شمارهٔ ۹۹ - هم در مدح او
هوش مصنوعی: این شعر به ستایش شخصیت و ویژگیهای فردی میپردازد که به «بوالفرج» معروف است. شاعر از آمدن او به عنوان نجاتبخش و پایاندهنده ستمها سخن میگوید. او نگران وضعیت مردم است که تحت ظلم و فشار ستمگران قرار دارند و از خدا میخواهد که ستمگری در این سرزمین باقی نماند. بوالفرج به عنوان شخصی دانا و با صداقت توصیف میشود که باعث آبادانی و شادی مردم میشود. شاعر ویژگیهای برجسته او همچون سخاوت و حکمت را بیان کرده و به او لقبهایی چون «مهتر شمشیرزنان» و «آصف فرزانه» میدهد. در نهایت، شاعر امید دارد که با آمدن بوالفرج، دین، خدمت و انصاف در جامعه گسترش یابد و مردم از رنج و سختی رهایی یابند.
آمد فرج ما ز ستم های ستمکارچون بوالفرج رستم آمد سر احرار
هوش مصنوعی: فرجی که ما انتظارش را میکشیدیم، از ستمهای ظالمین به وجود آمد، مانند لحظهای که رستم، قهرمان اساطیری، به کمک آزادگان آمد.
زین پس نرود پیش به ما برستم کسبر ما نشود هیچ ستمگر به ستم کار
هوش مصنوعی: از این به بعد هیچ کس نمیتواند به ما نزدیک شود و بر ما ظلمی روا ندارد.
آنکس که ستم کرد بر این شهر ستم دیدایزد نپسندد ستم از هیچ ستمکار
هوش مصنوعی: هر که در این شهر ظلمی کرده باشد، خود نیز مورد ظلم قرار میگیرد و خداوند ستم را از هیچ ستمگری نمیپسندد.
زیباست بدین شغل عمید بن عمید آنککافیست به هر شغل و به هر فضل سزاوار
هوش مصنوعی: این جمله به زیبایی به ویژگیهای شخصیتی عمید بن عمید اشاره دارد. او در هر حرفه و علمی که وارد شده، شایستگی و لیاقت لازم را دارد و به همین دلیل در آن شغل به چشم میآید.
از بوالفرج آمد فرج ما ز ستم هابی بوالفرج الافرج ایزد دادار
هوش مصنوعی: از بوالفرج به ما نجات و رهایی میآید، ما از ظلم و ستمها رها میشویم. ای خدای دادگر، تو فرشتگان را فرستادهای که به ما کمک کنند.
بی بوالفرج الافرج اهل لهاووراز نرخ گران علف و آفت آوار
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که در این جملهSpeak of difficulties و چالشهای زندگی اشاره شده است. این عبارت به وضوح به وضعیتی میپردازد که در آن افراد به دنبال راههایی برای فرار از مشکلات و فشارهای ناشی از زندگی هستند، در حالی که با مسائلی مثل گرانی و مشکلات اقتصادی دست و پنجه نرم میکنند. این بیان نشاندهندهی ناامیدی و تلاش برای رویارویی با شرایط سخت است.
پیدا نشد آسایش و آرایش این خلقتا نصرت ما نامد از نصر پدیدار
هوش مصنوعی: آرامش و زیبایی این مردم پیدا نشد تا زمانی که یاری ما از پیروزی نمایان شد.
او فخر عمیدان جهاندیده کافیوافی به همه دانش و کافی به همه کار
هوش مصنوعی: او بهترین و مشهورترین فردی است که در میان افرادی که در دنیا دیدهام وجود دارد و به هر چیزی که بدان نیاز است آگاه و توانمند است.
آباد ولایت ز وی و شاد رعیتبدخواه و بداندیش نگون بخت و نگونسار
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که اگر یک حاکم خوب و نیکوکار در یک منطقه حکمفرما باشد، آن دیار آباد و مردم آن شاد خواهند بود. اما برعکس، اگر حاکمی بدخواah و بداندیش بر سرکار باشد، مردم و وضعیت کلی آن سرزمین به سمت زوال و بدبختی میرود.
