شمارهٔ ۷۶ - در ثنای بهرامشاه
هوش مصنوعی: شعر دربارهی شاه بهرامشاه و فتوحاتش در هندوستان است. در این شعر، او به عنوان یک فرمانروای قوی و پیروز توصیف میشود که با لشکر خود به جنگ دشمنان میرود. تیغ او باعث پیروزی و برکت برای مملکتش میشود و دشمنان وحشتزده از قدرت او و آتش شمشیرش به زمین میافتند. همچنین به شجاعت و فداکاری او در دفاع از دین اشاره شده است.
این شاه با وجود پیروزیهای زیاد و افتخارات به دست آمده، دچار بیماری و ناتوانی شده و در بستر رنج میکشد. با این حال، عدالت و بخشش او سبب آبادانی و صلح در سرزمینش میشود. شاعری که در این شعر به مدح او میپردازد، مقام و ارزش او را بالاتر از آسمان میداند و در نهایت به عظمت و کرامت بهرامشاه در مدیریت و فرمانروایی اشاره میکند.
کوس ملک آواز نصرت بر کشیدکفر و شرک از هول آن سر در کشید
هوش مصنوعی: صدای پیروزی و سربلندی ملک به گوش رسید و به خاطر ترس از آن، کفر و شرک سرشان را پایین آوردند.
فخر شاهان جهان بهرامشاهشد سوی هندوستان لشکر کشید
هوش مصنوعی: بهرامشاه، که از بزرگترین پادشاهان جهان است، به سمت هندوستان لشکرکشی کرد.
چتر او را فتح بر تارک نهادتیغ او را نصرت اندر برکشید
هوش مصنوعی: چتر او مانند پیروزی بر سر گرفته شده و تیغ او به یاری و حمایت از او بلند شده است.
باختر در لرزه افتاد از نهیبگرچه او لشکر سوی خاور کشید
هوش مصنوعی: غرب از صدای رعد و برق به لرزه درآمد، هرچند که او ارتش را به سمت شرق حرکت داد.
ای بسا رزما که از هر سو سپاهزآب خنجر شعله آذر کشید
هوش مصنوعی: بسیاری از جنگجویان که با شجاعت و قدرت به میدان آمدند، از هرسو به دشمن حملهور شدند و مانند شمعهایی هستند که از آب و آتش، دلاوری و ایستادگی نشان میدهند.
دوزخی شد عرصه پیکارگاهکو در آن پیکار گه خنجر کشید
هوش مصنوعی: در میدان جنگ، جایی که حریفان به شدت مبارزه میکنند، به حالت دوزخی و بسیار خطرناک تبدیل شده است.
دشمنان را آتش شمشیر اودر میان خاک و خاکستر کشید
هوش مصنوعی: دشمنان با شمشیر او به زمین افتاده و نابود شدند.
ملک او را چون عدو انکار کرداز پی او کینه منکر کشید
هوش مصنوعی: سلطان او را مانند دشمنی انکار کرد و از این رو، او کینهای به دل گرفت و به دنبال انتقام رفت.
دست او تیغی کشید اندر مصافکان به خیبر قبضه حیدر کشید
هوش مصنوعی: او در میدان نبرد از دستانش شمشیری کشید که یادآور قدرت حیدر (علیبنابیطالب) در خیبر بود.
بر کشید او تیغ تیز دین فزایاز برای دین پیغمبر کشید
هوش مصنوعی: او برای پیشبرد دین پیامبر، شمشیر تیز و نیرومندی را برکشید.
تیغ او اصل بقای ملک شداز فنا خط بر بت و بتگر کشید
هوش مصنوعی: تیغ او سبب شد که ملک و حکومت پابرجا بماند و نشانهای از نابودی را بر بد و بتساز باقی گذاشت.
راه بر دشمن چو شیر نر ببستتاز کوهش همچو رنگ اندر کشید
هوش مصنوعی: زمانی که دشمن را مانند شیر نر در نبرد شکست میدهد، راه را بر او میبندد و همچون کوه، استوار و مقاوم به نظر میرسد.
گرد او لشکر چو چنبر حلقه کردتا سرش در حلقه چنبر کشید
هوش مصنوعی: وقتی که لشکری به دور او حلقه زد و او را در محاصره خود گرفت، تا اینکه سرش در میان آن حلقه قرار گرفت.
