بخش ۷۴ - پیدا کردن میدان فکرت که در چه باشد و کجا رود
هوش مصنوعی: این متن به بررسی و نسبت تفکر در دین و ارتباط آن با خویشتن و خداوند میپردازد. ابتدا بیان میشود که میدان تفکر انسان بیپایان است و هر آنچه به دین مربوط میشود، مهمتر است. دو جنبه اصلی تفکر در دین به شرح زیرند:
1. **تفکر در خود**: این شامل مغفرت از معاصی و تلاش برای شناخت صفات بد و تلاش برای ترک آنهاست. فرد باید در امور روزمره خود بیندیشد و از صفات مکروه مانند بخل، کبر، عجب و ... دوری کند. همچنین باید به فضایل و صفات محبوب حق فکر کند و از آن بهرهمند شود.
2. **تفکر در حق تعالی**: تفکر در ذات و صفات حق اگرچه مهم است، اما به دلیل ناتوانی عقل بشر، در این باره باید با احتیاط عمل کرد. باید از تشبیه خداوند به موجودات دیگر خودداری و از درک عمیق صفات و ذات او پرهیز شود. بزرگان دین هم که به عوالم بالاتر نگریستهاند، باید محتاط باشند و حداکثر تلاش کنند تا به عظمت خداوند از طریق آثار و نشانههای او پی ببرند.
در نهایت، نیاز به مراقبت و تفکر مداوم در رفتار و اقوال خود و تلاش برای نزدیکی به خداوند به عنوان هدف اصلی زندگی مطرح میشود.
هوش مصنوعی: بدان که دامنه تفکر انسان بسیار وسیع و بینهایت است و علوم نیز هرگز به پایان نمیرسند و فکر کردن در هر زمینهای آزاد است. اما به هر حال، آنچه که به دین و اصول آن مربوط میشود، موضوع مورد نظر ما نیست. هر چند که توضیحات در مورد دین بسیار زیاد و تفصیلی است، ولی در اینجا نمیخواهیم به آن بپردازیم. همچنین بدان که در مسیر دین، هدف ما ارتباط و معاملهای است که بین بندگان و خداوند وجود دارد و این راهی است که انسان را به حقیقت میرساند.
هوش مصنوعی: تفکر انسان میتواند در دو جهت باشد: یکی در مورد خداوند و دیگری در مورد خود. اگر تفکر درباره خداوند باشد، میتواند به ذات او، صفاتش یا کارهایش و شگفتیهای خلقش تعلق داشته باشد. اما اگر انسان به خود فکر کند، این تفکر میتواند به صفاتی مربوط شود که او را از خداوند دور میکند، مانند گناهان و چیزهای خطرناک. یا ممکن است در مورد آنچه که مورد محبت خداوند است، یعنی طاعت و کارهای نیک، فکر کند که او را به خداوند نزدیکتر میسازد. به این ترتیب، انسان میتواند دو نوع تفکر را در خود بشناسد.
هوش مصنوعی: عاشق مانند بندهای است که تمام افکارش یا به زیبایی معشوق و حسن صورت او معطوف است، یا به رفتارها، گفتارها و اخلاق او. اگر عاشق به خود فکر کند، ممکن است بخواهد از تفکر خود به نحوی نزدیکتر به معشوق شود، یا از آن اندیشهای که او را نسبت به معشوق دلسرد میکند، فاصله بگیرد. تمامی افکار عاشقانه، در نهایت به یکی از این چهار موضوع مربوط میشود. عشق به خدا و دوستی با او نیز به همین صورت است.
هوش مصنوعی: برای انسان ضروری است تا به فکر بیفتد و در مورد صفات و اعمال نادرست خود تأمل کند و بکوشد تا از آنها پاک شود. معاصی میتوانند ظاهر یا باطنی باشند. برخی معاصی ظاهری، همچون گناهان مربوط به اعضای بدن مانند زبان، چشم و دست هستند، در حالی که برخی دیگر به تمامی وجود انسان مربوط میشوند. در هر یک از این تفکرات، سه حالت وجود دارد: اول اینکه آیا این عمل یا صفت ناپسند است یا نه، که شناخت آن نیازمند دقت و تفکر است. دوم اینکه آیا من به این صفت مبتلا هستم یا خیر، که باز هم شناخت آن دشوار است و باید تأمل کرد. سوم اینکه اگر به این صفت مبتلا هستم، راهکار رهایی از آن چیست. بنابراین، هر روز صبح، لازم است زمانی را به تفکر درباره این مسائل اختصاص دهیم.
