هوش مصنوعی: نویسنده به بررسی نسبت لذتها و ترجیحات انسانها میپردازد و میگوید که افرادی که در شطرنج بازی میکنند، لذت آن را به خوردن نان ترجیح میدهند. این نشان دهنده این است که لذت درونی (شطرنج) برای آنها قویتر از نیازهای فیزیکی (غذا) است. به همین ترتیب، افراد عاقل معمولاً لذت در قدرت و غلبه را بر لذتهای مادی (غذا) ترجیح میدهند.
نویسنده همچنین اشاره میکند که علم و دانش، اگر به کمال باشد، از دیگر لذتها برتر است و فرد در این صورت لذت علم را بر دیگر لذتها مقدم میشمارد. اما اگر فردی از نقصی برخوردار باشد، ممکن است لذتهای مقطعی مانند لذتهای مادی را بر ترجیحات بلندمدت ترجیح دهد.
نتیجهگیری این است که لذتهای درونی و معرفتی عموماً از لذتهای سطحی و مادی قویتر هستند، به شرطی که فرد به کمال برسد.
هوش مصنوعی: هر کسی که شطرنج بازی میکند و روزها گرسنه میماند، به او میگویند که چون همچنان به بازی ادامه میدهد، گویی لذت او از شطرنج بیشتر از لذت خوردن نان است و به همین دلیل، بازی را به خوردن نان ترجیح میدهد. این نشان میدهد که وقتی دو لذت در دسترس باشد، فرد به سوی کدام یک گرایش پیدا میکند. اگر این را درک کنی، میفهمی که افراد عاقلتر تمایل بیشتری به لذتهای درونی و فکری دارند. به عنوان مثال، اگر به یک شخص عاقل فرصت داده شود که بین خوردن غذایی خوشمزه یا انجام کاری که باعث شکست دشمنش و کسب مقام میشود، انتخاب کند، او به طور قطع مسیر ریاست و پیروزی را انتخاب میکند، مگر اینکه هنوز درک کاملی از اوضاع نداشته باشد. در نتیجه، اگر کسی هم به لذت غذا توجه داشته باشد و هم به مقام و ریاست، میتوان گفت که این نوع لذت قویتر است.
هوش مصنوعی: انسانی که در زمینههای مختلف علمی مانند حساب، هندسه، علم شریعت و... تحصیل کرده باشد، از آن علم لذت میبرد. اگر این علم کامل باشد، آن لذت را بر تمام لذتهای دیگر ترجیح میدهد. اما اگر علم او ناقص باشد و لذتی که باید از آن ببرد کامل نباشد، در این صورت معلوم میشود که لذت علم و معرفت از سایر لذتها قویتر است. اما اگر کسی از دو نوع لذت مختلف بهرهمند شود، مانند یک کودک که لذت بازی با جوز را بر لذت ارتباط نزدیک یا لذت ریاست ترجیح میدهد، نشاندهنده نقصان اوست. چرا که اگر هر دو نوع لذت برایش در دسترس باشد، طبیعتاً آن را انتخاب میکند که برایش بهتر است.