هوش مصنوعی: این متن به بررسی ساختار و انواع مدن (جامعههای انسانی) میپردازد. نویسنده بیان میکند که هر جامعهای با ویژگیها و قوانینی خاص خود تشکیل میشود و این جامعهها به دو دسته کلی تقسیم میشوند: **مدینه فاضله** و **مدینه غیرفاضله**.
مدینه فاضله، جامعهای است که اعضای آن به دنبال خیر و جلوگیری از شرور هستند و اصول و قوانین آنها بر اساس حق و عدالت استوار است. این مدینه معمولاً فقط یک نوع دارد و بر وحدت خیرات تأکید دارد.
در مقابل، مدینههای غیرفاضله به سه دسته تقسیم میشوند:
1. **مدینه جاهله**: جامعهای که اعضای آن از عقل و دانش کافی بیبهرهاند.
2. **مدینه فاسقه**: جامعهای که اعتقادات درست دارد اما در عمل به انحراف رفته و به رفتارهای ناپسند گرایش دارد.
3. **مدینه ضاله**: جامعهای که تصوری غلط از سعادت و هدف زندگی دارند و مسیرهای نادرست را دنبال میکنند.
نویسنده همچنین توضیح میدهد که هر نوع مدینهای دارای رئیسی است و این ریاست برای حفظ نظم و تحقق هدفهای مشترک ضروری است. رئیسان میتوانند به چند دسته تقسیم شوند؛ از جمله حکما، عادلین و مبارزان.
در نهایت، متن به نوابتی که در مدینه فاضله ممکن است به وجود بیاید اشاره میکند که این نوابتها میتوانند نقاط ضعفی را در جوامع نشان دهند.
به طور کلی، متن از نظریه اجتماعی با مختصات فلسفی پیروی میکند و تلاش میکند تا تفاوتهای میان جوامع مختلف و اثرات آنها بر روی انسانها و جامعه را تحلیل کند.
هوش مصنوعی: هر نوع مرکبی دارای ویژگیها و خصوصیاتی است که آن را از سایر مرکبها متمایز میکند و اجتماع انسانها نیز به همین شیوه، از ترکیب و ویژگیهای خاصی تشکیل شده است که با ویژگیهای هر فرد متفاوت است. اعمال انسانی به دو دسته خیر و شر تقسیم میشوند، و به تبع آن، اجتماعات نیز به این دو دسته تقسیم میگردند: یکی اجتماعاتی که مبتنی بر خیر هستند و دیگری آنهایی که بر شر بنا شدهاند. اجتماع مبتنی بر خیر را "مدینه فاضله" مینامند و اجتماع مبتنی بر شر را "مدینه غیر فاضله". مدینه فاضله تنها یک نوع دارد، زیرا حق از تنوع و کثرت برکنار است و راههای نیکو یکی بیشتر نیست. اما مدینههای غیر فاضله سه نوع هستند: اول، مدینهای که عناصر آن از قدرت اندیشه و گفتار بیبهرهاند، که به آن مدینه جاهله میگویند؛ دوم، مدینهای که از قدرت اندیشه بهرهمند است اما قوای دیگر بر آن مسلط شده و موجب فساد آن میشوند، که به آن مدینه فاسقه میگویند؛ و سوم، مدینهای که به دلیل ضعف قدرت فکری، قانونی در تخیل خود آورده و تمدن خاصی ساخته است، که به آن مدینه ضاله نامیده میشود. هر یک از این مدینهها میتوانند به بینهایت شاخه تقسیم شوند، چرا که باطل و شر همواره ادامه دارند. همچنین، در میان مدینه فاضله نیز ممکن است مدینههای غیر فاضله بر اساس علل مشخصی به وجود آیند که به آنها "نوابت" میگویند. هدف از بررسی این مدینهها شناخت مدینه فاضله و تلاش برای ارتقای دیگر مدینهها به آن سطح است.
هوش مصنوعی: مدینه فاضله به جامعهای اشاره دارد که افراد آن بر روی دستیابی به خوبیها و حذف بدیها تمرکز داشتند. در این جامعه، دو عنصر اصلی مشترک بود: افکار و اقدامات. باورها و آرای مردم در مورد اصل و هدف زندگی، به گونهای بود که با حقیقت مطابقت داشت و با یکدیگر همسو بودند. همچنین در مورد اقدامات، آنها کمال را بر اساس یک دیدگاه مشترک درک میکردند و کارهایی که از آنها صادر میشد، مطابق با حکمت و تحت تأثیر عقل و عدالت تنظیم شده بود. به این ترتیب، با وجود تفاوتهای فردی و شرایط مختلف، نهایتاً هدف تمامی افراد در این جامعه یکسان بود و مسیرهای آنها در دستیابی به این هدف، هماهنگ و همسو بود.
هوش مصنوعی: باید بدانیم که توانایی درک و بیان در همه انسانها به یک اندازه نیست و به درجات مختلفی تقسیم شده است؛ از حدی که فراتر نمیتواند رفت تا حدی که به موجودات پست نزدیک میشود. این تفاوتها نشانهای از نظم طبیعی موجود است. بنابراین، چون قدرت درک در افراد یکسان نیست، نمیتوان انتظار داشت که همه افراد به یک شیوه و با یک میزان از اطلاعات، مبدا و مقصد را درک کنند. بلکه تنها گروهی اندک از افرادی که از عقلهای کامل، فطرتهای سالم و عادات درست برخوردارند و از حمایت الهی و راهنماییهای ربانی بهرهمند هستند، قادر به شناخت مبدا و معاد و چگونگی خلق شدن از مبدأ اول میشوند و این شناخت به اندازهای است که با تواناییهای آنان وفق دارد.
