شمارهٔ ۷۱ - در مدح ثقة الملک طاهر و شرح گرفتاری خود
هوش مصنوعی: این شعر به مدح پادشاهی بزرگ و کریم میپردازد که بقا و ثبات سلطنتش با وجود لطف و بخشش او به مردمش تضمین شده است. شاعر در وصف ویژگیهای مثبت پادشاه، همچون جود و سخاوت او، از تشبیهات و مجازهای زیبا استفاده میکند. او بر این باور است که تنها راه خدمت به پادشاه، بیان ثنا و ستودن اوست. شاعر همچنین به تلخیهای زندگی و رنجهایی که در زندان متحمل شده، اشاره میکند و در عین حال بر این نکته تأکید میکند که امید به سخاوت و بخشش پادشاه، باعث تسکین دردها و رنجهای او شده است. در نهایت، شاعر با بیان ناامیدیهای خود و امید به الطاف پادشاه، ابراز میکند که حتی در شرایط سخت، نظر لطف او موجب تسلی خاطر است.
تا بقا مایه نما باشدثقت الملک را بقا باشد
هوش مصنوعی: تا زمانی که پایه و اساس سلطنت محکم و استوار باشد، آن سلطنت نیز دوام خواهد داشت.
طاهر آن آفتاب کز نورشآفتاب فلک سها باشد
هوش مصنوعی: طاهر همچون یک خورشید پاک و روشن است که نورش از نور سایر ستارهها و آسمان بیشتر و با ارزشتر است.
جستن راه خدمت سامیشجز به وجه ثنا خطا باشد
هوش مصنوعی: یافتن راهی برای خدمت به او تنها در صورت ستایش و تحسین درست است و در غیر این صورت نادرست خواهد بود.
سختم آسان بود ثنا گفتنجود او مایه ثنا باشد
هوش مصنوعی: ثنا گفتن از جوانمردی و سخاوت او کار دشواری نیست، چرا که ویژگیهای او خود بهانهای برای ستایش و سپاسگزاری است.
ای کریمی کامیدواران راهمه لفظ تو مرحبا باشد
هوش مصنوعی: ای بخشنده، همواره خوشبختی و کامیابی را به انتظارنشستگان عطا کن. نام نیک و بینظیر تو بر زبانها جاری است و بر همگان پسندیده است.
ز دکان نیاز گیتی راخاک صحن تو کیمیا باشد
هوش مصنوعی: از فروشگاه نیازهای دنیوی، خاک صحن تو همانند کیمیا میباشد.
چشم اقبال شهریاری راگرد رخش تو توتیا باشد
هوش مصنوعی: چشمهای خوشبختی و موفقیت یک پادشاه، به زیبایی چهرهی تو مانند دارویی شفابخش خواهد بود.
بر عدو عنف تو سموم بودبر ولی لطف تو صبا باشد
هوش مصنوعی: غضب و شدت عمل تو بر دشمن، به مانند بادهای سوزان و داغ است، اما مهربانی و لطف تو بر دوستان، همانند نسیم ملایمی میباشد.
حزم و عزم تو چون بگیرد جزمآن زمین باشد این هوا باشد
هوش مصنوعی: اگر اراده و استقامت تو قوی باشد و بر تصمیم خود پابرجا بمانی، در آن صورت هر چیزی به نفع تو تغییر خواهد یافت و شرایط مناسب فراهم میشود.
سایلان را ز دست تو نه عجبگر نتیجه همه عطا باشد
هوش مصنوعی: عجبی ندارد که به خاطر تو، همه چیزهایی که به دیگران میدهی، نتیجهای از خود تو باشد.
تا همی دست راد تو گه بزمپدر و مادر سخا باشد
هوش مصنوعی: زمانی که تو در فضایی لذتبخش و خوشایند قرار داری، دست تو پر از سخاوت و بخشش میشود، مثل پدر و مادری که در جشن و شادی هستند.
رای تو ار شود چو وهمت تیزبر فلک خط استوا باشد
هوش مصنوعی: اگر فکر تو به حدی قوی و تیز شود، در آن صورت میتوانی به بلندای آسمانها دست یابی و چنان قدرتی پیدا کنی که به خط استوای زمین نزدیک شوی.
منحنی می شود فلک پس از آنکز در او گردش رحا باشد
هوش مصنوعی: پس از آن که در آسمان گردش آزاد میشود، دایرههای آسمانی به شکل انحنا درمیآید.
