شمارهٔ ۱۱۵ - مدح یکی از صدور
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی وزیر دولتی است که به جنگ و امور نظامی میپردازد. شاعر از شجاعت، فداکاری و نقش مهم او در نبردها سخن میگوید. وزیر، جان خود را در راه خدمت به ملک فدا میکند و به او ندا میشود که در مواقع بحرانی سریعاً به وظایفش عمل کند. در شعر به اوضاع آشفته و ناآرام مناطق مختلف چون خراسان و عراق اشاره شده و تأکید شده است که وزیر با قدرت و استراتژی مناسب در پیروزیهای نظامی موثر است. همچنین به تواناییهای مالی و پشتیبانیهای ایشان از اسلام پرداخته شده و پیروزی بر دشمنان و تیارندن به سوی فتح و نصرت به تصویر کشیده میشود. شاعر انتظارات و وظایف وزیر را در مواجهه با چالشها و تهدیدات نظامی بررسی کرده و به اهمیت آمادگی و تدبیر در مقابله با مشکلات تأکید میکند. در پایان، شاعر برای وزیر آرزوی موفقیت و پیروزی میکند.
شاد باش ای وزیر دولت یاردیر زی ای گزین سپه سالار
هوش مصنوعی: ای وزیر! خوشحال و شاد باش، تو که یار قدیمی این دولت هستی و مدتی طولانی است که در این مقام هستی. تو همچنین انتخاب شدهای برای رهبری سپاه.
کرده ای جان به پیش ملک سپرجانت پیوسته باد با کهسار
هوش مصنوعی: تو جان خود را به عنوان سپر در برابر ملک قرار دادهای، امیدوارم که همیشه در کنار کوهستان بماند.
در مهمی که افتد اندر ملکزود صد بندگی کنی اظهار
هوش مصنوعی: زمانی که در سرزمین مهمانی یا حادثهای بزرگ رخ دهد، به سرعت باید نشانههای خدمتگزاری و اطاعت خود را نشان دهی.
در خراسان و در عراق همیزآتش فتنه خاست شرار
هوش مصنوعی: در خراسان و عراق آتش فتنهای برخاست که شعلههای آن نمایان شد.
پر فساد و منازعت کردندبه شقاوت مخالفان اصرار
هوش مصنوعی: مخالفان به شدت به درگیری و فساد دامن زدند و با قساوت نظر خود را تحمیل کردند.
رایت نصرت تو روی نهادسوی دربند آن بلاد و دیار
هوش مصنوعی: شما بر پیروزی و موفقیت خود تمرکز کردهاید و به سمت مکانها و سرزمینهایی که در قید و بند هستند، حرکت میکنید.
جزعی خاست از امیر و وزیرفزعی کوفت بر صغار و کبار
هوش مصنوعی: بندهای از امیر و وزیر برخاست و بر کوچک و بزرگ سختی و رنجی وارد کرد.
لعل ناگشته صفحه خنجرگرم نابوده عرصه پیکار
هوش مصنوعی: در اینجا به زیبایی و درخشندگی سنگ قیمتی اشاره شده که هنوز تراش داده نشده و در محیط نبرد به آن پرداخته شده است. این لعل، نمادی از قدرت و شجاعت در میدان جنگ است، جایی که نبرد و چالشها در حال رخ دادن هستند.
گشت بی نور و ماند بی حرکتزان نهیب حسام جان او بار
هوش مصنوعی: تنها و بینور بود و در سکوتی عمیق باقی ماند، پس از آن صدای رعدآسا جانش را گرفت.
دیده هاشان چو دیده نرگسپنجه هاشان چو پنجه های چنار
هوش مصنوعی: چشمهای آنها مانند چشمهای گل نرگس زیباست و انگشتهای آنها همچون شاخههای درخت چنار بلند و استوار به نظر میرسد.
طاعنان را به یک زمان افکندناله کوس تو به ناله زار
هوش مصنوعی: ناله و فریاد تو باعث میشود که افرادی که به تو ایراد میگیرند، در یک لحظه از سخن خود بازایستند و به درد و رنج تو گوش دهند.
خشک شد هر چه رود بود چو سنگکفته شد هر چه کوه بود چو غار
هوش مصنوعی: هرچه آب و سرسبزی بود، خشک و بیحیات شده و مانند سنگ سخت و بیروح شده است. حتی کوهها نیز که مستحکم و پایدار به نظر میرسیدند، حالتی مانند غار به خود گرفتهاند و احساس میشود که از درون تهی و خالی شدهاند.
