هوش مصنوعی: این متن دربارهی غرور و پندار در میان گروههای مختلف انسانها به ویژه علما، عابدان، صوفیان، و ثروتمندان است. نویسنده به نقد عادات و اعتقادات غلط این گروهها میپردازد و آنها را به دستههای مختلف تقسیم میکند.
عواید و علوم در این دستهبندیها به شدت نقد میشود و تأکید میشود که صرف داشتن علم یا انجام عبادت کافی نیست، بلکه باید باطن دل و نیت نیز پاک باشد. نویسنده میگوید خودآگاهی و خودشناسی اهمیت زیادی دارد و بسیاری از مردم به خاطر غفلت از درون خود، در غرور و جهل باقی میمانند.
همچنین به این نکته اشاره میشود که عمل به دستورات شرع و توجه به اخلاق و خلوص نیت در کارها از دیگر ارکان مهم ایمان و زندگی است. در نهایت، نویسنده توصیه میکند که هر فرد باید به بررسی و خودشناسی بپردازد تا از آفت غرور و پندار رهایی یابد و به حقیقت نزدیکتر شود.
هوش مصنوعی: آگاه باش که افرادی که به پندار گرفتارند، دچار خودخواهی و غرور شدهاند. این افراد به خود و عملکردشان نگاه خوبی دارند، اما از مضرات این نگرش غافلند و نمیتوانند حقیقت خالص را درک کنند. آنها مثل صرافانی هستند که فقط به ظاهر و رنگها دلخوش کردهاند و به عمق مهارت نرسیدهاند. اما افرادی که به علم و عبادت مشغولند و از غفلت و گمراهی خارج شدهاند، اغلب در دام غرور افتادهاند. پیامبر (ص) اشاره کردهاند که در روز قیامت، از آدم خواسته میشود تا فرزندانش را از دوزخ جدا کند و او میپرسد: از چند نفر؟ و جواب میشنود که از هزار و نود و نه نفر باید جدا کند. این افراد به این معنا نیست که همیشه در دوزخ خواهند ماند، بلکه نمیتوانند از گذر بر دوزخ رهایی یابند. برخی از آنها غافلند، برخی گمراه، برخی مغرور و برخی نیز به دلیل شهواتشان عاجزند، حتی اگر بدانند که مقصر هستند. ظرفیتی برای شناخت و آگاهی در میان این افراد وجود دارد که به چهار دسته تقسیم میشوند: علما، عابدان، صوفیان و صاحبان ثروت.
هوش مصنوعی: برخی از دانشمندان در مقام اول قرار دارند که تمام وقت خود را صرف علم میکنند تا به علوم مختلف دست یابند، اما در عمل کوتاهی میکنند و از گناهان خودداری نمیکنند. این دسته به حدی از علم رسیدهاند که گویی عذاب و مجازات شامل حالشان نمیشود و حتی دیگران نیز به واسطهی شفاعت آنها نجات پیدا میکنند. این افراد مانند بیماری هستند که فقط به خواندن علت بیماری خود اکتفا کرده و هر شب آن را تکرار میکنند، در حالی که باید به آموزشهای مفید توجه کنند و داروهای مؤثر را بشناسند، اما هیچگاه از شربت دارویی استفاده نمیکنند و تحمل تلخی آن را نمیکنند. تکرار صرفاً نام دارو برای آنها هیچ نتیجهای ندارد.
هوش مصنوعی: خداوند میفرماید، «کسی که خود را پاک کند، رستگار است» و همچنین میگوید، «نفس را از خواستههایش بازدار». او میفرماید، «فلاح و نجات تنها برای کسی است که پاکی را بهدست آورد، نه برای کسی که فقط علم پاکی را یاد بگیرد و به بهشت برود، بلکه برای کسی که به خواستههای نفسانیاش پشت کند، نه فقط کسی که بداند باید این کار را بکند». اگر کسی که دلش سلیم است، بر اساس اخبار مربوط به فضل علم این فکر را بکند، چرا اخبار مربوط به علمای بد را نمیخواند؟ در قرآن چنین علمایی به خر شباهت داده شدهاند که بار خود را بر دوش دارد و به سگی تشبیه شدهاند. همچنین گفته شده، «علمای بد را در آتش دوزخ خواهند انداخت، به گونهای که پشت و گردنشان میشکند و آتش آنها را میچرخاند، مانند how خر در آسیاب میچرخد و همه اهل دوزخ دورشان جمع میشوند و میپرسند: تو کیستی و این چه حالتی است؟ و پاسخ میدهد: من کسی هستم که گفتارهایش را شنیدم ولی عمل نکردم!»