در هند چنویی نه و در حضرت غزنیندر دانش و در کوشش و گفتار و به کردار
هوش مصنوعی: در هند، چنوی وجود ندارد و در غزنین، برای دانش، تلاش، گفتار و رفتار بسیار اهمیت قائل هستند.
آن لؤلؤ خوشاب سخن ها و کفش بحردر بحر عجب نه که بود لؤلؤ شهوار
هوش مصنوعی: آن مرواریدهای شیرین و زیبا همچون کلامهای دلنشین، در دریاهای شگفت انگیز وجود دارند. کسی در شگفت است که چگونه آن مرواریدهای ناب یافت میشوند.
دانش به دل اندر چو به بحر اندر گوهرجودش به کف اندر چو به ابر اندر امطار
هوش مصنوعی: دانش در دل مانند جواهری در دریاست و بخشش او همچون قطرات باران در ابر.
کلکش به بنان اندر چون موج به دریاقارون شد و آسان بر او هر چه که دشوار
هوش مصنوعی: با دست خود و با مهارت، کارهایی که به نظر دشوار میآیند را به راحتی انجام میدهد. مانند موجی که به دریا میرسد و با آرامش و سهولت در آن شنا میکند.
ای نام تو چون نام سخی حاتم طاییگسترده به هر شهر در امثال و در اشعار
هوش مصنوعی: نام تو مانند نام سخیترین فرد، حاتم طایی، در هر شهری به عنوان مثالی در داستانها و اشعار شناخته شده است.
روزی ده خلقی نه خدایی تو ولیکنروزی همه جز به کف خویش مپندار
هوش مصنوعی: آفریننده روزی بخش به همه مخلوقهاست، اما هیچ کس نباید فکر کند که روزی فقط به دست خودش تأمین میشود.
این خلق رمارم چو رمه پیش تو اندرتو بر سر ایشان بر سالار ملک وار
هوش مصنوعی: این مردم مانند دامها هستند که در حضور تو به سر میبرند، و تو در میان آنها مانند یک فرمانروا و پادشاه به حساب میآیی.
بسیار نشینند برین بالش و این صدرزیشان تو فروزنده تری ای مه بسیار
هوش مصنوعی: بسیاری بر این بالش مینشینند و این صدر (مقام) از آن آنها است، اما تو ای ماه، از آنها درخشانتر و برتر هستی.
آنی که فلک چون تو به صد قرن نیارددانا و سخندان و سخن سنج و هشیوار
هوش مصنوعی: زمانی که آسمان و فضا نتوانند کسی چون تو را به وجود آورند، دانا، سخن شناس و باهوش.
هم داور خلقی به گه داوری خلقهم داور دینی به گه خدمت دیندار
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به این موضوع اشاره میکند که همواره در هر زمانی، قضاوت و داوری باید بر اساس انصاف و مصلحت مردم صورت گیرد و همچنین در زمان خدمت به دین، باید نیت خیر و جدیت در خدمتگزاری وجود داشته باشد. بنابراین، در هر دو مورد، عدالت و صحیحکاری از اهمیت بالایی برخوردار است.
جبریل مگر هر چه کریمی و سخا بودآورد به نزدیک تو از ایزد جبار
هوش مصنوعی: جبریل، آیا هر آنچه که فضیلت و بخشندگی است و از جانب خداوند بزرگ وجود دارد، به نزد تو نیاورده است؟
شاید که بنازند به تو اهل لهاووراز فضل تو و فخر تو و قیمت و مقدار
هوش مصنوعی: ممکن است که اهل لهاوور به خاطر فضل و شرافت و ارزش تو به تو افتخار کنند و به تو مباهات کنند.