هوش مصنوعی: نفس انسانی دارای قدرتهایی است که به آن امکان ادراک امور مادی و معنوی را میدهد، مانند خیال، تفکر، حس و وهم. این قدرتها در یک ترتیب و تدریج خاص قرار دارند، به گونهای که در علم حکمت بیان شده است و هیچیک از این قوا در هیچ زمانی، چه در خواب و چه در بیداری، غیرفعال نیستند. شناخت مبدأ و معاد به جوهر انسانی مرتبط است و هیچیک از این قدرتها در این شناخت به یکدیگر دخالت نمیکنند. در حالتی که نفس پاک به مشاهده مبدأ و معاد و هر آنچه به آن مرتبط است مشغول است، این قدرتها که تحت تسلط نفس هستند، به تصویر کشیدن اشکال مناسب آن حالت پرداختهاند. نفس، به دلیل فاصله و تنزیه از وابستگی به قوای جسمانی، نمیتواند به این قوا وابسته شود، زیرا قوای جسمانی تنها قادر به ادراک اشکال و خیالات هستند. بنابراین، این اشکال تنها مربوط به این قبیل هستند، اما بهترین و لطیفترین نمونههایی که ممکن است در دنیای مادی وجود داشته باشد، بستگی به نزدیکی و دوری از نفس دارد. ولی قوت عقل با شناخت واقعی، این اشکال مقدس و خالص را تصدیق میکند.
هوش مصنوعی: این گروه از حکما افرادی هستند که از نظر دانش و معرفت در سطح بالایی قرار دارند. در مقابل، گروهی دیگر وجود دارند که از نظر شناخت و فهم عقلی به اندازه این حکما توانمند نیستند و نهایت درک آنها به تصورات و خیالات محدود میشود. این تصورات، کارکردهایی مشابه با آنچه در ذهن حکما وجود دارد دارند، اما این گروه به خاطر ضروریات، باید نسبت به این توهمات و خیالات با احتیاط رفتار کنند. به همین دلیل، آنها باید به پیروی از احکام و اصول مناسبی که به نوعی از تجسمات وهمی فاصله دارد، اقدام کنند. همچنین، این افراد باید در مقابل این تصورات و خیالات که در ذهن آنها وجود دارد، موضعی نگیرند. با این حال، آنها به این حقیقت اعتراف دارند که معرفت و درک گروه اول از آنها کاملتر است و این دسته به عنوان اهل ایمان شناخته میشوند.
هوش مصنوعی: گروهی هستند که در سطحی پایینتر از دیگران قرار دارند و نمیتوانند به تصورات ذهنی دست یابند، بنابراین به تصاویر خیالی بسنده میکنند و مبدأ و معاد را به اشیای مادی تشبیه میکنند و ویژگیهای جسمانی را از خداوند سلب میدانند. این افراد به شناخت دو گروه اول اعتراف کرده و تسلیم آن میشوند. گروهی دیگر که از این افراد پایینترند، مثالهای دورتری را میپذیرند و به برخی احکام مادی استناد میکنند و آنها را مستضعفان مینامند. احتمال دارد اگر این دسته نیز به این روال ادامه دهند، به مراتب بالاتری برسند و به گروهی که به اشکال مادی میپردازند، ملحق شوند.
هوش مصنوعی: به طور کلی، این اختلافات به تواناییهای فردی بستگی دارد. برای مثال، یک شخص ممکن است به حقیقت یک چیز آگاه باشد، در حالی که کسی دیگر فقط به ظاهر آن چیز توجه دارد. شخص سومی ممکن است تصویری معکوس از آن چیز را که در آینه یا آب منعکس شده ببیند و شخص چهارمی ممکن است تندیس یا نقاشیای ارائه کند که به همان شکل ساخته شده باشد. و به همین ترتیب این مقایسه را ادامه داد.
هوش مصنوعی: قدرت هر فرد تنها به اندازهای است که میتواند به یکی از مراحل خاصی برسد و این به عنوان نقص در نظر گرفته نمیشود. در واقع، توجه او باید به کمالات باشد و در علم و معرفت به سمت حقیقت و خالق بزرگ حرکت کند. تکمیل افراد بسته به عقل و درک آنها متفاوت است و این قدرت فراتر از آنچه در ذات فرد وجود دارد یا به عادت آموخته است، نمیتواند باشد. بنابراین، گاهی لازم است که سخن به صورت واضح و محکم بیان شود و گاهی به شکل متشابه و غیرمستقیم. در موضوع توحید، برخی اوقات میتوان به تنهایی به پاکی و بینقصی خدا اشاره کرد و در مواقع دیگر به تشابهات. در خصوص معاد نیز این روش باید مورد توجه قرار گیرد تا هر گروه با توجه به درک و حقایق خود به اهداف خود دست یابد.
هوش مصنوعی: حکیم sometimes از استدلالهای منطقی استفاده میکند و sometimes به روشهای اقناعی تکیه میکند و sometimes هم به اشعار و تخیلات رجوع میکند تا هر شخص را با توجه به درک و فهمش راهنمایی کند. باورهای مردم، اگرچه همگی به سمت کمال حرکت میکنند، اما در ظاهر و شکل تفاوتهایی دارند. بنابراین، طالما که مردم به فردی عاقل و دانا اقتدا کنند، بین آنها تعصب و دشمنی وجود ندارد. حتی اگر در مسائل مذهبی و ملی تفاوت داشته باشند، این اختلافات بیشتر ناشی از تفاوت در رسوم و برداشتهاست که همه به یک هدف مشترک میانجامد. مانند تفاوت در غذاها و لباسها که به شکل و رنگهای مختلف وجود دارند، ولی هدف نهایی همه یک نوع منفعت است.
هوش مصنوعی: رئیس شهر که رهبری آن جامعه را بر عهده دارد، وظیفه دارد که هر گروه را به محل و جایگاه مناسب خود هدایت کند و همچنین نظم و ترتیب را میان آنها برقرار کند. به این ترتیب، هر قوم از نظر ارتباط با قوم دیگر، مرؤوس خواهد بود و در عین حال، رؤسای خود را نیز خواهد داشت. این وضعیت به گونهای است که برخی از اقوام نمیتوانند رهبری را بر عهده بگیرند و تنها به عنوان خدمتگزار خواهند بود. در این مدینه، نظم و ترتیبی مانند نظام موجودات طبیعی شکل میگیرد و هر فرد در مرتبهای خاص قرار میگیرد. این مسأله بر اساس سنت الهی که حکمت مطلق است، انجام میشود. اما اگر از تبعیت این رهبری خارج شوند، احساس غضب بر عقلشان غلبه کرده و موجب تعصب و اختلاف در میان آنها میشود. در غیاب رئیس، هر یک از افراد به دنبال ادعای رهبری خواهند رفت و الگوهای خیالی که در ذهنشان نقش بسته، به حقیقت برای رهبری تبدیل میشود و در نتیجه، اختلاف و تنازع به وجود میآید. این واقعیت نشان میدهد که بسیاری از مذاهب نادرست، ریشه در حقایق اهل حق دارند و باطل در واقع هیچ حقیقت و بنیان اساسی در خود ندارد.