هوش مصنوعی: پیامبر (ص) میفرماید که هیچ عذابی در روز قیامت بزرگتر از عذاب کسی نیست که به علم خود عمل نمیکند. او همچنین هشدار میدهد که بر کسی که فقط یک بار نادانی میکند، وای بر او، و بر کسی که میداند و عمل نمیکند، هفت بار وای. یعنی دانش بر او بار میشود و مسئولیت ایجاد میکند. برخی افراد در علم و عمل کمکاری کردند، اما ظاهراً همه کارها را به جا آوردند و از پاکی دل غافل ماندند. آنها ویژگیهای ناپسند مانند کبر، ریا، حسد، تمایل به قدرت و خوشحالی از درد دیگران و ناراحتی از خوشحالی آنها را از دل خود دور نکردند. آنها از پیامهایی که میگوید، «اندکی ریا هم شرک است و کسی که در دلش حتی یک ذرّه کبر باشد، به بهشت نمیرود» غافل شدند. همچنین یادآور میشود که خداوند به ظاهر انسانها نگاه نمیکند، بلکه به دلهای آنها توجه دارد.
هوش مصنوعی: این مانند حالتی است که کسی چیزی را میکارد و برای اینکه محصولش رشد کند، نیاز به پاکسازی و از بین بردن علفهای هرز و گیاهان ناخواسته دارد. در این مسیر، علفهای هرز از زمین سر برمیآورند و باید با دقت آنها را از بین برد تا ریشه و بیخ اصلی گیاه سالم بماند. هرچقدر هم که این علفهای هرز بیشتر رشد کنند، باید با تلاش بیشتری آنها را کنترل کرد.
هوش مصنوعی: اعمال ناپسند، پایه و اساسشان بد است و باید از ریشه قطع شوند. این مانند فردی است که باطن او ناپاک است اما ظاهرش آراسته و زیباست؛ مانند جایی که تنها دیوارها را سفید کردهاند اما درونش پراکندگی و کثافت است. یا مانند گوری که ظاهرش خوشنماست اما درونش پر از مرده است، یا مثل خانهای تاریک که شمعی بر روی بام آن روشن است. عیسی (ع) نیز افراد بد و نادرست را به این شکل تشبیه کرده که مانند آردی هستند که در حین کار ریخته میشود و فقط پوست آن باقی میماند. آنها هم به زبان حکمت سخن میگویند، اما در وجودشان آنچه ناپسند است باقی میماند.
هوش مصنوعی: گروهی دیگر میدانند که این رفتار ناپسند است و باید از آن پرهیز کرد و دلشان را از آن پاک نگه دارند، اما تصور میکنند که دلشان از این آلودگیها پاک است و بالاتر از این هستند که به چنین چیزهایی دچار شوند. آنها فکر میکنند که از دیگران بیشتر علم دارند و وقتی که در آنها نشانههایی از خودبزرگبینی پدیدار میشود، شیطان به آنها القا میکند که «این خودبزرگبینی نیست، بلکه جستجوی عزت دین است. اگر تو عزیز نباشی، اسلام هم عزیز نیست، و اگر لباسهای زیبا بپوشند و اسب و تجمل داشته باشند، میگویند که «این خودبزرگبینی نیست، بلکه دلیلی بر کور بودن دشمنان دین است که مبتدعهها به این کوری دچار میشوند، در حالی که علمایی که با تجمل هستند، اینطور نیستند».
هوش مصنوعی: این متن به بررسی برخی از دیدگاههای نادرست در مورد اسلام و شخصیتهای اسلامی میپردازد. نویسنده به نقد این تصور میپردازد که پس از گذشت زمان، برخی افراد بر این باورند که اصول و سیرت پیامبر اسلام و چهار خلیفه را باید فراموش کرده و به تجمل و ظاهر امور اهمیت دهند. او به این نکته اشاره میکند که برخی ممکن است به توجیه کارهای نادرست خود بپردازند و حتی در برخورد با حکومتها و قدرتها، به دنبال توجیهاتی باشند که رفتارشان را موجه جلوه دهد. به طور کلی، نویسنده اعتقاد دارد که مصلحت واقعی اسلام در این است که مردم از دنیا دوری گزینند و توجه و تعهد خود را به اصول واقعی دین معطوف سازند. این دیدگاهها و تفکرات، به زعم نویسنده، بیاساس هستند و او به اصولی که در گذشته بیان شدهاند، اشاره میکند که نیاز به تکرار و تشریح دوباره ندارند.