هوش مصنوعی: در فکر کردن به گناهان، انسان باید از زبانش مراقبت کند که در آن روز گرفتار سخنگویی نشود و ممکن است به وسوسه و دروغ بیفتد. باید تدبیری بیندیشد تا از این وضعیت دور بماند. همچنین، اگر در معرض خطر افتادن در لقمه حرام است، باید فکری کند که چگونه از آن دوری کند. او باید در مورد تمامی اعضای بدنش تأمل کند و در زمینه عبادت نیز بیاندیشد. وقتی از این امور فارغ شد، به فضایل فکر کند و سعی کند همه چیز را بهدرستی در جای خود قرار دهد. مثلاً باید به زبانش بهعنوان ابزاری برای یاد خدا و راحتی مسلمانان نگاه کند و خود را قادر بداند که ذکرهایی را بخواند و سخنان دلنشینی بگوید تا دیگران آرامش یابند. همچنین باید چشمانش را بهعنوان وسیلهای برای دیدن سعادت و تعظیم نسبت به اهل علم و در مقابل بدکاران با تحقیر بنگرد تا حق چشمان را رعایت کرده باشد. او باید به مال خود نیز به چشم راحتی مسلمانان نگاه کند و در صورت نیاز به صدقه دادن، صبر پیشه کند و ایثار داشته باشد.
هوش مصنوعی: شخص باید هر روز به تفکر و اندیشه بپردازد و امیدوار باشد که در این اندیشه، یک ساعت به او الهام شود که باعث تغییر زندگیاش شود. به همین دلیل، تفکر برای یک ساعت از تمام عبادتهای یک سال ارزشمندتر است، زیرا تأثیر آن میتواند در تمام عمر او باقی بماند. زمانی که به بررسی اعمال نیک و ناپسند خود بپردازد، باید به عمق این مسائل برود و به اخلاقیات نیک و بد فکر کند تا بداند چه چیزی در درون او وجود دارد و چه چیزهایی را باید به دست آورد. این مسیر ممکن است طولانی باشد.
هوش مصنوعی: بنابراین، ده مهلک اصلی وجود دارد که اگر کسی از آنها رهایی یابد، به آرامش میرسد: بخل، تکبر، خودپسندی، ریا، حسادت، حس تیزی در چشم، زیادهخواهی در غذا و کلام، محبت به مال و مقام. همچنین ده نعمت نیز وجود دارد: پشیمانی بر گناه، صبر در برابر مصائب، رضا به قضا و قدر، شکرگزاری برای نعمتها، متوازن کردن خوف و امید، زهد در دنیا، خلوص در عبادت، رفتار نیکو با دیگران و محبت به خداوند. هر یک از این موارد نیاز به تفکر و تعمق دارد و افرادی که به شناخت این صفات طبق مطالب بیان شده در این کتاب میپردازند، قادر به درک بهتر آنها خواهند بود.
هوش مصنوعی: باید فردی بر خود نظارت داشته باشد و صفات خوب و بد خود را ثبت کند. وقتی که از یک کار درمانی خلاص شد، باید به کارهای دیگر بپردازد. هر کس ممکن است یکی از این افکار را برای خود مهمتر ببیند. برای مثال، یک عالم با تقوا که خود را از برخی آلودگیها کنار گذاشته، ممکن است به طور معمول باافتخار به علمش بپردازد و به دنبال شهرت و نام باشد. او تلاش میکند تا خود را در نظر دیگران زیبا و قابل احترام نشان دهد و از اینکه دیگران او را بپذیرند خوشحال میشود. اما اگر کسی به او بیاحترامی کند، دلش پر از کینه میشود و به تلافی کردن میپردازد. این رفتارها همگی زشت است و از چشم دیگران پنهان میماند، اما در واقع میتواند فساد دین را به همراه داشته باشد. پس باید هر روز به این مسأله فکر کند تا از این حالت دوری کند و وجود و عدم دیگران را در نزد خود برابر بگذارد و توجهش را از همه چیز به خلق بسپارد. در این زمینه اندیشههای زیادی وجود دارد.
هوش مصنوعی: پس از این جمله مشخص شد که تفکر شخص در خصوص ویژگیهای خود نهایت ندارد، اما توضیح بیشتر در این مورد امکانپذیر نبود.
11
میداندوم(فکرتدرحقتعالیاست)
هوش مصنوعی: میدان دوم به مسائل و افکار مربوط به مقام و عظمت الهی اشاره دارد. در این میدان، فرد به اندیشه و تفکر درباره ویژگیها و صفات خداوند میپردازد و سعی میکند درک عمیقتری از حق تعالی پیدا کند. این نوع تفکر در تضاد با مباحث زمینی و مادی است و بیشتر به جنبههای روحانی و معنوی زندگی مربوط میشود.