هوش مصنوعی: اهالی یک جامعه ایدهآل، هرچند ممکن است از نظر عقیده و نظر با یکدیگر تفاوتهایی داشته باشند، اما در دورترین نقاط دنیا به واقع متحد هستند. زیرا دلهای آنها با هم هماهنگ است و به یکدیگر محبت دارند، بهطوری که مانند یک فرد واحد در انسجام و دوستی عمل میکنند. چنانکه در روایت آمده، مسلمانان مانند یک دست برتری دارندهاند. پادشاهان و رهبران آنها که مسئولیت اداره امور جهانی را بر عهده دارند، در زمینههای قوانین و تأمین معیشت با دقت و به تناسب شرایط عمل میکنند. آنها در امور کلی با تأثیرگذاری جامع و در مسائل جزئی با دقت بیشتر عمل مینمایند. به همین دلیل، دین و حکومت به یکدیگر وابسته هستند؛ همانطور که گفته شده است، دین بنیاد است و حکومت ارکان آن. اگر بنیاد نباشد، هیچ ساختاری نمیتواند پایدار بماند و بدون دین، حکومت نیز بیاساس است و ضعف خواهد داشت.
هوش مصنوعی: اگر تعدادی از این گروه، یعنی شاهان و حکمرانان جامعهای آرمانی، چه در یک زمان و چه در زمانهای مختلف وجود داشته باشند، حکم آنها همانند حکم یک فرد است. زیرا آرمان و هدف آنها یکسان است و آن سعادت نهایی است و توجه آنها به یک خواسته مشترک است که همان زندگی پس از مرگ واقعی است. بنابراین، تغییراتی که از سوی کسی جدید بر قوانین قبلی اعمال میشود نباید مخالف مصلحت باشد، بلکه باید به تکمیل قوانین قبلی کمک کند. به گونهای که اگر آن فرد جدید در زمان قانونگذاری حضوری داشت، همان قانون را تصویب میکرد و اگر فرد قبلی در حال حاضر حضور داشت، همین تغییر را به جلو میبرد. زیرا راه عقل همواره واحد است. مثالی از این سخن نیز در قول عیسی مسیح وجود دارد که فرمود: «من نیامدم که تورات را باطل کنم، بلکه آمدهام که آن را کامل کنم.» و تفکر متفاوت و خصمانه برخی افراد ناشی از تمایز ظاهری است، نه درک عمیق حقیقت.
13
وارکانمدینهفاضلهپنجصنفباشند:
هوش مصنوعی: و اجزای شهر ایدهآل شامل پنج نوع میباشند:
هوش مصنوعی: گروهی که به عنوان تدبیر کنندگان شهر شناخته میشوند، افرادی هستند که دارای فضیلتها و دانش کامل بوده و با استفاده از تفکر و نظریات صحیح در مسائل بزرگ، از دیگران متمایز هستند. این افراد به درک عمیق از حقایق موجودات دست یافته و به عنوان عالمان برتر شناخته میشوند.
هوش مصنوعی: دوم، گروهی وجود دارند که به مردم عادی و سطح پایینتر کمک میکنند تا به درجات بالاتر از کمال برسند و عموم مردم را به عقاید گروه اول دعوت میکنند. هدف آنها این است که هر کس که آمادگی دارد، از طریق نصایح و وعظهای آنها به رشد و ترقی دست یابد. این گروه در زمینههای مختلفی مانند علوم کلام، فقه، خطابه، بلاغت، شعر و نوشتن تخصص دارند و به آنها "ذوی الألسنه" گفته میشود.
هوش مصنوعی: و گروهی که قوانین عدالت را در میان مردم مدینه رعایت میکنند و در گرفتن و دادن با دقت عمل میکنند و بر برابری و تعادل تأکید دارند، دارای دانشهایی چون حساب، آمار، هندسه، پزشکی و astronomy هستند و آنها را مقدران مینامند.
هوش مصنوعی: گروهی هستند که به حفظ حرمت و حمایت از مردم مدینه مشهورند و از افرادی که در شهرهای غیرمتمدن زندگی میکنند، جلوگیری میکنند. این گروه در مواجهه با چالشها و حفاظت از موقعیتهای شجاعانه و غیرت خود جدیت دارند و به آنها لقب مجاهدان دادهاند.
هوش مصنوعی: پنجمین گروه، کسانی هستند که منابع غذایی و اقلام ضروری این دستهها را فراهم میکنند. این کار ممکن است از طریق تجارت، صنعت یا جمعآوری مالیات، خراج و موارد دیگر انجام شود. این افراد به مالیان شناخته میشوند.
هوش مصنوعی: در این شهر، ریاست عالی دارای چهار حالت بود. نخست این که پادشاه به طور کامل در بین آنها حضور داشت و نشانه آن چهار چیز بود: اول، حکمت که هدف نهایی همه اهداف به شمار میرود؛ دوم، تفکر کامل که به رسیدن به هدف منجر میشود؛ سوم، هنر اقناع و تصور، که از شرایط لازم برای کمال به حساب میآید؛ و چهارم، قدرت جهاد که از شرایط دفاع و محافظت به شمار میرود. این نوع ریاست را «ریاست حکمت» مینامیدند.
هوش مصنوعی: دومین موضوع این است که حکومت به صورت کامل در یک نفر وجود ندارد و این چهار ویژگی نمیتواند در یک فرد جمع شود، اما در چهار نفر این خصوصیات وجود دارد. آنها با همکاری یکدیگر مانند یک نفس واحد به مدیریت شهر میپردازند و این گروه را به عنوان رهبری افراد شایسته میشناسند.