هوش مصنوعی: گروهی ممکن است به اشتباه فکر کنند که علم تنها در دانشهای سطحی و ظاهری خلاصه میشود و موضوعات مهمتری مانند تفسیر، اخبار، علم اخلاق، عملکرد دل و روشهای عبادت را نادیده بگیرند. این افراد ممکن است درگیر مجادلات و مباحثات علمی و همچنین تعصبات و فتاوی بیثمر در دنیای مادی شوند و هرگز به مسائلی چون تقوا و خلوص نیت توجه نکنند. آنها غافل از این هستند که علم واقعی شامل شناخت عمیقتری است و در این حالت خود را در راستی و حقیقت علم غرق کردهاند، در حالی که بیخبر از ظرفیتهای واقعی این دانش هستند. این تفکر سطحی به بحثهای طولانیمدت نیاز دارد و در جاهای دیگری به تفصیل مطرح شده است.
هوش مصنوعی: گروهی به تعلیم و تربیت مشغول هستند که سخنانشان تماماً به ریتم و شعر و نکتههای پندآموز است. هدف آنها این است که مردم به آنها توجه کنند و ستایششان کنند، بدون اینکه متوجه شوند هدف واقعی تذکر باید ایجاد آگاهی از مشکلات دنیوی و اخروی باشد. در حقیقت، باید دل مردم را از خطرات آینده آگاه کنند و با این آگاهی به نوحهگری بپردازند. اما نوحهگری که حالت سوگ و غم نداشته باشد و فقط حرفهای سطحی بزند، در دل افراد تأثیری نخواهد گذاشت. همچنین، افرادی هستند که به این نوع آموزشها فریب میخورند و این موضوع نیاز به توضیح بیشتری دارد.
هوش مصنوعی: گروهی بر این باورند که فقه تنها به قوانین ظاهری مربوط میشود و از درک عمیقتری نسبت به آنچه به سعادت آخرت مربوط میشود، غافلند. آنها تصور میکنند هر چیزی که در فقه بهظاهر صحیح است، در آخرت نیز به نفعشان خواهد بود. برای مثال، شخصی ممکن است زکات خود را به زنی بفروشد و در عوض مالی بگیرد. بهظاهر، این عمل موجب میشود که زکات از او ساقط شود، زیرا او به نظر تنها مالکیت را در نظر دارد و در واقعیتی که هنوز زمان زکات نرسیده است، مالی را به نام خود کرده است. اما این شخص نمیداند که اعمال اینچنینی هدفش تنها از بین بردن زکات نیست، بلکه در حقیقت در معرض خشم خداوند قرار میگیرد و مانند کسی است که زکات خود را به عمد نمیدهد. بخل، رذیلتی مهلک است و زکات پاککننده این زشتی است. انجام چنین حیلههایی برای فرار از پرداخت زکات، به معنای تسلیم شدن در برابر بخل است و زمانی که بخل اینچنین غالب شود، فرد در معرض هلاکت قرار میگیرد. حال، چگونه میتواند نجات یابد؟
هوش مصنوعی: هر شوهری که با همسرش بدرفتاری کند و او را به زحمت بیندازد تا اموالش را به او ندهد، در نظر شرع، این وضعیت در دادگاه قابل ارزیابی است. قاضی در این دنیا بر اساس ظاهر مسائل قضاوت میکند، نه با توجه به نیت قلبی افراد. اما در دنیای دیگر، حقایق درون انسانها مورد بررسی قرار میگیرد و اگر شخصی از روی شرم چیزی بدهد، در ظاهر این عمل مجاز است. اما در حقیقت، این نوع رفتار میتواند به منزله زورگویی و مصادره مال باشد. فرقی ندارد که آدمی به شکل ظاهری به کسی ضربه بزند تا از روی احساس ناامنی او مالش را بدهد یا اینکه به شکل دیگر، او را تحت فشار قرار دهد. چنین مواردی زیاد وجود دارد و کسانی که تنها به فقه ظاهری توجه دارند، ممکن است در این زمینه دچار اشتباه شوند و نتوانند عمق مسائل دینی را درک کنند.
هوش مصنوعی: افرادی که در این طبقه قرار دارند، به زهد و عبادت مشغولند و در میان آنها کسانی هستند که به پندار و اندیشهپردازی نیز علاقهمندند. برخی از این افراد به خود مغرورند و در این فکرند که با انجام برخی فضایل، از انجام واجبات غافل میشوند. مثلاً فردی که در فکر پاکی است ممکن است به خاطر وسوسههایش نماز را در وقتش نخواند. او با زبان تند از والدین و دوستانش انتقاد میکند و در مورد نجاست آب، قضاوتهای سخت و غیرمنطقی دارد. وقتی غذایی به او میرسد، فکر میکند که همه چیز برای او حلال است و ممکن است از حرام کاملاً آگاهانه دوری نکند. در نتیجه، در عمل به هیچ وجه به ارزشهای سیره صحابه توجهی ندارد و از مسیر درست دور میشود.
