمای دین که وارثان پیامبران هستند، میتوانند افراد را بیدار کنند. کسی که در خواب غفلت بماند، جز بیداری از سوی یک مشفق راهی ندارد و این بیدار کردن، کار پیامبران و نمایندگان آنهاست. خداوند میفرماید که تو را به عنوان پیامبر فرستادهایم تا مردم را از خواب غفلت بیدار کنی. در کلام او آمده است که انسان در خسران است و هر کسی که به دنیا روی آورد و به دنبال هوس برود، به جهنم خواهد افتاد. اما آن کس که از مقام پروردگار خود بترسد و نفس خود را از هوا بازدارد، به بهشت خواهد رفت. بنابراین، سنگینی هوسها مانند مانعی بر سر راه رسیدن به بهشت است و کسی که از آن عبور کند، به بهشت راه پیدا میکند.
هوش مصنوعی: در این متن بیان شده است که ورود به بهشت با تحمل سختیها و مشقات همراه است، و ورود به آتش جهنم از طریق دلبستگیها و شهوات انجام میشود. نویسنده به وضعیت افرادی اشاره میکند که در مناطق دورافتاده مانند بادیهها (علفزارها) زندگی میکنند و اطلاعات کمتری دارند. این افراد معمولاً در خواب غفلت به سر میبرند و از خطرات عاقبت کار خود بیخبرند. در مناطقی که عالم و دانشمندی در میان آنها نیست، مانند روستاها که به نوعی شبیه گورستانها هستند، وضعیت مشابهی وجود دارد. همچنین در شهرهایی که علما مشغول امور دنیوی هستند و توجه کمتری به دین دارند، مردم نیز در غفلت و بیخبری میمانند. در نهایت، سؤال این است که اگر عالم خود به خواب غفلت رفته باشد، چگونه میتواند دیگران را بیدار کند؟
هوش مصنوعی: اگر عالم یا دانشمندی بر منبر صحبت کند و سخنانی بیمحتوا و تکراری بگوید، همانند آن است که در مجلس به مردم وعدههایی بیپایه میدهد که موجب میشود آنها به نوعی امیدواری نسبت به رحمت خدا پیدا کنند. در این میان، این افراد حالتی شبیه به کسانی پیدا میکنند که در خواب عمیقند و هیچ چیز آنها را بیدار نمیکند. این شخص قبلتر آسانتر بیدار میشد، اما اکنون حتی اگر چند بار روی سرش لگد بزنند، به هیچ عنوان متوجه نخواهد شد. هر فرد عادی که در چنین مجلسی شرکت کند، به این حالت دچار میشود که دیگر به فکر عواقب اعمالش نخواهد بود و به راحتی هر چیزی که به او گفته میشود را رد میکند و میگوید: «چرا باید نگران عواقب گناهان خود باشم، در حالی که خداوند بخشنده و رحیم است و بهشت وسیع است؟»
هوش مصنوعی: این متن به انتقاد از کسانی میپردازد که به جای درمان واقعی، تنها مسکنهای موقت و بیاثر به افرادی که در مشکل و گرفتاری هستند میدهند. شخصی به عنوان مثال مطرح میشود که مانند دکتری است که به بیمار خود عسل میدهد و میگوید که عسل درمان است، در حالیکه بیمار به بیماریهای جدیتری مبتلاست. در اینجا، دو نوع بیماری بیان میشود: یکی بیماری روحی و ناامیدی که انسان را در برابر گناهانش منفعل نگه میدارد و دیگری بیماربودن به خاطر طولانی شدن معاصی بدون توبه. به این بیماران امید داده میشود که خداوند بخشنده و رحیم است و هر کس که به درگاه او بازگردد و توبه کند، مورد رحمت قرار میگیرد. در نهایت، تکیه بر این است که امید و انابه به خداوند میتواند شفابخش باشد.
هوش مصنوعی: بیمار دیگری بود که به شدت از خوف رنج میبرد و به قدری نگران بود که از عبادت دست نمیکشید و میترسید که به خاطر تلاش زیاد، خود را نابود کند. او در شبها نمیتوانست بخوابد و مقدار کمی غذا میخورد. برای او، آیات امید و آرامش بود. اما این موضوع مانند نمکی بود که بر زخمهای سوخته قرار گرفته باشد و فقط باعث تشدید مشکل میشود. مانند این است که پزشک بخواهد حرارت را با شیرینی درمان کند و در حالی که بیماری در خون وجود دارد، این شخص مانند عامل فساد در دین مردم و همراه دجال است و به ابلیس کمک میکند.
هوش مصنوعی: اگر در هر شهری عالمی وجود داشته باشد، شیطان به آن شهر نفوذ نمیکند، مگر اینکه خود او در آنجا مقامی داشته باشد. اما اگر سخنان واعظ به طور شرعی و به منظور هشدار و ترساندن باشد، در حالی که رفتار او با سخنانش تناقض داشته باشد و بسیار به دنیا علاقهمند باشد، مردم به سخنان او توجه نخواهند کرد. او مانند کسی است که در برابر مردم در حال تبلیغ خطر یک غذای سمی است، در حالی که خود در حال خوردن آن غذاست. این باعث میشود مردم به او جذب شده و فکر کنند که او فقط به خودش فکر میکند و کسی نمیتواند به او آسیب برساند. اما اگر رفتار و گفتار او هر دو مطابق باشد و با سیره پیشینیان همخوانی داشته باشد، غافلان از خواب غفلت بیدار خواهند شد؛ اگر او در بین مردم پذیرش داشته باشد. اگر او مورد پذیرش نباشد و گروهی به سخنان او گوش ندهند و دیگران نیز حاضر نشوند، لازم است که او هر چه میتواند برای دسترسی به آنها تلاش کند و به خانههایشان برود و آنها را دعوت کند.
هوش مصنوعی: پس از مدتی مشخص شد که مردم در حالت نادانی و غفلت به سر میبرند و از خطرات آخرت بیخبر هستند. غفلت مشکل بزرگی است که خود فرد نمیتواند آن را درمان کند، زیرا غافل از غفلت خود بیخبر است و نمیداند چگونه باید به آن رسیدگی کند. بنابراین، درمان غفلت به دست دانشمندان و عالمان است. مانند کودکی که وقتی از خواب بیدار میشود، با راهنمایی والدین و معلمانش متوجه میشود. انسانها نیز باید با enseñamientos وعاظ و عالمان بیدار شوند. اما با این حال، فعلاً عالمان و واعظان در جامعه بهقدری مورد توجه قرار گرفتهاند که مردم همچنان در غفلت باقی ماندهاند. اگر هم در مورد آخرت صحبت شود، فقط بهطور ظاهری و سطحی است و در واقع درون مردم از عواقب معصیت و خطرات آن غافل است و این وضعیت هیچ فایدهای نخواهد داشت.