تا همی جاه گیتی افروزتهمچو مهر اصل هر ضیا باشد
هوش مصنوعی: تا زمانی که مقام تو در دنیا مانند خورشید، منبع هر روشنی باشد.
دولتت دولت علایی رامایه و پایه علا باشد
هوش مصنوعی: سرنوشت و خوشبختی تو باید به گونهای باشد که به مقام و فضیلتهای عالی و بلندمرتبه منجر شود.
به خدایی که بر جلالت اوهر چه بینی همه گوا باشد
هوش مصنوعی: به خدایی که هر چیزی را که میبینی، نشانهای از عظمت و بزرگی اوست.
صفت و نعمت او به نزد خردهمه آلاء و کبریا باشد
هوش مصنوعی: ویژگیها و نعمتهای او در نظر خردمندان، همگی بزرگ و عظیم محسوب میشوند.
گر چنین پادشا که هست امروزدر جهان هیچ پادشا باشد
هوش مصنوعی: اگر امروز چنین پادشاهی در جهان وجود داشته باشد، دیگر هیچ پادشاهی وجود ندارد.
خدمت بارگاه مجلس اوعمره و مروه و صفا باشد
هوش مصنوعی: در حضور او، عبادت و خدمت به او مانند انجام مناسک عمره و مروه و صفا است.
ور چو تو مرد هیچ دولت رانیز در دانش و دها باشد
هوش مصنوعی: اگر کسی مانند تو به علم و دانش توانا نباشد، هیچ حکومتی یا مرفه زندگیای برای او معنا ندارد.
پس چرا چون منی که بی مثلمبه چنین حبس مبتلا باشد
هوش مصنوعی: پس چرا کسی مثل من، که بیهمتاست، باید در چنین زندانی گرفتار باشد؟
گر همی باغ فضل را از منرونق و زینت و بها باشد
هوش مصنوعی: اگر زیبایی و ارزش باغ علم و فضیلت به من بستگی داشته باشد،
چون گل لاله جای من ز چه رویهمه در خار و در گیا باشد
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که اگر من در جایی به غیر از آنچه که شایستهام باشم، گل لالهای که من هستم در میان خاری و گیاهان دیگر است. واضح است که وجود من در چنین مکانی نمیتواند با زیبایی و ارزش واقعیام همخوانی داشته باشد.
این گنه طبع را نهم که همیمایه فطنت و ذکا باشد
هوش مصنوعی: این نبوغ و ذکاوت را در خود پرورش میدهم تا به رشد و شکوفایی افکارم کمک کند.
به خدای ار مرا در این زندانجز یکی پاره بوریا باشد
هوش مصنوعی: اگر تنها چیزی که در این زندان از آن من باقی مانده، یک تکه بوریا باشد، باز هم به خدا ایمان دارم.
نان کشکین اگر بیابم هیچراست گویی زلیبیا باشد
هوش مصنوعی: اگر نانی از کشک پیدا کنم، دیگر هیچ راستگویی به اندازه زلیبیا وجود نخواهد داشت.
چون سرشک و چو روی هرگزنه عقیق و نه کهربا باشد
هوش مصنوعی: چشمان او مانند اشک و چهرهاش هیچگاه به زیبایی عقیق و کهربا نخواهد بود.
آشنا ورزمی ز اشک دو چشماگرم چشم آشنا باشد
هوش مصنوعی: اگر شخصی با چشمان آشنا و دلسوز مرا ببیند که از اشکهایش آگاه است، میتواند به عمق احساسات من پی ببرد.
راست گویی هوای زندانمدیو و افعی و اژدها باشد
هوش مصنوعی: اگر راست بگویم، زندگیام به گونهای خواهد بود که در آن موجودات عجیب و خطرناکی مانند دیو، افعی و اژدها وجود داشته باشند.
همه گر صورتی نگارد ازوروی آن صورت از قفا باشد
هوش مصنوعی: هر کسی اگر به ظاهری زیبا و دلنشین نگاه کند، باید بداند که آن زیبایی، فقط در ظاهر است و اگر به عمق ماجرا نگاه کند، از پشت آن صورت زیبایی نمیبیند.
وانگهم سنگدل نگهبانیکه چنو در کلیسیا باشد
هوش مصنوعی: او همانند نگهبان سنگدل است که در کلیسا حضور دارد.
از گرانی بلند چون گردمتکیه بر چوب و بر عصا باشد
هوش مصنوعی: وقتی که به خاطر سختیهای زیاد و مشکلات زندگی دچار خستگی و ناتوانی شوم، تنها میتوانم بر چوب و عصا تکیه کنم.