هوش مصنوعی: عمر رضی الله عنه میگفت که به خاطر ترس از افتادن در حرام، هفتاد بار از چیزهای حلال خودداری کرده است. او با آب از ظرف یک پیرزن مسیحی وضو گرفته است. بنابراین، این گروه در مورد غذا و طهارت بسیار محتاط هستند و برخی ممکن است تصور کنند که پوشیدن لباسی که توسط دوزنده شسته شده، اشتباه بزرگی است. در حالی که پیامبر (ص) لباسی که از سوی کافران به عنوان هدیه ارسال شده بود، پوشید و همچنین لباسهایی که از غنائم کافران گرفته شده بود. او و صحابه هرگز گزارش نکردند که این لباسها را به آب ببرند، بلکه سلاحهای کافران را به خود میبستند و با آنها نماز میخواندند و هیچگاه نگران نمیشدند که ممکن است آب به آنها رسیده باشد یا در تهیه لباسها ایرادی وجود داشته باشد. بنابراین، اگر کسی در معده، زبان و دیگر اعضای خود دقت نکند و در این زمینه احتیاط کند، دچار وسواس شیطانی خواهد شد. همچنین، اگر کسی به طور مفرط مراقب باشد و این احتیاطها به اسراف و غفلت از نماز در وقت معین منجر شود، به واقع در اشتباه است. هر آنچه در مورد احتیاط در کتابهای طهارت ذکر شده، در صورتی که به درستی رعایت شود، کافی است.
هوش مصنوعی: برخی افراد ممکن است تحت تأثیر وسوسهها قرار بگیرند و نیت نماز را فراموش کنند، بهطوری که ممکن است رکعت اول را از دست بدهند. این افراد توجهی به نیت نماز ندارند، در حالی که نیت نماز باید با نیت سایر اعمال خیر مانند پرداخت زکات و بدهیها در یک سطح باشد و هیچ کس نمیتواند آن را پس از وقوع فراموش کند. همچنین بعضی دیگر ممکن است به وسیله وسوسهها در حین خواندن سوره حمد، نتوانند به عمق معنای کلمات برسند. این افراد نیاز دارند که هنگام خواندن سوره، دلشان با معنای آن همراه شود تا به درستی از آن بهرهمند شوند. در لحظههای مختلف نماز، از شکرگزاری و توحید تا تضرع و درخواست هدایت، باید با تمام وجود توجه داشته باشند تا حقیقت نماز و معانی آن در دلشان تحقق یابد.
هوش مصنوعی: کسی که از پادشاه درخواست میکند، معمولاً با احترام و ذلت سخن میگوید تا خواستهاش را بهتر بیان کند. در این فرآیند، بسیاری از افراد هر روز قرآن میخوانند و به صورت ظاهری در این کار مشغول هستند، ولی در حقیقت، از معانی و محتوا آن غافلاند. هدف آنها فقط شمارش ختمها و قرائتهاست، بدون اینکه متوجه شوند قرآن پیام حاوی دستورها، وعدهها، هشدارها و نکات عبرتآموز است. در زمانهای مختلف، مثل عید یا زمان وعده، باید تغییرات روحی و احساسی در آنها ایجاد شود. آنها باید درک کنند که قرآن دعوتی به تفکر و توجه به احوال دل است و نباید فقط به ظاهر آن بسنده کنند.
هوش مصنوعی: شخصی را تصور کنید که نامهای از پادشاه دریافت کرده که در آن فرمانهایی نوشته شده است. او مینشیند، نامه را به خاطر میسپارد و آن را میخواند، اما از معانی آن غافل است. گروهی نیز به سفر حج میروند و در آنجا میمانند، روزه میگیرند و آداب روزهداری را رعایت میکنند، اما در دل و زبان به حقیقت آن نمیپردازند. آنها همیشه به فکر این هستند که در جمعیت شناخته شوند و یادآوری کنند که چند سال در این مکان ماندهاند، اما نمیدانند که در خانهی خود با عشق به کعبه بهتر است تا در خود کعبه تنها به خاطر دیده شدن یا امید دریافت چیزی از دیگران. با هر لقمهای که میخورند، در دل خود ترس و بخل ایجاد میشود که مبادا کسی از آنها بستاند یا چیزی بخواهد.