ای مهتر شمشیرزنان با جگر شیردر صدر عمیدی تو و در معرکه سالار
هوش مصنوعی: ای سردار شمشیرزنان، با دل شیر، تو در جایگاه ریاست و در میدان جنگ، فرماندهای برجسته هستی.
ای یک تنه اندر زین یک لشکر کاریوی روز وغا پشت یکی لشکر جرار
هوش مصنوعی: ای کسی که به تنهایی همچون یک لشکر هستی، تو در روز جنگ به پشت یک لشکر بزرگ تکیه کردهای.
ای دیده سنان تو بسی سینه و دیدهدر عقد کمند تو سر شیر به مسمار
هوش مصنوعی: ای چشم تو مانند سنان، در دل و چشمهای بسیاری به دام تو گرفتارند، همچون سر شیر که به میخ خورده باشد.
ای آصف فرزانه بارای مسددوی خاتم آزاده با کف درم بار
هوش مصنوعی: ای آصف دانا، تاجی بر سر داری و انگشتری به دست که سمبل آزادی است و به آن افتخار میکنی.
تو خانه اقبالی و روشن به تو اسلامشغل تو مشهر به تو چون ملت مختار
هوش مصنوعی: تو منزلت در اینجا به گونهای است که همگان به تو توجه دارند و مانند اسلام که نورانی و روشن است، جایگاه تو نیز درخشان و شناخته شده است. مانند ملت مختار که به آزادی و انتخاب معروف است، تو نیز در عرصه خود اهمیت و اعتبار ویژهای داری.
ابرست کفت چونکه فرو بارد بر ماابری که سرشکش نبود جز همه دینار
هوش مصنوعی: ابر مانند کفی است که وقتی بر ما میبارد، هیچ چیز به جز دینار ارزشمند از آن نمیریزد.
دیوانت سپهریست پر از اختر لیکنتو بدر و در و ثابت استاره و سیار
هوش مصنوعی: کتاب تو مانند آسمانی پر از ستاره است، اما تو همانند ماه کامل و ستارهای ثابت هستی که در کنار دیگر ستارهها میدرخشی.
چون کعبه که خالیش نبینی ز مجاوردرگاه تو خالی نتوان دید ز زوار
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که مانند کعبه، که هیچکس نمیتواند آن را خالی از زائران ببیند، در کنار درگاه تو نیز نمیتوان شاهد خالی بودن از کسانی بود که به تو نزدیک میشوند. به عبارت دیگر، هر جا که تو حضور داشته باشی، همواره کسانی وجود دارند که به سوی تو گرایش دارند و از حضورت بهرهمند میشوند.
از کف تو خالی نبود جود زمانیوز مدح تو هم هیچ تهی دفتر و اشعار
هوش مصنوعی: در دوران زندگیات، همیشه بخششی و generosity وجود داشته و نوشتهها و شعرها هیچگاه از تعریف و ستایش تو خالی نبودهاند.
فرخنده بهار خوش و ایام شریفستروز طرب و روز نشاط می و میخوار
هوش مصنوعی: بهار خوشحال کننده و روزهای باارزشی است که زمان شادی و خوشگذرانی و نوشیدن شراب میباشد.
تا دهر گهی پیر و گهی تازه جوانستپیری و جوانیش به آذر در و آذار
هوش مصنوعی: زندگی در هر زمان حالتی متفاوت دارد، گاه انسان پیر میشود و گاه جوان، و این تغییرات مانند آتش و شعلهور شدن در وجود انسان است.
آراسته بادا به تو این شهر و ولایتوز دشمن تو خلق مبینادا دیار
هوش مصنوعی: این شهر و سرزمین به خاطر تو زیبا و آراسته باد و مردم آن از دشمن تو دور باشند و دیار تو را نخواهند دید.
دین و دهش و داد درین شهر بگسترمگذر ز جهان هیچ و جهان را خوش بگذار
هوش مصنوعی: در این شهر، دین و بخشش و عدل را گسترش بده و از ناپایداریهای دنیا عبور کن و دنیا را به خوبی پشت سر بگذار.