بخش ۱۱۰ - فصل (لذت معرفت و دوستی خدای را چگونه می توان به دست آورد؟)
هوش مصنوعی: در این متن، نویسنده به مقایسه لذتهای دنیوی و آخرتی میپردازد و بر این نکته تأکید میکند که لذتهای معنوی و معرفتی از لذتهای مادی و فیزیکی به مراتب بالاتر و ارزشمندتر هستند. او توضیح میدهد که انواع لذتها در طول زندگی انسان تغییر میکند و از لذتهای ابتدایی همچون غذا و شهوت به لذتهای بالاتری چون مقام و جاه و در نهایت به لذتهای معنوی و شناخت خداوند میرسد.
نویسنده به تجارب عارفان و شخصیتهای مذهبی اشاره میکند که به خاطر عشق به خداوند و معرفت او، از لذتهای دنیوی چشمپوشی کرده و حتی بهشت را در مقایسه با این عشق ناچیز میدانند. او همچنین تأکید میکند که انسان باید تامل کند و درک کند که عشق و معرفت الهی میتواند بالاترین لذتها را به ارمغان آورد، لذتی که فراتر از ترس از دوزخ یا امید به بهشت است. در نهایت، پیام اصلی این است که لذت واقعی در ارتباط با خدا و عشق به او نهفته است و باید به آن توجه کرد.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که هیچ لذتی به اندازه لذت بهشت برای من جذاب نیست و حتی اگر صحبتهای زیادی در این مورد شده باشد، نمیدانم چه تدبیری باید بیندیشم تا بلکه اگر آن لذت موجود نباشد، باز هم انسان به ایمان دست یابد. بدان که برای درمان این چهار چیز:
هوش مصنوعی: یکی این است که در مورد این حرفها کمی تأمل کنی و به آنها خوب فکر کنی تا شاید بفهمی که گاهی یک جمله به راحتی در گوش شنیده میشود، اما ممکن است به دل نفوذ نکند.
هوش مصنوعی: دومین نکته این است که باید در نظر داشته باشی که ویژگیهای انسانی در رابطه با شهوت و لذت به صورت یکسان ایجاد نشدهاند. ابتدا شهوت کودک به غذا محدود میشود و هیچ چیز دیگری نمیداند. اما با رسیدن به سن پانزده سالگی، لذت و شهوت درباره زنان در او بروز میکند و تمام توجهش را به دنبال آن معطوف میکند. وقتی به نزدیکی بیست سالگی میرسد، لذت از مقام، برتری، جمع آوری ثروت و جستجوی قدرت در او شکل میگیرد. این موارد بالاترین درجات لذتهای دنیوی هستند، به گونهای که در قرآن اشاره شده است که زندگی دنیا تنها بازی، سرگرمی، زینت و تفاخر بین مردم و جمع آوری ثروت و فرزندان است.
هوش مصنوعی: اگر انسان بتواند از دنیا و زرق و برق آن بگذرد و دلش بیمار نشود، لذت واقعی از شناخت علم و آفریدگار و اسرار آسمان و زمین را درک خواهد کرد. تمام چیزهای گذشته نیز در نهایت به همین شناخت خواهد انجامید. لذت بهشتی که معمولاً به لذتهای حسی مانند خوردن و نگاه کردن محدود میشود، در حقیقت بسیار محدودتر از آن چیزی است که انسان میتواند از طریق معرفت واقعی به دست آورد. این شهوات دنیوی در مقایسه با شهوات قدرت و سلطنت بسیار حقیر و ناچیز میشوند. بسیاری از افراد که از برتری و جاه طلبی لذت میبرند، برای رسیدن به مقام و قدرت، حتی از لذتهای دیگر نیز چشمپوشی میکنند. در نتیجه، لذت شناخت و معرفت بر تمام لذتهای دنیوی برتری دارد و باید به آن ایمان داشت.
هوش مصنوعی: کودکی که هنوز به لذتهای مقام و رهبری نرسیده، به این موضوع ایمان ندارد و اگر بخواهی به او نشان دهی که ریاست چه لذتی دارد، نمیتوانی. حالت عارف مانند حال نابینایی است که کودک در دست تو دارد. اما اگر کمی عقل و تفکر داشته باشی، این موضوع برایت روشن خواهد شد.