هوش مصنوعی: گروهی دیگر به زهد و سادهزیستی روی میآورند و لباسهای زبر و خشن میپوشند و کم غذا میخورند. آنها تلاش میکنند تا در دارایی زاهد باشند و از مقام و اعتبار پرهیز کنند. مردم به آنها احترام میگذارند و از بودن در کنارشان خوشحال میشوند، در حالی که خود را در نظر دیگران موجه جلوه میدهند. این گروه معتقدند که اعتبار و مقام به مراتب خطرناکتر از مال است و ترک آن دشوارتر از کنار گذاشتن دارایی است، زیرا تحمل رنجها به امید کسب اعتبار آسانتر است. زاهد واقعی کسی است که از مقام و اعتبار دست بکشد و اگر کسی به او چیزی بدهد، نباید آن را بپذیرد، زیرا در این صورت نمیتوان او را زاهد نامید. اگر به او بگویند که باید در ظاهر از دیگران بپذیرد و در دلدهندهای برای خود بیابد، این کار برایش سختتر از مرگ خواهد بود، حتی اگر کاملاً مجاز باشد. مردم ممکن است فکر کنند که او زاهد نیست، زیرا او به احترام توانمندان بیشتر از درویشان توجه دارد و در این بین ممکن است دچار غرور شود.
هوش مصنوعی: برخی افراد تمام اعمال ظاهری را انجام میدهند، مانند هزار رکعت نماز خواندن و هزاران بار تسبیح گفتن، شبها بیدار ماندن و روزها روزه گرفتن، اما به دل خود توجه نمیکنند تا از صفات بد پاک شوند. در باطن، دچار کبر، حسد، ریا و عجب هستند و با دیگران به تندی سخن میگویند، انگار با هر کسی خصومتی دارند. اینان نمیدانند که بدیهای اخلاقی، تمام عبادات را باطل میکند و زیربنای همه عبادات، نیکی در خلق و رفتاری خوب با دیگران است. آنها به نوعی گویی بر دیگران منت مینهند که عبادت کردهاند و با نگاهی حقارتآمیز به دیگران مینگرند. از آن طرف، نمیدانند که بهترین زاهدان و عابدان، پیامبر (ص) هستند که از تمام جهان، گشادهروتر و خوشاخلاقتر بودهاند.
هوش مصنوعی: هر کس که شوخ و شادابتر بود، مردم از او بیشتر یاد میکردند و پیامبر (ص) او را به نزد خود مینشاند و به او احترام میگذاشت. آیا کسی میتواند احمقتر از آن باشد که بخواهد برتر از استاد خود باشد؟ این افراد سلیمالنفس اگر با اصول دین پیامبر بازی کنند و رفتار او را تغییر دهند، چه احمق و نادانی بیشتر از این میتواند وجود داشته باشد؟
هوش مصنوعی: سیمهای صوفیان در واقع در بین همه اقوام هستند و هیچکس به اندازه آنها مغرور نیست. حتی اگر راهی که در پیش دارند سختتر باشد و هدفی که دنبال میکنند باارزشتر باشد، این غرور بیشتر میشود.
هوش مصنوعی: تصوف در مرحله اول به معنای تسلط بر نفس است. در این مرحله، انسان به حالتی میرسد که دیگر تحت تاثیر شهوت و خشم قرار نمیگیرد. او به قدری قوی شده که هیچ اتفاقی نمیتواند بر او تسلط یابد، مگر با اشارهای از سوی شرع، مانند قلعهای که فتح شده اما ساکنانش آسیب نمیبینند و تسلیم میشوند. در مرحله دوم، فرد از دنیا و احساسات آن عبور کرده و به مقام بالاتری دست یافته است. او فهمیده که آنچه در دنیا و خیال وجود دارد تنها به خواستههای جسمی و شهوانی مربوط میشود و بهشت نیز تنها برای کسانی است که در دام این حس و خیال گرفتارند. او متوجه میشود که همه آن چیزها بیارزش و نصیب افراد نادان است.