هوش مصنوعی: اگرچه هر دو ریاست در آن زمان وجود نداشت، ولی رئیسی حاضر بود که به سنن رؤسای گذشته آشنا باشد و به ویژگیهای آنها پی ببرد. او توانایی داشت هر سنت را به درستی تشخیص دهد و بر برخی استنباطها که در سنن گذشته تصریح نشده بودند، تسلط داشت. علاوه بر این، او در بیان و اقناع دیگران مهارت داشت و قدرت مجاهدت را جمعآوری کرده بود. به همین دلیل، ریاست او را ریاست سنت نامیدند.
هوش مصنوعی: و چهارمین نکته این است که این ویژگیها در یک نفر جمع نشده بلکه در افراد مختلف وجود داشت. آن افراد به همکاری یکدیگر برای اداره شهر برخاستند و آن را رهبری گروه اهل سنت نامیدند.
هوش مصنوعی: در مورد ریاستهای دیگر که تحت ریاست اصلی قرار داشتند، باید به تمامی صناعات و اعمال ارج نهاد. در نهایت، همه رؤسا زیر نظر رئیس اعظم بودند. دلایل استحقاق این ریاست به سه بخش تقسیم میشود: یکی اینکه عمل یک شخص هدف عمل شخص دیگری باشد، در این صورت آن شخص رئیس فرد دیگر به شمار میآید. به عنوان مثال، صاحب مهارت در سوارکاری رئیس کسی است که درباره سوار کردن اسب یا زین کردن آن فعالیت میکند.
هوش مصنوعی: در این متن به دو نوع فعالیت یا مهارت اشاره شده است که هر دو هدف معینی دارند. یکی از این فعالیتها به شخصی نسبت داده میشود که قدرت تحلیل و درک عمیق از مفهومها و اصول دارد و میتواند به طور خلاقانه و مستقل عمل کند. در مقابل، شخص دوم این توانایی را ندارد و برای یادگیری و پیشرفت در آن حوزه به دیگری وابسته است. با این حال، شخص دوم میتواند با یادگیری از فرد اول و پیروی از دستورها و راهنماهای او به مهارتهایی دست یابد. در این زمینه، تفاوتهای درجاتی وجود دارد؛ از کسی که اصول و مبانی یک صنعت را به وجود میآورد تا فردی که به صورت سطحی در آن صنعت فعالیت میکند. در پایینترین سطح، شخصی وجود دارد که هیچ گونه توانایی تحلیل ندارد و تنها با حفظ و رعایت این اصول میتواند به کار بپردازد. این فرد در واقع در خدمت دیگران است و در موقعیت رهبری قرار ندارد.
هوش مصنوعی: هر دو عمل به یک هدف معین توجه دارند که آن هدف، انجام یک عمل سوم است. اما یکی از این دو عمل از دیگری ارزش و اهمیت بیشتری دارد و در آن هدف، سود بیشتری به همراه دارد، مانند لجام و دباغی در صنعت چرمسازی.
هوش مصنوعی: عدالت ایجاب میکند که هر فرد در جایگاه خود قرار گیرد و از آن تجاوز نکند. همچنین نباید یک شخص را به صنایع و مشاغل مختلف مشغول کرد، به دلایل سهگانه: اول آنکه هر طبیعت خاصی دارد و نه هر شخصی میتواند به هر کار یا حرفهای پرداخته و موفق شود. دوم اینکه کسی که تنها به یک صنعت بپردازد، به تدریج توانایی و دقت لازم را در آن صنعت کسب میکند، اما اگر توان و توجه او بین صنایع مختلف تقسیم شود، در هیچیک پیشرفت نخواهد کرد. سوم اینکه برخی از صنایع زمانمند هستند و اگر آن زمان از دست برود، فرصت از بین میرود. ممکن است دو صنعت نیازمند زمان مشابهی باشند، و در این صورت فرد از یکی از آنها باز میماند. بنابراین، بهتر است که یک فرد را به شغل مهمتر و مرتبطتری مشغول کرد و او را از مشاغل دیگر بازداشت تا هر فرد در کاری که بیشتر به آن میپردازد، همکاری و تعامل بهتری داشته باشد و در نتیجه خیر و نیکی افزایش یابد و شر و آسیب کاهش یابد.
هوش مصنوعی: در جامعه ایدهآل، افرادی وجود دارند که از فضیلت فاصله گرفتهاند و ارزش آنها به اندازه ابزارها و وسایل است. اگر این افراد تحت هدایت افراد ممتاز قرار گیرند، میتوانند به کمال برسند، در غیر این صورت مانند حیوانات رام و بدون اراده خواهند شد.
هوش مصنوعی: مدن غیرفاضله یا جاهل، فاسق یا ضال تعریف میشوند. مدن جاهله به شش نوع تقسیم میشود که این تقسیمبندی بر اساس درجه پیچیدگی آنها انجام شده است: نوع اول را «اجتماع ضروری» مینامند، نوع دوم «اجتماع نذالت»، نوع سوم «اجتماع خست»، نوع چهارم «اجتماع کرامت»، نوع پنجم «اجتماع تغلبی» و نوع ششم «اجتماع حریت» نام دارد.
هوش مصنوعی: مدینه به عنوان یک اجتماع تشکیل شده بود که هدف آن همکاری برای کسب نیازهای ضروری زندگی از جمله غذا و پوشاک بود. راههای مختلفی برای کسب درآمد وجود داشت که برخی از آنها پسندیده و برخی ناپسند بودند. این کسب و کارها شامل کشاورزی، دامداری، شکار و حتی دزدی بود که میتوانست به روشهای فریبکارانه یا بهطرز مستقیم انجام شود. ممکن بود یک مدینه انواع مختلفی از کسب و کارهای ضروری را شامل شود یا اینکه تنها بر یک صنعت خاص مانند کشاورزی متمرکز باشد. در اینجا، ارجحترین فرد در مدینه، کسی بود که بتواند به بهترین شکل نیازهای اساسی را تأمین کند و در مدیریت و استفاده از منابع به دیگران برتری داشته باشد، یا کسی که بیشتر از دیگران به دیگران غذا و اقلام ضروری بدهد.