بازگشتی به فتح و فیروزیداده اطراف را برای قرار
هوش مصنوعی: بازگشتی به پیروزی و موفقیت به همراه آورده که اطراف را برای آرامش فراهم کرده است.
کرده معلوم بدسگالان راکه چگونه کنند مردان کار
هوش مصنوعی: بدسگالان و دشمنان را به خوبی شناختهایم که مردان چگونه باید عمل کنند و کار خود را انجام دهند.
شاه را دیدی آفتاب نهاداندر ایوان آسمان کردار
هوش مصنوعی: شاه را در حالتی میبینی که مانند آفتاب در میان آسمان میدرخشد و جلوهگری میکند.
نور گسترد بر تو چندانیکه شدی چون مه دو پنج و چهار
هوش مصنوعی: نوری که بر تو تابیده، به قدری زیاد است که مثل مه در روزهای دوشنبه و چهارشنبه، درخشان و زیبا شدهای.
برکشید و چنین سزید که دیدرتبت تو چو چرخ آئینه وار
هوش مصنوعی: او را بالا برد و شایسته بود که رتبه و مقام تو را مانند آینهای در dر بیواسطه ببیند.
بازگشتی به سوی هندستانکارها کرده چون هزارنگار
هوش مصنوعی: بازگشت به هندستان، مانند هنرهای فراوان و زیباییهایی که به تصویر کشیده شدهاند، نشاندهنده فراوانی و تنوع در کارها و آثار است.
تا نمای به بت پرستان بازچند گاهی ز تیغ تیز آثار
هوش مصنوعی: این بیت به معنی این است که هنوز زمانی باقی مانده است که جلوهگری بتپرستان و نشانههای عمیق و تیز آنها نمایان شود. در واقع، اشاره به این دارد که هنوز شاهکارهایی از قدرت و زیبایی وجود دارد که باید دیده شود.
لشکری تعبیه کنی که به جنگکوه صحرا کنند و صحرا غار
هوش مصنوعی: تدارک ببینی نیرویی که بتواند در محیطهای سخت و دشوار، همچون کوهها و بیابانها، با دشمن روبرو شود و از پس مشکلات بربیاید.
مفرش و سایبان کشی وزنیبر زمین و هوا ز خون و غبار
هوش مصنوعی: تشک و سایبانی فراهم آور، که از خون و غبار بر زمین و آسمان سنگینی میکند.
پشت اسلام را دهی قوتچشم اقبال را کنی بیدار
هوش مصنوعی: اگر به اسلام قدرت و پشتیبانی دهی، چشمان بیداری و توجه دنیای اقبال را به خود جذب خواهی کرد.
سوی دیوان شرک روی نهیشب تاری چو کوکب سیار
هوش مصنوعی: به سوی دیوانهگان شرک نرو، چون شب تاریک است و مانند ستارهای در حال حرکت.
با محلی چو مهر روزافزونبا سپاهی چون ابر صاعقه بار
هوش مصنوعی: با جایی که نورش همیشه در حال افزایش است و با ارتشی که مانند ابرهای رعد و برق به شدت و سرعت عمل میکند.
از قدوم تو چون خبر برسیدشد زمستان این دیار بهار
هوش مصنوعی: وقتی که خبر آمدن تو به گوش رسید، زمستان در این سرزمین بهاری شد.
هم بدیدند هم به نعمت توکه هوا شد چو ابر خاک نگار
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر اشاره دارد که همگان شاهد نعمتهای تو بودهاند، به گونهای که حال و هوای دل شبیه به ابر شده و زمین دلبر را فرا گرفته است. به عبارتی، وجود تو همچون نیکیهایی است که دل را شاداب میکند و احساسات را تحت تأثیر قرار میدهد.
دشت شد همچو بوستان ارمباغ شد همچو لعبت فرخار
هوش مصنوعی: دشت مانند باغ ارم زیبا و دلانگیز شده و زمین مثل دختری خوشقیافه و جذاب گشته است.
زین خبر شد به هوش و باز آمدفتح بیهوش و نصرت بیمار
هوش مصنوعی: از این خبر، به فکر افتاد و دوباره به هوش آمد، در حالی که پیروزی و موفقیت بر درد و رنج غلبه کرده است.
همه دشت است فوج فوج حشمهمه راه است جوق جوق سوار
هوش مصنوعی: در دشت، گروههای زیادی از گلهها دیده میشوند و در مسیر، سوارکاران زیادی در حرکتاند.
کند شد باز شرک را دندانتیز شد باز رزم را بازار
هوش مصنوعی: شرک و ناباوری به تدریج ضعیف و بیاثر میشوند، در حالی که جنگ و تلاش برای حق و حقیقت روز به روز بیشتر رونق میگیرد.