هوش مصنوعی: سومین نکته این است که همه او را در مرتبهای از عظمت و جلال میدانستند و این بدان معناست که ارتباط با چیزهایی مانند مکان، حس و حتی خیال هیچ تأثیری بر او ندارد. بلکه این امور به گونهای هستند که مانند چشم به صدا و گوش به رنگها، از او جدا هستند. وقتی به این مرحله رسید، به دنیای تصوف وارد شد و فراتر از این مقامات و حالتها، ارتباط او با حق تعالی است که بیان آن دشوار است. برخی افراد آن را به بیگانگی و اتحاد تعبیر میکنند و گروهی دیگر به حلول میرسند. اما کسی که در علم به پایهای رسوخ نکرده باشد و آن حال برای او آشکار شود، نمیتواند به خوبی این معانی را بیان کند و هر چه بگوید، به گونهای است که نزدیک به کفر به نظر میرسد. در حقیقت، این موضوع در نفس خود حق است، اما او قدرت بیان آن را ندارد. این نشانهای از کار تصوف است و اکنون نگاهی بینداز تا غرور و تصورات دیگران را ببینی.
هوش مصنوعی: بعضی از افراد فقط به ظواهر و آداب خاصی احتیاج دارند و بیشتر از آن چیزی نمیبینند. این افراد با ظاهر مریدان و رفتار صوفیانهشان، تنها در سجاده نشسته و سرشان را پایین میاندازند. آنها ممکن است به خیال خود فکر کنند که همین رفتار نشاندهنده حقیقت و معنای عمیقتری از spirituality است. این وضعیت شبیه به زنی پیر است که برای نشان دادن شجاعت در جنگ، لباس جنگی بر تن میکند و خود را آماده میکند، اما حقیقت این است که او هیچ وقت در میدان جنگ نبود و تنها میداند که مبارزان چگونه باید جنگ کنند و شعر و رجز بگویند. اما وقتی او به نزد سلطان میرود، سلطان تنها به ظاهر او توجه کرده و نمیداند که در واقعیت با یک زن ضعیف و ناتوان روبرو است. سلطان دستور میدهد تا او را به طرز شرمآوری در معرض نمایش قرار دهند، تا دیگران جرات نکنند او را تحقیر کنند.
هوش مصنوعی: گروهی وجود دارند که حتی قادر نیستند ظاهر خود را حفظ کنند. آنها لباس مردم عادی را میپوشند و به رنگآمیزیهای زیبا و استفاده از زیورآلات میپردازند و فکر میکنند این کارها کافی است. نمیدانند که لباسی که بر تن دارند، ممکن است در شرایط بدی به دست آمده باشد که در واقع زیبنده آن نبوده است. چنین افرادی، به اندازهای غرق در دنیا و ظاهر هستند که به شستن لباسهای خود اهمیت نمیدهند و دردی احساس نمیکنند. آنها آنقدر به خود نرسیدهاند که در صورتی که لباسی پاره شود، آن را با لباس جدید تعویض کنند. بلکه آنها از لباسهای نو خود برای دوخت پارهها استفاده میکنند. در ظاهر هم با افرادی که درنگرانی از دین و مصائب هستند، همصدا نیستند. برخی از این افراد به اندازهای از حقیقت دور شدهاند که نه قادر به تحمل فقر هستند و نه توانای ترک گناهان. آنها به این فکر میکنند که دلشان مشغول نماز و یاد خداست، در حالی که اعمالشان نشاندهنده دیگری است. وقتی به عابدان مینگرند، به آنها میگویند که این افراد بدون مزد هستند و وقتی به علما توجه میکنند، ادعا میکنند که اینان در بند احادیثاند و حقیقت را نمیشناسند. به همین دلیل، این گروه را مملو از فساد و کافر میدانند و خونشان در نظر جامعه مجاز است.
هوش مصنوعی: برخی افراد به خدمت صوفیان میپردازند و اصل خدمت این است که فرد خود را فدای این گروه کند و به کلی خود را در عشق آنان فراموش کند. اما اگر کسی از این جماعت بهرهبرداری کند تا از راه آنان مالی به دست آورد و آنها را متوجه خود سازد، به گونهای که نامش در خدمت به آنان ذکر شود و مردم برای او احترام قائل شوند، در حقیقت در پی امتیازاتی مادی و دنیوی است. او برای حفظ احترام خود از هر وسیلهای، حتی حلال و حرام، استفاده میکند تا بازارش رونق داشته باشد و هیچ کس متوجه نشود که او را فریب دادهاند.
