هوش مصنوعی: توضیحاتی درباره توکل و درجات مختلف آن ارائه شده است. سه درجه توکل به شرح زیر است:
1. **درجه اول:** حال فردی مانند وکیل در یک دعوی است که با اعتماد بر تدبیر خود، به امور رسیدگی میکند و در این حالت، فرد از توکل خود آگاه است و بر اساس عادت و سنت عمل میکند.
2. **درجه دوم:** حال فرد مانند کودکی است که به مادرش نیاز دارد و میداند که بدون خواندن مادر، او خود به تدبیر میپردازد. در اینجا فرد متوکل کاملاً به خداوند اعتماد دارد و دعا نیز میکند.
3. **درجه سوم:** در این مرحله، فرد حالتی شبیه به مرده دارد که همه چیز را به قدرت الهی واگذار کرده و همچنان که مرده به حرکت غاسل اعتماد دارد، فرد هم به تدبیر خداوند متکی است و هیچ اختیاری برای خود قائل نیست.
ویژگیهای افراد در این درجات متفاوت است و بالاترین مقام توکل، آن است که انسان بهطور کامل به خداوند اعتماد کند و خویشتن را از همه امور جدا کند. در نهایت، اصل توکل بر ایمان به حکمت و محبت خداوند است، به گونهای که فرد در برابر عذاب و نعمت تفاوتی قائل نشود و تنها به خداوند اعتماد کند.
این توکل واقعی، بر پایه شناخت عمیق از خداوند و ایمان به عدالت و رحمت او است.
هوش مصنوعی: توکل بر سه درجه تقسیم میشود: اولین درجه شبیه حال کسی است که در یک دعوا وکیلش قوی و توانمند و سخنور و دلسوز است، به طوری که او احساس امنیت میکند. درجه دوم حالتی است که فرد مانند کودکی است که وقتی گرسنه میشود، فقط به مادرش توجه میکند و هیچ چیز دیگری از او نمیخواهد. در اینجا این حالت به او به صورت طبیعی و بدون تلاش خاصی تحمیل شده است. شخص در این حالت از توکل خود بیخبر است و به وضعیت خود غرق شده، در حالی که در درجه اول فرد از وضعیت توکل خود آگاه است و با اراده و اختیار در موقعیت خود قرار دارد.
هوش مصنوعی: در این حالت، فرد به گونهای است که حال او مانند حال یک مرده است. او خود را به عنوان موجودی مرده میبیند که تنها از قدرت ازلی متحرک میشود و نه از خود. به گونهای که مرده فقط به خاطر نیروی غسل حرکت میکند و اگر مشکلی برایش پیش بیاید نه دعا میکند و نه درخواستی دارد، بلکه مانند کودکی است که میداند مادرش او را درک میکند و نیازی به فراخواندن او ندارد.
هوش مصنوعی: در حالت نهایی هیچ اختیاری وجود ندارد و در مرحله دوم نیز اختیار تنها به دعا و درخواست از وکیل وابسته است. اما در مرحله اول اختیاری وجود دارد که به تدبیر و سازماندهی امور مربوط میشود، اموری که قبلاً بهوسیله وکیل مشخص شده است. مثلاً اگر وکیل میداند که تا زمانی که خودش در جلسه حاضر نشود و مدارک لازم را ارائه نکند، دعوا پیش نمیرود، باید طبق این سنت عمل کند و همه منتظر بمانند تا وکیل چه میگوید و چه اقداماتی انجام میدهد. هر چیزی که پیش میآید باید از جانب وکیل باشد و اوست که احضار مدارک را انجام میدهد. در این وضعیت، کسی که به توکل در این مرحله میپردازد، در امور تجاری و زراعی و در استفاده از وسایل ظاهری که حسب سنت الهی مشخص شده، دست ندارد، اما هنوز به توکل خود ادامه میدهد. او به تجارت و زراعت خود اتکاء ندارد، بلکه به فضل خداوند امید دارد که او را به هدفش برساند و تمامی کارها و اقدامات را بر اساس هدایت خداوند انجام میدهد و هر چیزی که میبیند، از جانب خداوند میبیند.
هوش مصنوعی: عبارت "لاحول ولاقوه الا بالله" به معنی این است که هیچ حرکتی و هیچ قدرتی جز از سوی خداوند نیست. وقتی انسان میفهمد که هر حرکتی و قدرتی از جانب خود او نیست، بلکه همه چیز به خالق جهان وابسته است، میبیند که هرچه در این عالم وجود دارد، از اوست. در نهایت، وقتی انسان اعتماد و توکل به خدا داشته باشد، تمامی امور را به دست خداوند میسپارد و هیچ چیزی را جز حقیقت واحد که خداوند است، نمیبیند.
هوش مصنوعی: بایزید بسطامی درباره توکل و مقامات آن صحبت کرده است. ابوموسی دیلمی از او میپرسد توکل چیست و بایزید پاسخ میدهد که اگر کسی در برابر خطرات بزرگ مثل مارها و اژدها هم آرامش خود را حفظ کند، به سادگی ممکن است توکلش را نشان دهد. اما اگر در شرایطی ببیند که اهل دوزخ در عذاب هستند و اهل بهشت در نعمت، و او قادر به تمییز این دو باشد و همچنان آرامش خود را حفظ کند، واقعاً متوکل نیست. بایزید به این نکته اشاره میکند که در باور به خداوند و قدرت او، آدم میتواند بدون ترس از خطرات به زندگی ادامه دهد، زیرا آنچه برای او مقدر شده، از جانب خداوند است. بنابراین، اصل توکل بر ایمان به عدل و حکمت و رحمت خداوند است و در نتیجه، در نظر او هیچ فرقی بین عذاب و نعمت در این دنیا نیست.