هوش مصنوعی: مدینه محلی بود که گروهی از افراد به همکاری برای کسب ثروت و انباشت مواد ضروری و منابع مالی میپرداختند. هدف اصلی آنها جمعآوری داراییها و ثروت بود و صرف کردن اموال فقط در موارد ضروری که برای تأمین معیشت لازم بود، مجاز محسوب میشد. آنها به دنبال کسب درآمد از راههای مشخصی بودند که در آن منطقه رایج بود. رهبر این گروه فردی بود که توانایی زیادی در مدیریت و جمعآوری ثروت داشت و بر روند هدایت اعضا تسلط بیشتری داشت. درآمدهای این افراد میتوانست از راههای عمدی مانند تجارت و اجاره، یا از فعالیتهای غیر عمدی مانند چوپانی، کشاورزی، صیادی و حتی دزدی به دست آید.
هوش مصنوعی: مدینهای وجود داشت که مردم آن به دنبال لذتهای حسی مانند غذا، نوشیدنی، همسران و انواع تفریحات بودند و هدف آنها از این کارها فقط لذتبردن بود نه تأمین نیازهای اساسی جسم. در آن زمان، مردم این مدینه را خوشبخت و خوشحال میدانستند، زیرا هدف آنها بعد از برآوردن نیازهای ضروری و دستیابی به مال، سرگرمی و تفریح بود. در میان آنها، خوشبختترین و محبوبترین فرد کسی بود که توانایی بیشتری در دسترسی به لذتها و تفریحات داشت. رهبری این جماعت به عهده کسی بود که میتوانست بهترین کمک را در رسیدن به خواستههای آنان ارائه دهد.
هوش مصنوعی: مدینه کرامت مکانی بود که گروهی از مردم در آن همکاری میکردند تا به کرامات لفظی و عملی دست یابند. این کرامات ممکن بود از دیگران در آنجا یا از یکدیگر کسب شوند و تفاوتهایی در میزان آن وجود داشت. اگر کرامتی به صورت برابر بود، مردم به یکدیگر به عنوان قرض احترام میگذاشتند؛ به این ترتیب که یکی در زمانی به دیگری نوعی کرامت ارائه میکرد و منتظر بود که در زمان مناسب همان نوع یا نوعی دیگر از کرامت را دریافت کند. اما در صورتی که تفاوتی در میزان کرامت وجود داشت، یکی به دیگری کرامتی ارائه میکرد و انتظار داشت که طرف مقابل بیشتر از آن را به او بازگرداند، که این بستگی به توافقی داشت که بین آنها برقرار شده بود. اهلیت برای دریافت کرامت به گفته این گروه به چهار دلیل ممکن بود: ثروت، وجود شرایط برای لذت و تفریح، توانایی صرفنظر کردن از نیازهای ضروری بدون زحمت، مانند فردی که خدمتگزار جمعی بود و به همه نیازهای آنها پاسخ میداد، و همچنین نفع در یکی از این سه دلیل. دلیل دیگر برای استحقاق کرامت در نظر بسیاری از اهل جاهلیت، برتری و نسب بود.
هوش مصنوعی: اما تسلط به گونهای است که فردی میتواند در یک کار خاص یا در امور متعدد به طور برجسته به دیگران پیشی بگیرد، یا به تنهایی یا با کمک یاران و دوستانش، به دلیل توانمندی یا تعداد بیشتر، و شهرت در این معنا برای این گروه ارزش زیادی دارد، به حدی که کسی که در این وضعیت قرار دارد، خود را در اوج خوشبختی میداند، زیرا هیچ کس نمیتواند به او آسیب برساند و او قدرت این را دارد که به هر کسی که بخواهد، آسیب برساند.
هوش مصنوعی: در گذشته، پدران این فرد به دلایلی مانند ثروت، تأمین نیازها، نفعرسانی به دیگران یا شجاعت و نترسی در مواجهه با مرگ بر دیگران برتری داشتند. روابط بین افراد در جامعه به گونهای بود که به عدالت و برابری شباهت داشت و هیچیک به تجارت و داد و ستد خاصی وابسته نبودند. رهبر این جامعه، فردی بود که از دیگران در داشتن شایستگی و احترام بیشتر بهرهمند بود، به این معنا که از لحاظ فامیلی یا اعتبار شخصی بالاتر بود. اگر معیار را بر حسب اعتبار بگذارند، او بهترین گزینه بود. از سوی دیگر، اگر ثروت او را مورد توجه قرار دهند، میتوانستند بگویند او از دیگران ثروتمندتر است. بهترین رهبران، کسانی بودند که میتوانستند دیگران را به ثروت و رفاه برسانند، چه از راه فراهم آوردن منابع شخصی یا مدیریت خوب. البته این همه باید با هدف ایجاد احترام و مقام اجتماعی صورت میگرفت و نه صرفاً به خاطر ثروت. او به دنبال کرامت و جایگاه اجتماعی بود، نه فقط لذتی آنی. فرد خواهان کرامت، کسی است که میخواهد با رفتار و گفتار خود مورد مدح و ستایش قرار گیرد و همواره در یاد دیگران باقی بماند.
هوش مصنوعی: رئیس غالباً به ثروت و دارایی نیاز داشت، زیرا ارتباط مردم مدینه با منافع بدون این ثروت ممکن نبود. هرچه کارهای او مهمتر بود، نیازش به این دارایی بیشتر میشد. او ممکن بود تصور کند که هزینه کردن او به خاطر نیکوکاری و آزادگی است، نه به خاطر درخواست احترام از دیگران. وی زمانی که از اموال مردم هزینه میکند، یا از آنچه که از آنها به عنوان مالیات میگیرد، یا از طریق تسلط بر گروههایی که با او مخالفند، یا به خاطر کینهای که در دل دارد و به وسیله قدرت با آنها برخورد میکند، تا بتواند اموال آنها را در خزانه خود نگه دارد. سپس او برای کسب نام و شهرت هزینه میکند تا به شهرتی دست یابد که به او قدرت بیشتری بدهد و فرزندانش را پس از خود به عنوان افراد محترم بشناسند و املاک را به آنها منتقل کند. گاهی نیز ممکن است به اموالی بپردازد که از آن تنها خود بهرهمند شود، تا این اموال به نوعی دلیل بر استحقاق بزرگ داشتن او محسوب شوند. همچنین او ممکن است از طریق بدست آوردن امتیازاتی از پادشاهان اطراف، این کرامتها را به دست آورد.