هوش مصنوعی: برای درمان این وضعیت، باید به احوال عارفان نگاه کنی و سخنان آنها را گوش کنی. حتی اگر شخص فاقد میل جنسی و لذتهای مرتبط با آن باشد، اما وقتی میبیند مردان همه چیز خود را صرف دنبال کردن آن میکنند، در او شناختی ضروری ایجاد میشود که به این مساله پی میبرد که آنها لذت و شهوتی دارند که او به آن دسترسی ندارد.
هوش مصنوعی: رابعه زنی بود که درباره بهشت صحبت میکرد. او گفت که «حق همسایه بر حق خانه مقدم است؛ اول باید به فکر همسایه بود و سپس به خانه خود». ابوسلیمان دارانی میگوید که بندگان خدا به دو دسته تقسیم میشوند؛ بعضی از آنها به قدری به خدا نزدیک هستند که نه از دوزخ میترسند و نه بهشت را امید دارند. یکی از دوستان معروف کرخی از رابعه پرسید که چرا اینقدر از دنیا و مردم دوری کردی و به عبادت مشغول شدی؟ آیا از مرگ میترسی یا از دوزخ و امید به بهشت داری؟ رابعه پاسخ داد که این چیزها برای او مهم نیست. او گفت که وقتی دوستی با پادشاهی پیدا کنی که همه چیز در دست اوست، تمام این نگرانیها را فراموش میکنی. اگر شناخت عمیقی از او پیدا کنی، هیچیک از این امور دیگر برایت اهمیتی نخواهد داشت.
هوش مصنوعی: بشر حافی در خواب افرادی را دید که در بهشت بودند و مشغول خوردن غذاهای بهشتی بودند. وقتی از او پرسیدند که حالت چگونه است، او گفت که خداوند میدانست که من علاقهای به غذا و نوشیدنی بهشتی ندارم و فقط آرزوی دیدار او را دارم. علی بن الموفق نیز خواب بهشت را دید و شاهد خوردن غذاهای فراوانی بود که فرشتگان به مردم میدادند. او فردی را در جلوی حظیره القدس دید که با چشمان به زمین دوخته و مبهوت بود. از رضوان پرسید که این فرد کیست، و او پاسخ داد که این معروف کرخی است که عبادتش نه به خاطر ترس از جهنم و نه به خاطر امید بهشت بود. برای او صرفاً نظر و دیدار خداوند فراهم شده است.
هوش مصنوعی: ابوسلیمان دارانی میگوید: «هرکسی که امروز به خود مشغول است، فردا نیز به همین صورت خواهد بود.» یحیی بن معاذ از شبی یاد میکند که بایزید را دید که پس از نماز شام و نماز خواب تا صبح بر چهار پای خود نشسته و با حیرت به زمین خیره شده بود. او سجدهای طولانی کرد و وقتی سرش را بالا آورد، گفت: «پروردگارا! گروهی تو را طلب کردند و به آنان کرامتهای شگفتی دادی تا بر روی آب راه بروند و در هوا پرواز کنند. من به تو پناه میبرم از این. همچنین گروهی را خزائن زمین عطا کردی و به یکی دیگر، قدرت سفرهای بلند را در یک شب بخشیدی و مدت را خشنود کردی. من به تو پناه میبرم از اینها نیز.» سپس با نگاهی به یحیی گفت: «آیا تو اینجا هستی؟» یحیی پاسخ داد: «بله، هستم.» بایزید پرسید: «از کی؟» یحیی گفت: «مدتی است.» سپس از بایزید خواست که از احوالش بگوید. بایزید گفت: «چیزی برای گفتن دارم که با تو مناسب است.» او افزود: «مرا به ملکوت اعلی و ملکوت اسفل بردند و عرش، کرسی، آسمانها و بهشتها را به من نشان دادند و گفتند: هر چیزی که بخواهی از این همه به تو خواهیم داد. من پاسخ دادم: من از اینها هیچ نمیخواهم. و آنها گفتند: تو بنده منی، حقیقتاً.»
