هوش مصنوعی: این متن درباره مفهوم "توکل" و رابطه آن با اسباب و علل مادی است. نویسنده بیان میکند که توکل به خداوند نیازی به قطع ارتباط با اسباب ظاهری ندارد. فرد میتواند به طور عملی اقداماتی انجام دهد، مانند قفل کردن در خانه یا داشتن سلاح، بدون اینکه توکلش خدشهدار شود. این توکل واقعی به معنای اعتماد به خداوند است و نه وابستگی به اسباب.
نویسنده مثالی از یک اعرابی میآورد که وقتی از او درباره شترش میپرسند، پاسخ میدهد که آن را رها کرده و توکل کرده است. اما پیامبر به او میگوید که شتر را ببند و سپس توکل کن.
اگر بلایایی از طرف انسان به فرد برسد و او نتواند از آن جلوگیری کند، این به معنای ضعف توکل نیست، بلکه باید از خطرات طبیعی مانند مار یا درندهها حفاظت کرد.
نهایتاً، نویسنده تأکید میکند که اگر کسی به دست میآورد، نباید ناراحت شود، چرا که ممکن است در نبود آن چیز خیر او نهفته باشد و باید به حکمت خداوند ایمان داشته باشد. توکل واقعی زمانی است که انسان از خدا راضی باشد و به قضای او اعتماد کند.
هوش مصنوعی: هر عاملی که به نظر قطعی یا مهم میرسد، لازم نیست به عنوان شرطی برای توکل به خداوند در نظر گرفته شود. به این معنی که اگر فردی در خانه بماند و در را قفل کند تا از دزد جلوگیری کند، این عمل توکل او را باطل نمیکند. همچنین اگر کسی سلاح بگیرد تا از دشمن دوری کند یا غذایی بخورد تا در سرما کمتر آسیب ببیند، این اقدامات نیز به هیچ وجه توکل او را زیر سوال نمیبرد. به عبارت دیگر، این اقدامات هرچند که دقیق و مهم به نظر میرسند، نمیتوانند با اصل توکل تناقض داشته باشند و نیازی نیست که از آنها دست کشیده شود.
هوش مصنوعی: یک اعرابی پیش پیامبر (ص) آمد و از او پرسید: «با شتر چه کردی؟» پیامبر جواب داد: «آن را رها کردم و به خدا توکل کردم.» اعرابی گفت: «شتر را ببند و بعد به خدا توکل کن.» او توضیح داد که اگر از انسان آسیبی به کسی برسد، انتظار کشیدن و نپرهیزیدن از آن، نقص در توکل به خداست. خداوند فرمود: «آزارشان را رها کن و به خدا توکل کن» و نیز گفته است «و ما را بر کسانی که به ما آسیب زدهاند یاری خواهیم کرد و بر خداست که توکلکنندگان توکل کنند.» اما اگر آسیب از مخلوقاتی مانند مار یا گرگ باشد، باید در برابر آنها دفاع کرد. بنابراین، اگر کسی سلاحی به دست بگیرد به این خاطر است که از دشمن خود در امان باشد و به قدرت و سلاح تکیه نکند. همچنین اگر قفلی بر در بزند نباید به قفل تکیه کند، زیرا قفلهایی وجود دارند که نمیتوانند جلوی دزد را بگیرند. نشانه واقعی توکل این است که اگر دزد به خانه بیاید و مال را ببرد، آدمی باید به قضا و تقدیر خدا راضی باشد و ناراحت نشود. او باید با خود بگوید که این قفل نه به خاطر دفع تقدیر خداوند، بلکه به منظور هماهنگی با سنن الهی بر در گذاشته شده است. به خدا میگوید: «اگر کسی بر این مال تسلط یابد، راضیام، زیرا نمیدانم آیا این مال برای روزی دیگری خلق شده و به من عاریت داده شده یا نه.» اگر در خانه را ببندند و وقتی برگشتند هیچ چیزی در خانه نپیدا کنند و ناراحت شوند، نتیجهاش این است که متوجه میشوند توکلشان صحیح نبوده و فقط تحت تاثیر نفس خود عمل کردهاند. اما اگر سکوت کنند و شکایتی نداشته باشند، نشانه آن است که به درجهای از صبر رسیدهاند. در عوض، اگر از شکایت ایستادگی کنند و به دنبال دزد بگردند، به درجه صبر دست نخواهند یافت و خواهند فهمید که نه از صابران هستند نه از متوکلان و این عواملی است که باعث میشود بر دعوی خود در دنیا باقی بمانند.
هوش مصنوعی: سوال مطرح شده این است که اگر فردی بگوید که اگر به چیزی نیاز نداشت، به آن توجه نمیکرد و به آن نگاه نمیکرد، حالا که به آن نگاه کرده و به آن نیاز دارد، چگونه ممکن است که هنوز دچار مشکل و رنج نشود؟
هوش مصنوعی: جواب: این است که ممکن است خداوند به فردی چیزی داده باشد و او گمان کند که ممکن است خیر او در آن باشد. نشانه این موضوع این است که خداوند آن چیز را به او داده و اکنون خیر او در این است که آن چیز دیگر، با او نباشد. بنابراین او باید در هر دو حالت خوشحال باشد و به این ایمان بیاورد که خداوند کاری برای او نکرده جز اینکه خیر او در آن باشد. او ممکن است نداند که خیر او چیست، ولی خداوند بهتر میداند، مانند یک بیمار که پدری دلسوز و دکتری دارد. اگر پدر برای او غذا و گوشت بیاورد، او خوشحال میشود و میگوید اگر نه، نمیدانی که من آثار سلامتی را میبینم. و اگر پدر از او غذا بگیرد، او باز خوشحال میشود و میگوید که اگر نه، همانطور که میدانم ضرر من در آن است، پس بازنگرفتی. تا زمانی که چنین ایمانی وجود نداشته باشد، توکل صحیح نخواهد بود و این مطلب بیاساس خواهد بود.