رفتن من دو پی بود وانگاهپشتم از بار آن دو تا باشد
هوش مصنوعی: من از جایی میروم و در این سفر مسئولیت دو موضوع بر دوش من است، و در این حال احساس سنگینی این بار را بر روی خودم حس میکنم.
مر مرا گویی از گرانی بندپای در سنگ آسیا باشد
هوش مصنوعی: تو میگویی که من در ظلمت و سختی زندگی اسیر شدهام، گویی پایم به سنگ آسیاب بسته شده است و نمیتوانم حرکت کنم.
پیش چشم آرحال من چو مراجمله این برگ و این نوا باشد
هوش مصنوعی: در برابر چشمان من، تمام این برگها و این صداها به گونهای هستند که حال من را نشان میدهند.
حبس را زاده ام و مرا گوییرنج و غم مادر و نیا باشد
هوش مصنوعی: من در زندان به دنیا آمدهام و تو میگویی که غم و درد مانند مادر و نیا (اجداد) به من تعلق دارد.
چرخ کژ می زند مراد و همیهر چه باشد همه دغا باشد
هوش مصنوعی: چرخ سرنوشت به طرز نامناسبی میچرخد و هر چیزی که اتفاق میافتد، همگی فریب و نیرنگ است.
نیک دانی که از قرابت منچند گریان و پارسا باشد
هوش مصنوعی: خوب میدانید که وقتی به من نزدیک میشوید، چه تعداد افرادی هستند که از درد و رنج یا از پاکی و نیکوکاری به من وابستهاند.
چون منی را روا مدار امروزکه ز فرزندگان جدا باشد
هوش مصنوعی: امروز اجازه نده که کسی مانند من، به تنهایی رها شود، زیرا این باعث جدایی از فرزندان میشود.
مانده ایشان به درد و من در رنجاین همه هر دو از قضا باشد
هوش مصنوعی: این افراد در درد و سختی باقی ماندهاند و من هم در عذاب و رنج این همه مسائل هستم. شاید این وضعیت برای هر دوی ما به نوعی سرنوشتساز باشد.
لیکن از دین پاک تو نسزدکه بدین مر تو را رضا باشد
هوش مصنوعی: اما با پاکی دین تو، شایسته نیست که به این حال راضی باشی.
گر عنایت کنی و من بر هماز بزرگی تو را سزا باشد
هوش مصنوعی: اگر توجه و محبت تو شامل حال من شود، من هم از بزرگی و عظمت تو شایسته این محبت خواهم بود.
نه همی فرصتیت باید جستگر خلا باشد ار ملا باشد
هوش مصنوعی: اگر فرصتی برای جستجو پیش آید، نباید آن را نادیده گرفت؛ حتی اگر فضا خالی به نظر برسد، چنانچه در اطراف تو افراد دانا و با بصیرت وجود داشته باشند.
نکته ای گر برانی از حالمهمه امید من روا باشد
هوش مصنوعی: اگر نکتهای را از حال من دور کنی، تمام امید من به این نکته وابسته است.
ور کنم شغل هیچ کس پس از اینگردنم در خور قفا باشد
هوش مصنوعی: اگر به کار کسی به جز خودم مشغول شوم، گردنم در زیر افکار و فشارهای دیگران خواهد بود.
با فلک من سیتزه ها کردمزان تنم خسته عنا باشد
هوش مصنوعی: من با آسمان جنگیدم و از این کار خسته و ناتوان شدم.
هر که او با فلک ستیزه کندجز چنین از فلک چرا باشد
هوش مصنوعی: هرکس که با آسمان و سرنوشت خود در conflict باشد، جز این نتیجه چه میتواند داشته باشد؟
همه مهر و وفاست سیرت منروزگارم کی آشنا باشد
هوش مصنوعی: همه احساسات و محبتهای من در رفتارم نمایان است، ولی آیا روزگار به من آشنا خواهد شد؟
ای بزرگی که شاخ ملک از توهمه در نشو و در نما باشد
هوش مصنوعی: ای بزرگوار، همه نشانههای سلطنت و قدرت از وجود تو رو به رشد و شکوفایی است.
بنده مادحی چنین در بندنیک بندیش تا روا باشد
هوش مصنوعی: من عبدی هستم که در ستایش او مثل این در بند نیکسیرتیاش هستم، تا زمانی که او شایسته باشد.