خودها را گشاده گشت غلافتیغ ها را زدوده شد زنگار
هوش مصنوعی: افراد آزاد و رها شدهاند و کینهها و زنگارهای گذشته از دلها پاک شده است.
باز در مرغزار هندستانشاخ مردی سعادت آرد بار
هوش مصنوعی: در دشتهای هند، بار دیگر شاخهای از مردی پربار و خوششانسی میروید.
از تن گمرهی بریزد پوستدر دل کافری بروید خار
هوش مصنوعی: وقتی که انسان از راه گمراهی نجات پیدا کند، زشتیها و کفر از دل او دور میشود و در نهایت، نیکویی و صفا در وجودش ریشهدار میشود.
ای عجب مر مرائیان امسالچند خواهد جست راحت پار
هوش مصنوعی: این بیت به نوعی از حیرت و تعجب شاعر اشاره دارد و نشان میدهد که او در جستجوی آسایش و آرامش در سال جاری است. او از خود میپرسد که چه میزان از این آسایش را خواهد یافت و به نظر میرسد که این جستجو و تلاش برای راحتی، در این زمان به نوعی عجیب و غیرمنتظره است.
همه دیدند باز روی جدلهمه بردند باز بوی دیار
هوش مصنوعی: همه شاهد بودند که دوباره بحث و جدل آغاز شد و همه بوی دیار و سرزمین را احساس کردند.
همه از جان و تن بریده امیدهمه از خان و مان شده آوار
هوش مصنوعی: همه افراد از جان و دل خود جدا شدهاند و هیچ امیدی ندارند، همچنین همه از خانه و محل زندگی خود بیجا شدهاند.
کامد آن گردزاد گرد شکرکامد آن شیر سهم شیر شکار
هوش مصنوعی: یک شخص با نعمت و زیبا آمد، همانند کسی که شکر بپاشد. همچنین، آن شیر قوی و شکارچی نیز به میدان آمده است.
پسر بو حلیم شیبانیسرکش و صفدر و یل و سردار
هوش مصنوعی: پسر بو حلیم شیبانی یک فرد سرکش و جنگجو است که ویژگیهایی چون شجاعت و قدرت رهبری دارد. او به عنوان یک سردار و مبارز شناخته میشود.
این پدر زان پسر کند اعراضوان برادر ازین شود بیزار
هوش مصنوعی: این پدر از پسرش دوری میکند و برادر هم از او بیزار است.
چاره و حیله کرد نتوانندکه فتاده است کارشان دشوار
هوش مصنوعی: هیچ توطیه و تدبیری نمیتواند مشکل آنها را حل کند، زیرا کارشان به جایی رسیده که بسیار سخت و پیچیده است.
گر جهند این و گر فرو بندندپیش ایشان چو کوه راه گذار
هوش مصنوعی: اگرچه اینان در آسمان بالا بروند یا در زمین پایین بیفتند، ولی در برابر ایشان همانند کوهی بزرگ، راهی برای عبور وجود دارد.
ور بزنهار با تو پیش آیندندهد تیغ تیزشان زنهار
هوش مصنوعی: اگر در حوادث سخت به تو نزدیک شوند، نگران نباش که تیغهای تیزشان به تو آسیبی نخواهد رساند.
کیست اندر زمین هندستاناین شگفتی ز رای خامه شمار
هوش مصنوعی: کیست در سرزمین هند که این شگفتی را به قلم خود بیافریند؟
که نلرزد ز هول تو چون مرغکه نپیچد ز ترس تو چون مار
هوش مصنوعی: دوستان و آشنایان از ترس تو نمیلرزند مثل مرغی که به خاطر وحشت تو نمیپیچد مثل ماری که از ترس فرار نمیکند.
وقت کار است کار کن برخیزدشمنان را نداشت باید خوار
هوش مصنوعی: زمان کار است، پس به فعالیت بپرداز و برخیز. دشمنان را نباید دست کم گرفت و باید به آنها توجه کرد.
هست بر جای خویش مرکز کفرزود گردش در آی چون پرگار
هوش مصنوعی: به سرعت و به آسانی به سوی هدف خود حرکت کن و از جای خود خارج نشو، زیرا مرکز کفر در اطراف خود میچرخد و تنها با توجه و دقت میتوانی درست عمل کنی.
سطوتی هست این چنین هایللشکری هست این چنین جرار
هوش مصنوعی: قدرت و عظمت خاصی وجود دارد که مانند یک سپاه بزرگ و formidable به نظر میرسد.