هوش مصنوعی: گروهی وجود دارند که به طور کامل راه ریاضت را میپیمایند و تمایلات خود را تحت کنترل در میآورند. آنها تمام وجودشان را وقف خداوند میکنند و در گوشهای به یاد خدا نشسته و حالا و هوای خود را درک میکنند تا از آنچه که میخواهند آگاه شوند. اگر در این راه کوتاهی کنند، تنبیهی را متحمل میشوند و ممکن است پیامبران و فرشتگان را به طرز زیبایی ببینند. همچنین ممکن است خود را در آسمانها ببینند و فرشتگان را مشاهده کنند. اگرچه حقیقت این تجربیات ممکن است واقعی به نظر برسد، اما به نوعی همچون خواب است که درست به نظر میرسد، ولی درواقع برای خوابگردان خیال است و برای بیدارها نیز تخیل محسوب میشود. این فرد به قدری به تجربیاتش مغرور میشود که باور میکند همه موجودات آسمان و زمین بارها به او نشان داده شدهاند. او گمان میکند که نهایت کار اولیا به این تجربیات محدود میشود و هنوز از عجایب آفرینش خدا آگاهی ندارد. او تصور میکند که به کمال رسیده و شادابی این تجربیات او را مشغول میکند، غافل از این که نفسش که تحت کنترل بوده، ممکن است کمکم دوباره ظاهر شود و او به اشتباه فکر میکند که با این مشاهدات از نفس خود ایمن شده است.
هوش مصنوعی: این یک نوع غرور بزرگ است، اما اعتماد بر چیز دیگری بود. اعتماد بر این بود که انسان باید به سمت اطاعت از دستورات دین برگردد و هیچ ویژگی منفی در او باقی نماند. شیخ ابوالقاسم گرگانی گفته که تواناییهایی مانند راه رفتن بر آب، پرواز در هوا و خبر دادن از غیب، در واقع نشانههای کرامت نیستند. کرامت واقعی زمانی است که شخص بهطور کامل به دستورات دین عمل کند و هیچ گناهی بر او روا نباشد و این نوع اعتماد ممکن است وجود داشته باشد.
هوش مصنوعی: شیطان در بسیاری از مسائل از امور غیبی آگاه است و افرادی که به عنوان کاهن شناخته میشوند، توانایی دارند که دربارهی برخی از امور خبر دهند و پیشگوییهایی عجیب بکنند. بر این اساس، باید توجه کرد که این پیشگوییها را با حکمت و شرع جایگزین کرد. اگر نتوانی بر شیر پیروز شوی، نگران نباش. آن خشم و حسد که در دل توست، زمانی که بر آن غلبه کنی، میتوانی بر شیر هم تسلط پیدا کنی. اگر از غیب خبر نداری، نگران نباش؛ به شرطی که عیوب و غرور نفس خود را بشناسی و از خطرات آن آگاه شوی، زیرا عیب او، عیب توست. وقتی جنبههای پنهان خود را شناختی، میتوانی به مسائل غیبی پی ببری. اگر نتوانی بر آب راه بروی و در هوا پرواز کنی، نگران نباش؛ چون زمانی که از دنیای مادی و مشغلههای آن فاصله بگیری، پیشرفت خواهی کرد. اگر نتوانی یک بار به زیر کوه پا بگذاری، حتماً نگران نباش؛ زیرا اگر بر یک دینار شبههناک گام بگذاری، گامهای بلندی برداشتهای و این نکتهای است که خداوند در قرآن به آن پرداخته است. این بیانگر برخی از اشکال غرور در این گروه از انسانهاست و توضیح دادن همه آنها به زمنی طولانی نیاز دارد.
هوش مصنوعی: در طبقه چهارم، افرادی یافت میشوند که ثروتمند و سرپرست اموال هستند و به خودپسندی و تکبر دچارند. برخی از آنها پول خود را در مساجد، رباطها و پلها صرف میکنند، اما ممکن است این هزینهها از منابع حرام بوده باشد. آنها تصور میکنند که با این کار، نزد خداوند پاداش میگیرند و در عمارتی میسازند که باعث گناهان بیشتری میشود. گروه دیگری هم هستند که از منابع حلال برای انجام کارهای خیر خرج میکنند، اما هدف آنها تنها جلب توجه و ریا است. اگر حتی یک دینار خرج کنند، آرزو دارند که نامشان روی یک آجر نوشته شود. اگر به آنها بگویند که نباید نامشان را بنویسند، پاسخ میدهند که خداوند میداند چه کردهاند، اما واقعیت این است که اگر در اطراف آنها فرد گرسنهای وجود داشته باشد که به یک نان نیاز داشته باشد و او به آنها توجه نکند، این نشاندهنده آن است که کار او در مقایسه با نیکوکاری واقعی ارزش چندانی ندارد.