آفتابی بلی سزد که تو رابس فراوان چو من هبا باشد
هوش مصنوعی: خورشید برای تو مناسب است، چرا که تو همچون من بیارزش و بیمقدار هستی.
گنج ها دارم از هنر که بگفتکس کزان گونه گنج ها باشد
هوش مصنوعی: من هنرهایی دارم که ارزشمندتر از هر گنجی هستند و هیچ کس نمیتواند بگوید که چنین گنجهایی وجود دارند.
زین بلا گر مرا به جان بخریاین همه گنج ها تو را باشد
هوش مصنوعی: اگر از این مصیبت من را نجات دهی، تمام این ثروتها برای تو خواهد بود.
ور بدین حاجتم نعم نکنینعم من ز بخت لا باشد
هوش مصنوعی: اگر به این خواستهام پاسخ مثبت ندهی، نعمت من از روی بخت و نصیب خواهد بود.
نه همه مردمان چنین گویندکه بغایی طریق ما باشد
هوش مصنوعی: همه مردم اینطور نیستند که بگویند که راه ما به معنای برتری و فخر است.
گر چنین است پس بود در خوربند شاعر چو او بغا باشد
هوش مصنوعی: اگر این چنین باشد، پس شاعر سزاوار این است که در قید و بند باشد، مانند کسی که علیه او شورش کرده است.
شاعر آخر چه گوید و چه کندکه از او فتنه و بلا باشد
هوش مصنوعی: شاعر در نهایت چه حرفی برای گفتن دارد و چه عملی میتواند انجام دهد که از او مصیبت و مشکلات برنخیزد؟
گر به عیوق برفرازد سرشاعر آخر نه هم گدا باشد
هوش مصنوعی: اگر شعری بر فراز عیوق (جایی بلند و مرتفع) سروده شود، در نهایت شاعر نیز به مانند یک گدا شناخته خواهد شد.
مگرش چو محمد ناصرگوهر از پاک مصطفی باشد
هوش مصنوعی: آیا او مانند محمد ناصر، جواهری از خالصی و پاکی مصطفی نباشد؟
لاجرم جاه و حق حرمت اوچون شهیدان کربلا باشد
هوش مصنوعی: بنابراین مقام و حق احترام او مانند شهیدان کربلا خواهد بود.
گر همی حق بود چو تو بایدشاعران را که پیشوا باشد
هوش مصنوعی: اگر حقیقت به مانند تو باشد، شاعران باید پیشوایان را همانند تو در نظر بگیرند.
تو ثنا و دعای من مشنوکاین و آن از سر هوا باشد
هوش مصنوعی: من تمایل دارم که تو را ستایش کنم و از تو درخواست دعا داشته باشم، اما بدان که این احساسات ممکن است بر اساس دلخواه و خواستههای شخصی من باشد و نه از روی خلوص نیت واقعی.
چون تویی راز چون منی پاداشنه ثنا باشد و دعا باشد
هوش مصنوعی: وقتی تو راز مرا در خود داری، پاداشی که باید به من داده شود نه ستایش و نه دعا، بلکه چیز دیگری است.
مدحت من شنو که مدحت منرشته در بی بها باشد
هوش مصنوعی: شما میتوانید از ستایش من بشنوید که اگر ستایش من بدون ارزش باشد، هیچ فایدهای ندارد.
پس از آواز او چو بشنیدیهمه آوازها صدا باشد
هوش مصنوعی: بعد از اینکه صدایش را شنیدی، همهی صداها دیگر فقط صدای او به نظر میرسند.
من که در خور ثنای شاه کنمچون من اندر جهان کجا باشد
هوش مصنوعی: من که شایستهی ستایش پادشاه هستم، کجا در این دنیا کسی مانند من وجود دارد؟
ور ز من شد گشاده گنج سخنبند بر پای من چرا باشد
هوش مصنوعی: اگر خزانهدار سخن، سخنانی از من بگشاید، پس چرا پابند من باید وجود داشته باشد؟
آب اقبال تو روا باشدکه هر امید از او وفا باشد
هوش مصنوعی: آب خوشاقبالی تو بهراحتی جریان دارد و هر انتظاری که از آن داشته باشی به حقیقت میپیوندد.
بنده بودت به طبع و خواهد بوددر جهان هر که بود یا باشد
هوش مصنوعی: هر کسی که در این دنیا وجود دارد یا خواهد داشت، به طور طبیعی و در نهایت، بنده و وابسته به تو خواهد بود.