هوش مصنوعی: خوف به سه درجۀ ضعیف، قوی و معتدل تقسیم میشود که معتدل آن مطلوب است. خوف ضعیف، مانند ترس زنان است و هیچ کارایی ندارد، در حالی که خوف قوی به ترس از ناامیدی، بیماری و مرگ مربوط میشود که همگی مذموماند. خوفی که مطلوب است، باید معتدل باشد تا انسان را از معصیت باز دارد و به طاعت تشویق کند. افراد با دانش بیشتر، خوف معتدلتری دارند، زیرا اگر از حد بگذرد، دیگر امید و رجا را از دست خواهد داد و اگر ضعیف باشد، از خطرات غفلت میکند. شناخت خویش و خدای تعالی مقدم بر تمام علوم است و از این شناخت واقعی، خوف به وجود میآید. بنابراین، به شناخت جباری و قهاری خداوند و تفویض کارها به او، بایست آگاه باشیم تا خوف در دل پیدا شود.
هوش مصنوعی: خوف به سه نوع تقسیم میشود: ضعیف، قوی و معتدل. نوع معتدل آن چیز خوبی است. خوف ضعیف به معنای نداشتن ارتباط با موضوع خاصی است، مانند حالت زنان که به آسانی تحت تأثیر احساسات قرار میگیرند. خوف قوی به احساس ترس از ناامیدی، یأس، بیماری، بیهوشی و مرگ اشاره دارد که همگی از جنبههای منفی هستند. هیچیک از این نوع ترسها در حالت ایدهآل نمیتواند مثبت باشد. خوف باید با دانش و قوه درک همراه باشد و از آنجا که در نهایت ناشناختهها وجود دارند، ترس به معنای واقعیت بدون عذر و ناتوانی نیز نمیتواند وجود داشته باشد.
هوش مصنوعی: اما ترس از کمال به وضعیت کسانی که غفلت دارند مربوط میشود و مانند تازیانهای است که به کودکان آموزش میدهد و حیوانات را به سمت مسیر هدایت میکند. اگر این ترس به قدری ضعیف باشد که تأثیری نداشته باشد، نمیتواند از اشتباهات جلوگیری کند و آنها را به راه راست نرساند. و اگر این ترس به حدی قوی باشد که کودکان یا حیوانات را تحت فشار قرار دهد یا بشکند، باز هم ناکافی است. بنابراین، این ترس باید در حد متعادل باشد تا از گناهان بازدارد و انسانها را به طاعت وادارد.
هوش مصنوعی: هرچه یک فرد از علم بیشتری برخوردار باشد، ترس او نیز به اندازه و مناسب خواهد بود. اگر این ترس به افراط برسد، فرد ممکن است به امید و آرزوهایش دوباره فکر کند و اگر ترس او کم باشد، از خطرات دوری نخواهد کرد. کسانی که از ترس بهرهمند نیستند و خود را عالم مینامند، در واقع آنچه آموختهاند بیفایده است و علم واقعی نیست. مانند افرادی که در بازار فالگویی میکنند و خود را حکیم میدانند در حالی که هیچ اثری از حکمت در آنها وجود ندارد. اولین و مهمترین دانش، شناختن خود و خداوند است؛ شناخت عیبها و کمبودهای خود و عظمت و جلال خداوند و عدم ترس از هلاکت و خرابی دنیا.
هوش مصنوعی: از این دو نوع آگاهی تنها ترس به وجود میآید. در این باره گفته شده است که اولین دانشی که باید به آن دست یافت، شناخت خداوند به عنوان نیرویی قهری و توانمند است و آخرین دانش، سپردن امور به اراده اوست و فهمیدن اینکه انسان هیچ چیز نیست و هیچ اختیاری ندارد. حال چگونه ممکن است کسی این حقیقت را درک کند و از آن نترسد؟