چون هوا از گرد تاری کله بستبر زمین خون مفرش دیگر کشید
هوش مصنوعی: زمانی که گرد و غبار به زمین نشسته است و هوا قابل تحمل نیست، دیگر نمیتوانی از آن خون گریه کنی.
گویی آن خونها که رفت از تیغ اودشت را در دیبه ششتر کشید
هوش مصنوعی: به نظر میرسد آن خونها که از تیغ او ریخته شده، دشت را به رنگی شبیه دیبای نازک و شیک درآورده است.
چون عروس شرمگین بدخواه شاهسر ز شرم شاه در چادر کشید
هوش مصنوعی: به مانند عروسی خجالتزده که از عذاب دیدن شاه، چادرش را بر سر کشیده است.
شه به تخت مملکت چون برنشستتخت را بر زهره ازهر کشید
هوش مصنوعی: وقتی شاه بر تخت سلطنت نشست، نور و زیبایی تخت را از آن خود کرد و به آن جلا و افراطی خاص بخشید.
نی سپهر از خدمت او روی تافتنی زمین از طاعت او سر کشید
هوش مصنوعی: آسمان به خاطر او از خدمت خود دست کشید و زمین نیز از فرمانبرداریاش سر باز زد.
ملک او را صد درخت تازه رستهر یکی صد شاخ سبز و تر کشید
هوش مصنوعی: برای او در باغ صد درخت جوان و تازه روییده است که هر کدام صد شاخک سبز و نازک دارند.
خطبه چون بنوشت بر نامش خطیبمهر و مه را از سر منبر کشید
هوش مصنوعی: هنگامی که خطیب خطبهاش را نوشت، مهر و ماه را از بالای منبر برداشت.
بنده را چون دید مدحی بس بلنداز شرف بر گنبد اخضر کشید
هوش مصنوعی: وقتی او بنده را دید، ستایشی بسیار بلند از مقام و مرتبت او بر گنبد سبز قرار داد.
صد نظر در باب بنده بیش کردتا ز خاک او را برین منظر کشید
هوش مصنوعی: او به دلایل فراوانی درباره من فکر کرد تا از خاک و ریشهام به این جایگاه برساند.
مدح او از آسمان برتر شناختقدر او از آسمان برتر کشید
هوش مصنوعی: ستایش او فراتر از آسمانهاست و ارزش او نیز بالاتر از آسمانهاست.
دست و طبعش در ثنا و مدح شاهسلک و عقد لؤلؤ و گوهر کشید
هوش مصنوعی: دست و طبیعتش به ستایش و تمجید از شاه مشغول شد و مانند پارچههای ابریشمی و زنجیرهای مروارید و سنگهای قیمتی به او نزدیک شد.
گوهر و زر یافت از مهرش بسیتا به مدحش گوهر اندر زر کشید
هوش مصنوعی: از محبت و دوستی او، نعمتهای زیادی به دست آوردم، تا جایی که به خاطر ستایشش، گوهرها را در زرنگینیش به کار بردم.
بنده را چون پشت کرد آز و نیازجودش اندر چشمه کوثر کشید
هوش مصنوعی: زمانی که بنده از خداوند روی برگرداند و به دنیا و نیازهایش توجه کرد، هنوز نیز بخشندگی و کرم خداوند او را به سوی رحمت و نعمتهای بیپایان رهنمون شد.
لیکن از خدمت فرو مانده ست از آنکرنج بیماریش بر بستر کشید
هوش مصنوعی: اما او از انجام وظیفه باز مانده است، زیرا به خاطر درد بیماری، در بستر افتاده است.
پای نتواند همی نیکو نهاددست نتواند سوی ساغر کشید
هوش مصنوعی: پا نمیتواند به زیبایی قرار گیرد و دست هم نمیتواند به سمت جام کشیده شود.
باد هر کشور بدو آباد از آنکعدل او لشکر به هر کشور رسید
هوش مصنوعی: نسیم به هر سرزمینی به خوبی و آبادانی میوزد، چرا که عدالت او همچون سپاهی در هر گوشهای برقرار است.