هوش مصنوعی: ابوتراب نخشبی یک مرید بسیار متعهد و غرق در کارهایش داشت. یک روز ابوتراب به او گفت که اگر بایزید را ببینی، خوب است. مرید پاسخ داد که او مشغول بایزید است. ابوتراب این جمله را چند بار تکرار کرد و مرید گفت که او خدا را میبیند و بایزید برایش چه اهمیتی دارد. ابوتراب توضیح داد که دیدن بایزید یک بار، ارزشش بیشتر از هفتاد بار دیدن خداست. مرید با تعجب پرسید که چگونه ممکن است. ابوتراب در پاسخ گفت که تو خدا را به اندازه خودت میبینی، اما بایزید را به اندازه مقامش نزد خدا. مرید متوجه شد و خواست به ملاقات بایزید بروند. وقتی به محل بایزید رسیدند، او در جنگلی بود و با پوستینی به رنگ خاصی پوشیده بود. مرید وقتی او را دید، ناگهان نعرهای کشید و جان داد. ابوتراب پرسید که آیا با یک نگاه بایزید او را کشته است؟ بایزید پاسخ داد که نه، زیرا مرید صادق بوده و نیرویش باعث شد چیزی در او پنهان بماند. آنها به یک روش خاص همدیگر را دیده بودند و مرید نتوانست این قدرت را تحمل کند و هلاک شد.
هوش مصنوعی: بایزید گفت: «اگر مقام ابراهیم و مناجات موسی و روحانیت عیسی را به تو بدهند، باز هم برگردی، چون کارهایی فراتر از آن وجود دارد.» یکی از دوستان بایزید، که مردی متدین بود، در پاسخ گفت: «من سی سال است که در شبها نماز میخوانم و روزها روزه میگیرم و هیچ چیز از آنچه تو میگویی برایم حاصل نشده است.» بایزید پاسخ داد: «اگر سیصد سال هم این کارها را انجام دهی، هیچچیز به دست نخواهی آورد.» دوستش پرسید: «چرا؟» بایزید گفت: «زیرا که تو خود را از نظر روحی پنهان کردهای.» آن مرد پرسید: «راه درمان چیست؟» بایزید پاسخ داد: «این کار را نمیتوانی انجام دهی.» او اصرار کرد: «بگو تا انجام دهم.» بایزید گفت: «نمیتوانی.» او گفت: «پس لطفاً فقط بگو.» بایزید گفت: «الان برو نزد محاسنزنی و بگذار موهایت را بزنند و برهنه باش و دور کمرت حصیری ببند و کیسهای پر از جوز به گردنت بیاویز و در بازار فریاد کن که هر کودکی که به من سیلی بزند، به او چند جوز میدهم. و همچنین نزد قاضی و افراد راستگو برو.» آن مرد گفت: «منزلا، سبحان الله! این چه سخنی است که میگویی؟» بایزید گفت: «بدین سخن که گفتی سبحان الله، تو به خود تعظیم کردی و این شرک است.» او گفت: «چیز دیگری بگو که من این را نمیتوانم انجام دهم.» بایزید گفت: «این نخستین درمان است.» او پاسخ داد: «من نمیتوانم این کار را انجام دهم.» بایزید گفت: «من خود گفتم که تو نمیتوانی» و این به این معنا بود که آن مرد به کبر و جستجوی مقام مشغول است و این کار درمان اوست.
هوش مصنوعی: و در اخبار آمده است که به عیسی (ع) وحی شد که وقتی به دل بندگان نگاه میکنم، نه دنیا را میبینم و نه آخرت را، بلکه دوستی خود را در آنجا قرار میدهم و متولی حفاظت از آن هستم. ابراهیم ادهم میگوید، «ای خدایا! میدانی که بهشت حتی برای من به اندازه یک پشه نیز نمیارزد در مقایسه با محبت تو که به من عطا کردهای، و میدانی که مرا به یاد خود مشغول کردهای». در مورد رابعه پرسیدند، «چگونه رسول را دوست داری؟» او پاسخ داد، «دوست داشتن او سخت است، اما دوستی خالق، مرا از دوستی مخلوقان مشغول کرده است». از عیسی (ع) پرسیدند کدام عمل بهتر است، و او گفت، «دوستی با خدا و راضی بودن به آنچه او انجام میدهد». در مجموع، اینگونه اخبار و حکایات بسیار وجود دارد و بر اساس حال این گروه، به وضوح مشخص است که لذت شناخت و دوستی او از بهشت نیز بیشتر است، بنابراین باید در این مورد تأمل کنی.