هوش مصنوعی: تفکر انسان درباره خداوند میتواند بر دو نوع باشد: درباره ذات و صفات او یا درباره کارها و محصولات او. بالاترین مرتبه تفکر در مورد ذات و صفات خداوند است، اما چون انسانها توانایی درک آن را ندارند و عقلشان به آن نمیرسد، شریعت توصیه کرده که در این مورد تفکر نکنند و گفته که نمیتوانید به عمق قدرت او پی ببرید. این دشواری ناشی از پنهان بودن جلال خداوند نیست، بلکه به خاطر روشنی و وضوحی است که آن چنان روشن است که بصیرت انسان در برابر آن ضعیف است و نمیتواند آن را تحمل کند؛ به طوری که مانند خفاشی که به سختی میتواند پرواز کند زیرا چشمانش ضعیف است و نمیتواند نور خورشید را تحمل کند، انسان نیز در برابر این نور الهی دچار حیرت و از خود بیخود میشود. با این حال، در انتهای روز که نور خورشید کمی کمرنگتر میشود، خفاش میتواند بهتر ببیند.
هوش مصنوعی: مردم عادی در سطحی از درک قرار دارند، اما افراد صدق و بزرگان قادر به نگاه عمیقتری هستند، هرچند که توان آنان نیز محدود است و اگر زیاد به این نگاه ادامه دهند ممکن است دچار سردرگمی شوند. به همین ترتیب در درک حقایق الهی نیز خطر نادانی وجود دارد. بزرگان آنچه از صفات حق تعالی میدانند، حق ندارند به صورت واضح و بدون احتیاط با عموم مردم در میان بگذارند، جز به زبانی که به صفات انسانی نزدیکتر باشد. آنها اغلب میگویند عالم، مرید یا متکلم است، اما این توصیفها بیشتر جنبه تشبیهی دارد. باید توجه داشت که سخن آنان با سخن ما تفاوت دارد؛ در گفتار ما حرف و صدا وجود دارد و به تبع آن پیوستگی و جدایی. اگر کسی بگوید که ذات خدا نه جوهر است، نه عرض، نه در مکان خاصی قرار دارد و نه با عالم در ارتباط است، چه بسا آن شخص نمیتواند این را بپذیرد و آن را انکار کند، زیرا معمولاً خود را به معیارهایی که میداند، مقایسه میکند. عظمت خداوند را که در نظرشان عظمت سلطانانی است که بر تخت نشستهاند و اطرافیان در خدمتشان هستند، درک نمیکنند و این باعث میشود که فکر کنند خدا هم باید دارای ویژگیهایی مانند دست، پا، چشم و زبان باشد.
هوش مصنوعی: اگر مگس نیز به اندازهٔ این افراد فکر میکرد، باید میگفت که آفریدگار من باید بال و پر داشته باشد، زیرا غیرممکن است که چیزی وجود داشته باشد که قدرت و توانایی من باشد، اما او آن را نداشته باشد. بنابراین، انسان هم به همین گونه همه چیز را با خودش مقایسه میکند و به همین دلیل، دین از این نوع تفکر نهی کرده است.
هوش مصنوعی: در گذشته، افراد از به کار بردن کلمات درباره ذات خداوند خودداری کردند و نخواستند به صورت صریح بگویند که خداوند در عالم وجود ندارد یا از عالم جداست، یا اینکه او نه همیشه موجود است و نه منفصل. آنها به این تفکر قناعت کردند که "هیچ چیزی مانند او نیست" و هیچ چیزی نمیتواند در کنار او باشد. آنها بهطور کلی این امر را مطرح کردند و تفصیل دادن را بدعتی میدانستند، چراکه عقل بسیاری از مردم نمیتواند این مسائل را درک کند. به همین دلیل، وحی به برخی از پیامبران نازل شد که به بندگان خدا درباره صفات او سخن نگویند، چرا که ممکن است باعث انکار آنها شود. بلکه بهتر است که از اینگونه مباحث پرهیز کنند و تنها کسانی که به کمال رسیدهاند، در این مسائل تفکر کنند، حتی آنها نیز ممکن است در نهایت دچار حیرت و شگفتی شوند.
هوش مصنوعی: عظمت او باید از شگفتیهای او جستجو شود، چرا که هر چیزی که وجود دارد، نوریست از قدرت و عظمت او. اگر کسی نمیتواند در تابش آفتاب بایستد، اما میتواند در نوری که بر زمین افتاده است حرکت کند.