هوش مصنوعی: کسی که خواسته باشد خود را با زرق و برق و تزییناتی که شایسته مقام و بزرگی اوست، بیاراید، از انواع لباسها و وسایل احتیاج و خدمتکاران استفاده میکند تا اعتبارش بیشتر شود و دیگران از او دوری کنند و احترامش افزایش یابد. وقتی مقام او تثبیت شد و مردم به این عادت کردند که شاهان و روسا نیز اینگونه باشند، او مردم را در دستههای مختلف قرار میدهد و به هر یک متناسب با شایستگیاش نوعی احترام میدهد، مثل لباس خاص یا وسیله نقلیه، تا به این ترتیب عظمت مقامش حفظ شود.
هوش مصنوعی: نزدیکترین افرادی که به او توجه میکنند کسانی هستند که میتوانند قدرت او را افزایش دهند و کسانی که به دنبال کرامت هستند، به او نزدیک میشوند تا مقام آنها نیز افزایش یابد. مردم این شهر، دیگر شهرها را که غیر از آنها هستند، به عنوان جاهلیت میشمارند و خود را به فضیلت نسبت میدهند. این شهر، به ویژه از نظر ریاست، مشابهترین شهر به مدن جاهلی است و بر اساس میزان نفع و سودی که دارند، رهبری را تقسیم میکنند. وقتی که کرامت در چنین شهرهایی به حد افراط برسد، آن شهر به شهری جبار تبدیل میشود و احتمال دارد که با شهرهای دیگر در تضاد قرار گیرد.
هوش مصنوعی: مدینه محلی بود که گروهی برای غلبه بر دیگران به یکدیگر کمک میکردند. این همکاری زمانی اتفاق میافتاد که همه اعضا در محبت و دوستی به یکدیگر مشترک بودند، حتی اگر در تعداد و نوع مختلف بودند. هدف از این غلبه برای برخی خونریزی، برای عدهای دیگر به دست آوردن مال و گروهی برای تسلط و بندگی مردم بود. اختلاف بین افراد این شهر به شدت و ضعف محبت آنها بستگی داشت و تجمعشان به خاطر درخواست اموال، زن و جان دیگران بود. لذت این افراد در تسلط و تحقیر دیگران بود. گاهی نیز موفق به رسیدن به هدفشان میشدند بدون اینکه کسی را تحت فشار قرار دهند و حتی از آن هدف هم غافل میشدند. بعضی از آنها دوست داشتند که با فریب و خدعه، بر دیگران غلبه کنند و برخی دیگر به روشهای مستقیم و بدون فریب تمایل داشتند. بعضی نیز از هر دو روش استفاده میکردند. در موارد زیادی، کسانی که به دنبال غلبه بر اموال و جان دیگران بودند، زمانی که به فردی خوابیده میرسیدند، به جای انصراف، او را بیدار میکردند تا فکر کنند که کشته شدن فردی که امکان مقاومت دارد، لذیذتر است. با این حال، این افراد که به طور طبیعی به قهر و تسلط تمایل داشتند، به دلیل نیاز به همکاری برای بقای خود و غلبه، از قهر در مدینه خود صرفنظر میکردند.
هوش مصنوعی: رئیس این گروه شخصی بود که تواناییاش در استفاده از آنها برای مقابله با دشمنان و فریب آنها بیشتر از دیگران بود و میتوانست بهخوبی از آنها در برابر حملات دشمنان دفاع کند. این گروه ویژگیهای خصمانهای داشت و آداب و رسومشان به گونهای بود که هنگام عمل به آنها، به پیروزی نزدیکتر میشدند. برتریجویی و تفاخرشان به تعداد پیروزیهایشان بستگی داشت و هرکسی که میتوانست پیروزیهای بیشتری کسب کند، در نظرشان اولیتر بود. ابزارهای پیروزی نیز یا بر اساس تدبیر و عقل بود یا قدرت بدنی و یا محیط خارجی مانند سلاح. اخلاق این گروه شامل بیرحمی، سختگیری، زودخاشمی، تکبر، کینهتوزی و حرص بر خوشگذرانی و لذتجویی بود و این تلاشها معمولاً همراه با ذلت و تحقیر دیگران انجام میشد.
هوش مصنوعی: شاید تمام افرادی که در این شهر زندگی میکنند، در یک طرز رفتار مشترک باشند و حتی کسانی که مغلوب شدهاند نیز در همین شهر قرار داشته باشند. افراد غالب ممکن است در همان سطح یا در سطوح مختلفی از یکدیگر قرار بگیرند. تفاوتهای آنها ممکن است به تعداد دفعاتی که غالب شدهاند، یا نزدیکی و دوریشان از رهبر خود، یا به شدت و ضعف قدرت و رأی آنها مربوط شود. ممکن است در این شهر یک شخص قاهر وجود داشته باشد و دیگران تحت تأثیر او قرار بگیرند، هرچند که آنها به طور طبیعی تمایلی به انجام این کار نداشته باشند. اما چون این قاهر نیازهای روزمره آنها را تأمین میکند، به او کمک میکنند. این افراد همچون اعضای یک بدن یا سگهایی هستند که برای شکار تحت فرمان یک صیاد قرار دارند. بقیه افراد این شهر نیز به مانند بندگانی هستند که به خدمت او مشغولند و در فعالیتهای تجاری و کشاورزی مشارکت دارند، در حالی که به خاطر او مالک سرنوشت خود نیستند و لذت رهبرشان در خوار بودن دیگران است.
