شمارهٔ ۶۹ - شکایت از روزگار
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از مشکلات و سختیهای زندگی میگوید و به ناله و فریادهای بیفایده اشاره میکند. او به وضعیت بد جامعه و زیر سلطه بودن نمادهایی چون شیر و باز اشاره میکند که به نوعی نشاندهندهی ضعف و ذلت است. شاعر در مییابد که در این جهان هیچ چیزی پایدار نیست و همه چیز گذراست. او میگوید که در این وضعیت، حتی بزرگانی که به هنر و فضیلت معروفند، هم نمیتوانند او را نجات دهند. در نهایت، او به آرامش و بیتوجهی نسبت به خوب و بد روزگار میرسد و معتقد است که بنیاد این جهان بر آب نهاده شده و هیچ چیز ثابت نیست.
روزگاریست سخت بی فریادکس گرفتار روزگار مباد
هوش مصنوعی: در این دوران، شرایط به شدت دشواری وجود دارد و هیچ کس برای کمک به دیگران فریاد نمیزند، امیدوارم که این وضعیت ادامه پیدا نکند.
شیر بینم شده متابع رنگباز بینم شده مسخر خاد
هوش مصنوعی: من شیر را میبینم که به رنگی خاص در آمده و اطراف من مانند یک بازیچه است.
نه به جز سوسن ایچ آزادستنه به جز ابر هست یک تن راد
هوش مصنوعی: یعنی هیچ چیز دیگری جز سوسن آزاد نیست و هیچکس جز ابر وجود ندارد.
نه بگفتم نکو معاذاللهاین سخن را قوی نیامد لاد
هوش مصنوعی: من هرگز نگفتم که این حرف درست است، معاذالله، بلکه این سخن به قدری ضعیف است که حتی نمیتوان به آن اعتنا کرد.
مهترانند مفضل و هر یکاندر افضال جاودانه زیاد
هوش مصنوعی: بزرگان و پیشوایان هر یک در نعمتها و فضیلتهای پایدار و ماندگار جایگاه ویژهای دارند.
نیست گیتی به جز شگفتی و نیزکار من بین که چون شگفت افتاد
هوش مصنوعی: جهان جز حیرت و شگفتی چیز دیگری نیست و به کار من نگاه کن که چگونه وقتی شگفتی به وقوع میپیوندد، عمل میکنم.
صد در افزون زدم به دست هنرکه به من بر فلک یکی نگشاد
هوش مصنوعی: به اندازه صد در به وسیله هنرم، تلاش کردم، اما با وجود این، هیچ یک از درهای آسمان به روی من باز نشد.
در زمان گردد آتش و انگشتگر بگیرم به کف گل و شمشاد
هوش مصنوعی: اگر زمان بگذرد و آتش به وجود آید، هرگاه انگشتانم را به گل و شمشاد بزنم، نشاندهندهای از زیبایی و لطافت طبیعت خواهد بود.
بار اندوه پشت من بشکستبشکند چون دو تا کنی پولاد
هوش مصنوعی: بار سنگین غم که بر دوشم بود، حالا دیگر از بین رفته و به دلیل قوت ارادهام، به راحتی میتوانم با دو دسته کار سخت مقابله کنم.
نشنود دل اگر بوم خاموشنکند سود اگر کنم فریاد
هوش مصنوعی: اگر دل آدم سکوت کند، فایدهای نخواهد داشت حتی اگر فریاد هم بزند.
گرچه اسلاف من بزرگانندهر یک اندر هنر همه استاد
هوش مصنوعی: اگرچه ن ancestors من افراد بزرگ و با استعداد هستند، اما هر یک از آنها در هنر خاصی خود استاد و ماهر بودهاند.
نسبت از خویشتن کنم چو گهرنه چو خاکسترم کز آتش زاد
هوش مصنوعی: من نسبت به خودم مانند مروارید عمل میکنم، نه مانند خاکستر. زیرا خاکستر از آتش به وجود آمده است.
چون بد و نیک روزگار همیبگذرد این چو خاک و آن چون باد
هوش مصنوعی: روزگار با بدیها و خوبیهایش به سرعت میگذرد؛ همانطور که خاک بر زمین میماند و مانند باد به سرعت در حرکت است.
نز بد او به دل شوم غمگیننه ز نیکش به طبع باشم شاد
هوش مصنوعی: اگر از بدی او به دل غمگین شوم، از نیکیاش نیز به راحتی خوشحال نخواهم شد.
این جهان پایدار نیست بدانکه بر آبش نهاده شد بنیاد
هوش مصنوعی: این دنیا دوام و ثبات ندارد، چون شالودهاش بر روی آب گذاشته شده است.