هوش مصنوعی: گروهی از مردم اموال حلال خود را با نیت خیر خرج میکنند، اما بر روی دیوارها و زینتهای مسجد، گمان میکنند که کار خوبی انجام میدهند، در حالی که از این کار فساد به وجود میآید. یکی از این فسادها این است که افراد در حین نماز توجه و خشوع خود را از دست میدهند و دیگری اینکه آنها نیز آرزو میکنند که چنین زینتهایی را در خانههای خود داشته باشند، به این ترتیب دنیا را در چشم خود زیبا و آراسته میبینند و فکر میکنند که کار خوبی انجام میدهند.
هوش مصنوعی: رسول خدا (ص) فرمودهاند: «وقتی که مسجد را به زینتهای ظاهری و مصحف را با طلا و نقره بیارایی، از آن هیچ نفعی نخواهی برد». آبادانی مسجد واقعاً به دلهایی بستگی دارد که از دنیا بریده و خاضع شدهاند. هر کسی که فقط به ظاهر مسجد اهمیت دهد و به قلب و روح آن توجه نکند، در واقع مسجد را ویران کرده است، در حالی که فکر میکند کار خوبی انجام داده است.
هوش مصنوعی: عدهای دوست دارند درویشان را به دور خود جمع کنند تا صدایشان در شهر بپیچد یا به کسانی که معروف و زبانآور هستند صدقه دهند، یا پولی صرف گروهی کنند که در راه حج هزینه کنند، یا به خانقاهی که همه آنجا را میشناسند و شکرگزاری میکنند، بدهند. اگر به آنها بگویی که کمک به یتیمان از این کارها بهتر است، نمیتوانند درک کنند که شکر و ستایش آن مردم نسبت به خودشان نمیتواند به خوبی باشد و فکر میکنند که کار خوبی انجام میدهند.
هوش مصنوعی: یک نفر به فردی به نام بشر حافی مشورت میداد که دو هزار درم پول حلال دارد و میخواهد به حج برود. بشر از او پرسید که آیا برای دیدن و تفریح میخواهد برود یا برای رضای خدا. او پاسخ داد که برای رضای خدا میرود. بشر گفت که بهتر است این پول را به کسی وام بدهی یا به یتیمی کمک کنی، زیرا راحتی که از کمک به دل یک مسلمان حاصل میشود، از صد حج هم برتر است. اما فرد گفت که بیشتر تمایل دارد به حج برود. بشر پاسخ داد که این رغبت به حج به خاطر این است که این پول را به درستی به دست نیاوردهای و نباید آن را به نادرستی خرج کنی، در غیر این صورت آرامش نخواهی داشت.
هوش مصنوعی: برخی افراد آنقدر بخیل هستند که بیش از زکات، کمک میکنند، به طوری که زکات را به افرادی میدهند که در خدمت آنها هستند، مانند معلم و شاگرد. این کار به منظور حفظ منزلت اجتماعی آنهاست. مثلاً یک مدرس ممکن است زکات را به شاگردان خود بدهد، اما زمانی که از یادگیری آنها نتیجهای نگیرد و فکر کند که به نوعی به شاگردی پاداش میدهد. این افراد بر این باورند که با این کار زکات دادهاند و ممکن است امیدوار باشند که با این نوع کمک کردن، نزد دیگران احترام بیشتری پیدا کنند. آنها چندین انگیزه برای اعطای زکات دارند و ممکن است در انتظار قدردانی و ستایش از سوی دیگران باشند.
هوش مصنوعی: برخی افراد چنان بخیل هستند که حتی زکات هم نمیدهند و فقط مال خود را نگه میدارند در حالی که خود را پارسا میدانند. شبها نماز میخوانند و روزها روزه میگیرند. همچون کسی هستند که دردی دارد اما به جای علاج آن، طلا به پای خود میبندد. آنها نمیدانند که مشکل واقعیشان بخل است نه گرسنگی، و درمان آن در خرج کردن است نه در خودداری از خوردن. این نوع غرور مالی باعث میشود که آنها به مسیر نادرست بروند. هر کسی از این گروه باید آگاهی کسب کند تا از خطراتی که افتخار نفس و نیرنگ شیطان به همراه دارد، آگاه شود. در این صورت، محبت خدا بر آنها حاکم خواهد شد و دنیا برایشان تنها به اندازهای که ضروری است خواهد بود. آنها باید مرگ را همواره در پیش نظر داشته باشند و به جز به اهمیت آن نپردازند. این مسیر ساده است برای هر کسی که خداوند او را یاری کند.
37
تمامشدرکنمهلکاتکیمیایسعادت.
هوش مصنوعی: تمام شد، عنصر خطرناک و نابودی کیمیای خوشبختی.