هوش مصنوعی: این متن به بررسی مفهوم توحید و ارتباط آن با فعل انسانی میپردازد. نویسنده بیان میکند که توحید در درجات مختلفی وجود دارد و از جمله این درجات، توحید منافقان، توحید عام و توحید متکلم است. توکل نیز از توحید جداست و توحید چهارمی وجود دارد که بیان آن دشوار است.
نویسنده میگوید با وجود تنوع موجودات، همه چیز در ارتباطی یکپارچه به یکدیگر متصلاند و در حقیقت، مانند اجزای یک حیوان هستند. انسانها نیز به دلیل ذاتشان در عملهای اختیاری خود، تحت تاثیر عقل و ضرورتها هستند و نمیتوانند به طور کامل آزاد باشند.
فعل انسان به سه دسته تقسیم میشود: فعل طبیعی، فعل ارادتی و فعل اختیاری. هر یک دارای ویژگیها و وابستگیهای خاصی به شرایط و افکار انسان هستند. در نهایت، نویسنده نتیجه میگیرد که انسانها در اعمال خود به ظاهر اختیار دارند اما در عمق، تحت سلطه قدرتهایی هستند که از وجودشان فراتر میرود و اختیاری واقعی ندارند، زیرا همه چیز به اراده و قدرت الهی وابسته است.
هوش مصنوعی: اگر تو با درجات مختلف توحید دچار مشکل هستی، باید توضیح داده شود تا روشن شود که چگونه همه چیز از یک منبع ناشی میشود، حتی وقتی که به نظر میرسد متعددی وجود دارد. تو باید بفهمی که توحید در دل منافقان فقط زبانی است و توحید عمومی بر پایه اعتقاد و توحید متکلمان بر پایه دلایل است. بازشناسی درمیان این سه نوع توحید ممکن است، اما مشکل در درک توحید چهارمی است که به توکل مربوط میشود. توکل به توحید سومی نیاز دارد و در بیان و توضیح توحید چهارم برای کسی که فاقد درک آن است، دشواریهایی وجود دارد. به طور کلی، میتوان گفت که ممکن است چیزهای زیادی وجود داشته باشد، اما آن چیزها به نوعی به یکدیگر متصلاند و چنین ارتباطی باعث میشود آنها به صورت واحد دیده شوند. وقتی عارف به این دیدگاه میرسد، تنها یک حقیقت را میبیند و به تعدد نگاهی نمیکند، درست مثل اینکه در میان انسانها، انواع مختلفی از اعضا وجود دارد، اما در واقع انسانها در جوهر خود یکساناند. اگر از او بپرسی چه دیدی، خواهد گفت فقط یک چیز دیدم: یک انسان را.
هوش مصنوعی: اگر کسی بپرسد از چه چیزی فکر میکنی، پاسخ میدهد که فقط به یک موضوع میاندیشم. به محبوب خودم فکر میکنم. در این حالت همه چیز تبدیل به محبوب او میشود و آن یک موضوع است. بنابراین بدان که این یک مقام والایی در شناخت است که کسی اگر به آن برسد، به حقیقت پی میبرد که هر چیزی در وجود به یکدیگر مرتبط است و همه چیز مانند یک موجود واحد است.
هوش مصنوعی: نسبت اجزای جهان مانند آسمان، زمین و ستارگان به یکدیگر شبیه رابطه اعضای یک بدن زنده است. همچنین، رابطه کلی جهان با مدیری که آن را هدایت میکند، از یک جنبه، به نسبت بدن یک حیوان با روحش شبیه است. اگر کسی درک نکند که خداوند انسان را به صورت خودش خلق کرده، این مفهوم برای او قابل فهم نخواهد بود. در مقدمهای در مورد این موضوع صحبت کردهایم، اما نمیخواهیم بیشتر از این توضیح بدهیم، زیرا ممکن است برای بسیاری قابل درک نباشد.
هوش مصنوعی: توحید در عمل، موضوعی است که ما به تفصیل در کتاب احیا به آن پرداختهایم. اگر کسی بخواهد، میتواند از آنجا اطلاعات بیشتری کسب کند. در اینجا کافی است بدانید که خورشید، ماه، ستارهها، ابرها و باد، همه تحت تسلط و کنترلاند، مانند قلمی که در دست نویسنده است و هیچ کدام از آنها توانایی مستقل ندارند. آنها در زمان و مقدار معین خود حرکت میکنند و برای انجام کارها نمیتوان به آنها تکیه کرد، همانطور که نمیتوان به قلم و کاغذ برای صدور یک حکم اعتماد کرد. اما در مورد اختیار موجودات زنده، به نظر میرسد که آدمی کنترل دارد که این نیز نادرست است. انسان در انتخابهای خود مجبور و تحت تأثیر است، زیرا اعمال او در محدوده قدرت او قرار دارد و قدرت نمیتواند به اراده او تسلیم شود. بنابراین، از آنجایی که قدرت تحت تسلط اراده نیست و کلید اراده در دست او نیست، در واقع هیچچیز در کنترل او نیست.