به شعیب و غضنفر این دو هژبرکه سپاه گران سبک بشمار
هوش مصنوعی: به شعیب و غضنفر، این دو شخصیت قوی و تاثیرگذار که برتری و قدرت سپاه سنگین را در نظر گرفتهاند.
آن چنان دان که نصرت و فتحنداین عزیزانت بر یمین و یسار
هوش مصنوعی: بدان که یاری و پیروزی این عزیزان تو در دو سوی راست و چپ است.
سرکشان سپاه حضرت راهمه بر ساقه و جناح گمار
هوش مصنوعی: نظامیان بیپروا و سرکش سپاه حضرت را بر روی شاخهها و بالهای درختان قرار دادند.
هم برین تعبیه بران که ظفرسپهت را نکو برد هنجار
هوش مصنوعی: در این شعر به تلاش و برنامهریزی اشاره شده است که برای دستیابی به پیروزی باید به درستی انجام شود. هدف این است که در میدان نبرد، راه و روش مناسبی اتخاذ شود تا به موفقیت دست یافت.
تو چو پیل دمان میانه قلبپیش بر کن غزات و ره بردار
هوش مصنوعی: تو مانند فیل برانگیختهای که باید با قدرت و شجاعت، موانع را از سر راه برداری و به جلو بروی.
کوه پوینده در مصاف فکنمرگ تابنده از نیام برآر
هوش مصنوعی: کوهِ در حال حرکت را در برابر مرگ قرار بده و آن را از نیام خود بیرون بیاور.
ناشکسته مدار هیچ مصافناگشاده مگیر هیچ حصار
هوش مصنوعی: هیچ مبارزهای را شکستناپذیر فرض نکن و هیچ دیواری را بدون دلیل و بررسی نپذیر.
نامه های فتوح کن پرانبه سوی پادشاه گیتی دار
هوش مصنوعی: نامههای پیروزی را به سوی پادشاه جهان پرتاب کن.
در خراسان و در عراق افکنهر زمان از فتوح خویش آثار
هوش مصنوعی: در خراسان و عراق، هر وقت که از پیروزیهای خود نشانهای بگذار.
چون گذاری به تیغ تیز نبردحق مجلس به جام می بگذار
هوش مصنوعی: زمانی که به موقعیت دشوار و تنگنای جنگ حقوقی رسیدی، با شادی و لذت به سراغ می و میگساری برو.
گاه خون ریز و گاه زرافشانگاه کین جوی و گاه نیکی کار
هوش مصنوعی: انسان در رفتار و کردار خود دچار تغییرات مختلفی میشود؛ گاهی خشن و در جنگ و جدل است و گاهی هم مهربان و نیکوکار.
برق مانند برمعادی زنابر کردار بر موالی بار
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف زیبایی و جذابیت خاصی اشاره دارد که به طور ناگهانی و شگفتانگیز در ظاهر یا رفتار فردی ظاهر میشود. مانند روشنایی که ناگهان از میان ابرها میدرخشد، این زیبایی میتواند توجه و علاقه دیگران را جلب کند. در واقع، این تصویرسازی به نوعی حالتی از زیبایی و تاثیرگذاری را نشان میدهد که در زندگی اجتماعی و روابط انسانی نمایان میشود.
جاه و تخت تو دستیار تواندبادی از جاه و تخت برخوردار
هوش مصنوعی: مقام و قدرت تو میتواند یاریگر تو باشد، اما تنها داشتن مقام و قدرت به تنهایی کافی نیست.
تا کند گوی شکل ثباتتا کند چرخ تیز گرد مدار
هوش مصنوعی: برای ایجاد شکل و فرم پایدار، باید چرخ دندهها با دقت و تیزی در مدار خود به چرخش درآیند.
شاه بر تخت ملک باقی بادبا همه عز و ناز و دولت یار
هوش مصنوعی: سلطان بر تخت سلطنت پایدار بماند، همراه با همه شکوه، زیبایی و فضل.
داده یاران به بندگیش رضاکرده شاهان به چاکریش اقرار
هوش مصنوعی: دوستان برای خدمت به او آماده شدهاند و پادشاهان به خدمت کردن او اعتراف کردهاند.
ماه رادیش را مباد خسوفمی شادیش را مباد خمار
هوش مصنوعی: ماه را، که زیبایی و روشنیاش را دوست داریم، نرود و سایهاش بر ما نیفتد؛ خوشیهایش بر ما نباشد، و حالم نزار و گیج نماند.
تو به نزدیک او به خدمت هااز همه کس عزیزتر صد بار
هوش مصنوعی: تو در نزد او به خاطر خدماتت از هر کس دیگر عزیزتر هستی، حتی صد بار بیشتر.