هوش مصنوعی: مدینه میتواند به سه دسته تقسیم شود: اول، جایی که تمامی ساکنان آن به دنبال غالب شدن هستند؛ دوم، جایی که برخی از ساکنان به دنبال سلطهگری هستند؛ و سوم، جایی که فقط یک نفر به عنوان رئیس تلاش برای سلطه دارد. افرادی که میخواهند به منظور تأمین نیازها، ثروت، لذت یا مقام تلاش کنند، در واقع ارتباطی با ساکنان آن مدینه دارند. برخی حکما نیز این دسته را جزو مدن سلطهگر محسوب کردهاند که خود آنها نیز به سه دسته تقسیم میشوند. این افراد ممکن است خواستههای خود را به صورت قهرآمیز پیگیری کنند و در برخی موارد، پس از به دست آوردن خواستهشان از قهر دست بکشند. گروه دیگر ممکن است از قهر برای رسیدن به لذت استفاده کنند و اگر بتوانند به خواستهشان بدون قهر دست یابند، قهر را ترک کنند. دسته سوم آنهایی هستند که قهر را فقط در صورتی میپذیرند که با نفع همراه باشد و چنانچه نفعی بدون اجبار به آنها برسد، به آن اهمیتی نمیدهند. این افراد خود را بزرگ و محترم میپندارند و به نام دلاوری از آنها یاد میشود. در حالی که دسته اول بیشتر به نیازهای ضروری خود بپردازند و از نظر عمومی، مورد احترام و ستایش قرار میگیرند، دستهای دیگر نیز ممکن است برای کسب مقام و کرامت به این فعالیتها روی بیاورند، که در این صورت به نوعی ظالم به حساب میآیند زیرا بهدنبال کسب مقام با روشهای قهرآمیز هستند.
هوش مصنوعی: از ویژگیهای شهرهای لذت و یسار این است که افراد نادان آنها خود را خوشبخت میدانند و از دیگر شهرها برتر شمرده میشوند. اما ویژگی شهر تغلب این است که مردم آنجا همواره خود را بلندهمت تلقی کرده و مورد ستایش قرار میگیرند. این ممکن است باعث شود که اهل این سه شهر دچار تکبر شده و به دیگران بیاحترامی کنند، به تفاخر و خودستایی بپردازند و به خود لقبهای نیکو دهند. آنها خود را زیبا و خاص میشناسند و دیگران را احمق و کممایه میپندارند. هنگامی که خوی تکبر و قدرت در ذهن آنها جا پیدا کند، از جمله ستمگران درمیآیند.
هوش مصنوعی: بسیاری از افراد به دنبال کسب کرامت و احترام هستند و این خواسته را با تلاش برای کسب ثروت برآورده میکنند. در واقع، احترام و کرامت به تنهایی نمیتواند به جای ثروت تامین شود و همچنین قدرت و فرمانروایی در میان اهل یک شهر به دلیل مال و ثروت به دست میآید. افراد ممکن است برای لذت و سرگرمی نیز به دنبال مال و ثروت باشند، زیرا به نظر میرسد که با داشتن پول، رسیدن به لذت آسانتر خواهد بود. در واقع، کسانی که در جستجوی لذت هستند، به دنبال احترام هم خواهند بود. همچنین، بهترین راه برای کسب پول و ثروت، دستیابی به مقام و قدرت است که میتواند به آنها کمک کند تا لذتهای بیشتری را تجربه کنند. به طور کلی، این نیازها و خواستهها بهطور مشترک وجود دارند و شناخت ترکیب این علایق به ما کمک میکند تا درکی بهتر از آنها پیدا کنیم.
هوش مصنوعی: مدینه احرار، که به آن مدینه جماعت نیز گفته میشود، جامعهای بود که در آن، افراد آزاد بودند و میتوانستند هر کاری که بخواهند، انجام دهند. در این جامعه، همه افراد برابر بودند و هیچکس بر دیگری برتری نداشت. ساکنان این مدینه همگی آزاد بودند و تفاوتی جز در زمینه آزادی نداشتند. در اینجا، اختلافات و تمایلات متنوعی وجود داشت که بسیار زیاد بود و باعث میشد که گروههای مختلفی تشکیل شوند. برخی از این گروهها به هم شباهت داشتند و برخی دیگر کاملاً متفاوت بودند. تمامی اقشار جامعه، چه شریف و چه غیرشریف، در طوایف مختلف این مدینه وجود داشتند. هر گروه یک رهبر داشت و اکثریت مردم بر رؤسا تسلط داشتند، زیرا رؤسا باید مطابق میل مردم عمل میکردند. در واقع، هیچ رهبری برتری نداشت مگر اینکه کسی که بیشتر به خواستههای مردم و آزادی آنها اهمیت میداد، مورد توجه و احترام بود. بهترین و مورد قبولترین افراد، کسانی بودند که با ویژگیهای درست زندگی میکردند و در مقایسه با سرگرمیها و لذتها، بیشتر به نیازهای ضروری توجه میکردند. به محض اینکه مردم رؤسا را از نظر خواستهها و لذتها میدیدند، آنها تمایل داشتند که به آنها کرامت و مال بیشتری بدهند.
هوش مصنوعی: در چنین شهری، ممکن است رئیسانی وجود داشته باشند که برای مردم شهر سودی نداشته باشند. این افراد به خاطر مقام و موقعیتی که تصور میشود دارند، اعتبار و ثروت دریافت میکنند، یا به دلیل ویژگیهای ارثی و ظاهری که دارند، مورد احترام قرار میگیرند. طبق طبیعت، حق مردم شهر بر احترام به این افراد محفوظ است و اغراض جاهلیت در این شهر به شدت تحقق مییابد. این شهر، یکی از جذابترین شهرهای جاهلی به شمار میآید و مانند لباسی رنگارنگ و زینت شده است. هر کسی به دنبال منافع و آرزوهای خود به اینجا میآید و به همین دلیل، قومیتها و طوایف مختلف به این شهر روی میآورند و به سرعت جمعیت زیادی در آن شکل میگیرد. نسلهای متعددی در این شهر به وجود میآیند که هر کدام از نظر فطرت و تربیت متفاوت هستند و به این ترتیب، شهر به شهرهای زیادی تقسیم میشود که از هم قابل شناسایی نیستند. در این شهر، فرقی بین غریبه و ساکن وجود ندارد و با گذر زمان، افراد فرهیخته، حکما، شاعران و سخنرانان زیادی ظهور میکنند که اگر گرد هم آیند، میتوانند جزو اجزای یک شهر آرمانی باشند، در حالی که افرادی هم از نوع بد و ناقص نیز در آنجا وجود خواهند داشت.