هوش مصنوعی: فعالیتهایی که انسان انجام میدهد را میتوان به سه دسته تقسیم کرد. اول، اعمال طبیعی که در آن، وقتی فردی پا بر روی آب میگذارد، آب به دلیل وزن او از هم جدا میشود. این عمل بدون اراده شخص اتفاق میافتد. دوم، اعمال ارادی که در آن فرد با نفس کشیدن یا تلاش به چیزی دست مییابد؛ این نوع فعالیت به انتخاب و اراده شخص بستگی دارد. سوم، اعمال اختیاری که در آن انسان با گفتن سخنی یا رفتن به جایی، عمل خاصی را انجام میدهد. در اینجا، فعل طبیعی به وضوح مشخص است، زیرا در آن تأثیر وزن شخص باعث تغییر وضعیت آب میشود، و این تغییر به خود او مربوط نیست؛ برای مثال، اگر سنگی روی آب بیفتد، آن نیز به تدریج به زیر آب میرود، اما این عمل به خود سنگ مربوط نمیشود.
هوش مصنوعی: فعل اراده شبیه به نفس کشیدن است. اگر دقت کنی، میبینی که اگر کسی بخواهد نفس بگیرد، میتواند این کار را بکند و اگر نخواهد، نمیتواند. همچنین اگر شخصی بخواهد از دور سوزنی به چشم کسی بزند، به ناچار آن فرد چشمش را میبندد و اگر نخواهد بزند، نمیتواند؛ چون آن شخص به گونهای آفریده شده که تحت تأثیر اراده، این واکنشها در او به وجود میآید. به همین ترتیب، آدمی در هر دو حالت دچار اضطرار است.
هوش مصنوعی: فعلهای اختیاری مانند رفتن و گفتن میتوانند با اراده انجام شوند یا نشوند. اما باید بدانیم که وقتی شخصی خواهان انجام کاری میشود، این خواسته بر اساس عقلی است که او را به این نتیجه میرساند که در این کار خیر او نهفته است. این نوع اراده به طور طبیعی به وجود میآید و باعث حرکت اعضای بدن میشود، مثل زمانی که چشم بهطور خودکار بسته میشود تا از آسیب جلوگیری کند. در اینجا، فرد به خوبی میداند که سوزن میتواند به چشم آسیب برساند و در نتیجه، بهطور طبیعی از آن دوری میکند. این نوع شناخت و آگاهی باعث شکلگیری اراده میشود و از آن اراده، قدرت برای انجام کارها به وجود میآید.
هوش مصنوعی: اگر فردی چوبی را برداشته و به دیگری ضربه بزند، طبیعی است که آن شخص فرار کند. او به سمت دیوار میدود و میداند که فرار کردن از ضربه آسانتر است. اما اگر او بداند که فرار کردن خطرناکتر است، ممکن است تصمیم بگیرد که بایستد و حرکت نکند. این تصمیمگیری به اراده و دانش او بستگی دارد. اگر شخصی بخواهد خود را بکشد، هر چند که قدرت انجام آن را داشته باشد، باز هم نمیتواند، زیرا اراده او به علم و عقل وابسته است. عقل مانند آینهای است که تنها آنچه را که میداند در خود نشان میدهد. اگر عقل بفهمد که کشتن خود کار خوبی نیست، هرگز اجازه نمیدهد که اراده به این سمت برود، مگر زمانی که شخص در شرایطی باشد که تحمل آن دیگر ممکن نباشد. این فرآیند به گونهای است که در انتخابهای آزاد، خیر او مشخص میشود، و در غیر این صورت، احساس ضرورت در عمل درست مانند نیاز به تنفس یا بسته شدن پلکها است. در چنین مواردی، ضرورت به طور طبیعی پدید میآید.
هوش مصنوعی: این موضوع به ارتباط بین اسباب مختلف و حلقههای سلسلهها اشاره دارد. قدرت انسانی یکی از این حلقهها است و پیشتر درباره آن توضیح داده شده است. این قدرت به انسان داده شده، اما نباید تصور کرد که این قدرت به طور کامل متعلق به اوست. انسان فقط محل و واسطهای است برای آن قدرت و اراده. به معنای دیگر، انسان مانند درختی است که تحت تأثیر عوامل خارجی مانند باد میجنبد و قدرت و ارادهاش از درونش نیست. بنابراین، هر آنچه که خارج از اراده او به وقوع میپیوندد، باید به عنوان اضطرار تلقی شود و هر آنچه خداوند انجام میدهد، در نهایت تحت تسلط هیچ چیزی نیست و به آن اختراع گفته میشود.
هوش مصنوعی: انسان نه کاملاً آزاد و نه کاملاً مجبور است، بلکه اراده و توانایی او به عوامل دیگری وابسته است که تحت کنترل او نیست. بنابراین، اعمال او مانند اعمال خداوند نیست که بتوان آنها را خلق و اختراع نامید. انسان به نوعی محلی برای اراده و قدرت است که به طور طبیعی در او ایجاد میشود و اینطور نیست که مانند درخت فقط از روی ضرورت عمل کند. به همین دلیل، به کارهای او نام دیگری داده شده که کسب نامیده میشود. این نشان میدهد که اگرچه به نظر میرسد که کارهای انسان با انتخاب او انجام میشود، اما در واقع او در اختیار خود نیز تحت فشار و ناچاری است، خواه بخواهد و خواه نخواهد. بنابراین، هیچ چیزی به اختیار او نیست.