هوش مصنوعی: هیچ شهری در دوران جاهلیت بزرگتر از این شهر نبود و نیکی و بدی آن به نهایت خود میرسید. هر چقدر که این شهر بزرگتر و پربرکتتر بود، نیکی و بدی آن نیز بیشتر بود.
هوش مصنوعی: ریاست در شهرهای جاهل به تعداد مشخصی مربوط میشود که شامل شش حالت است: ضرورت، ثروت، لذت، احترام، برتری و آزادی. زمانی که رئیس از این مزایا برخوردار باشد، ممکن است به وسیله مالی که خرج میکند، ریاستی را به دست آورد. به ویژه در شهر احرار، جایی که هیچکس بر دیگری برتری ندارد، رئیس ممکن است به خاطر لطفی که دیگران به او میکنند یا به ازای مالی که ارائه میدهد، ریاست را به دست آورد. در این شهر، کسی که فضیلت داشته باشد نمیتواند ریاست را بر عهده بگیرد، و اگر هم تلاش کند، به زودی از مقامش برکنار میشود یا کشته میشود یا در معرض فشار و مشکلات قرار میگیرد. در دیگر شهرها نیز، افراد فاضل به راحتی نمیتوانند به مقام ریاست دست یابند.
هوش مصنوعی: مدینههای مطلوب و رهبری افراد برتر از دیگر مدینهها به دلایلی مانند نیاز و آسانتر بودن وضعیت اجتماعی شکل میگیرد. در این نوع مدینهها، افرادی با خصوصیات سختگیرانه و بیرحمانه وجود دارند و جسمانیات آنها نیز از قدرت و خشونت برخوردار است. افرادی که در این مدینهها زندگی میکنند، به طور دائم به لذتجویی و حرص برای بیشتر خواستن تمایل دارند و به نرمی و ضعف روحی معروف شدهاند. ممکن است بر اثر این ویژگیها، حالت خشم و غضب در آنها به طور کامل از بین برود. به همین ترتیب، در این مدینه سخنگو، خشم به عنوان خدمتکار و شهوت به عنوان خادم به صورت معکوس عمل میکنند. به گونهای که در زندگی اعراب و ترکها دیده میشود، تمایل به شهوات و عشق به زنان در آنها افزایش یافته اما همچنان دچار کشتار و تعصب هستند. این ویژگیها نمایانگر نوعی از مدینههای جاهلی و بیتمدن است.
هوش مصنوعی: در یک سری از شهرها، مردم به اعتقادات درست و سالمی که در یک شهر ایدهآل وجود دارد، پایبند هستند، اما در عمل به روشهای نادرست و مناسک جاهلی تمایل دارند. آنها به کارهای خیر اعتقاد دارند، اما در عمل به آنها عمل نمیکنند و بیشتر به خواستههای نفسانی و رفتارهای ناپسند گذشته گرایش پیدا میکنند. این وضعیت شهرها به دلیل شباهت به اوضاع جاهلیت قابل توصیف است و نیازی به گفتوگو یا توضیح بیشتر در این باره نیست.
هوش مصنوعی: شخصی که در شهرهای بیراهه زندگی میکند، ممکن است به سعادتی شبیه به سعادت واقعی فکر کند، اما در واقع مبنا و هدف او با حقیقت مغایرت دارد. این افراد به کارها و باورهایی روی میآورند که هرگز به خیر مطلق و سعادت دائمی نمیرسند و شمار این کارها نیز بینهایت است. اما کسی که قوانین افراد نادان را تعیین کرده و آنها را به درستی تصور کند، درک افعال و احکام آنها برایش آسانتر خواهد بود. از طرف دیگر، در شهرهای پیشرفته، نهادهایی مشابه آنچه در میان گندم و خار وجود دارد، به پنج نوع تقسیم میشوند.
هوش مصنوعی: نخستین گروه از انسانها کسانی هستند که اعمال نیک از آنها سر میزند، ولی به دلیل انگیزههای دیگری جز رسیدن به سعادت، مانند لذت یا مقام و احترام، این کارها را انجام میدهند.
هوش مصنوعی: دومین گروه تحریفکنندگان افرادی هستند که به شدت به روشهای نادرست و جاهلانه تمایل دارند. هنگامی که اصول و قوانین یک جامعه ایدهآل با خواستههای آنها سازگار نیست، سعی میکنند این قوانین را به شیوهای تفسیر کنند که با خواستههای خودشان تطابق پیدا کند و از این راه به خواستههایشان دست یابند.
هوش مصنوعی: و افرادی که در باغها کار میکنند، گروهی هستند که به چیزهای عادی و معمولی راضی نمیشوند و تمایل دارند به چیزهای بیشتری دست یابند. بنابراین، اگر رئیسشان عملی انجام دهد که با خواستههای عمومی مردم سازگار نباشد، آنها از اطاعت او سرپیچی خواهند کرد.
هوش مصنوعی: و دسته چهارم مارقان، گروهی هستند که عمدتاً نیت تحریف قوانین را ندارند، اما به خاطر سوء برداشتها، نمیتوانند به درستی به اهداف دانشمندان پی ببرند و آن را به معانی دیگری تفسیر میکنند و از حقیقت دور میشوند. این انحراف ممکن است همراه با هدایت باشد و از لجاجت و دشمنی خالی باشد و به راهنمایی این افراد امیدواری وجود دارد.
هوش مصنوعی: پنجمین گروه افراد، کسانی هستند که درک کاملی از مسائل ندارند. این افراد با حقیقت آشنا نیستند و به دلیل اینکه نمیتوانند به جهل خود اعتراف کنند، در مورد موضوعات مختلف به دروغ صحبت میکنند. آنها این حرفها را به گونهای ارائه میدهند که به نظر میرسد استدلالهایی منطقی دارند، در حالی که خود در تضادها و سردرگمی به سر میبرند.
هوش مصنوعی: در اینجا بحث درباره نوعهای مختلف اجتماعات انسانی است و در آینده به جزئیات قوانین و مقررات اجتماعی خواهیم پرداخت و از خدای بزرگ کمک خواهیم خواست، زیرا او بهترین همراه و یاور است.