شمارهٔ ۱۲۰ - گل و می بهتر
هوش مصنوعی: در این شعر، باد به باغی در نوبهار میرسد و از غنچه گلی که به مینوشد، پیامی به دوست میرساند. گل بیان میکند که آمادهٔ استقبال از محبت و دیدار دوست است و سنتهای زیبا و دلنشینی برای او فراهم کردهاست. او انتظار دارد که دوستش به زودی بیاید، اما اگر نیاید، باید یک سال منتظر بماند. باد، خوشحال از این پیام، به باغ برمیگردد و از زیباییها و شادیهای آن میگوید. در نهایت، گل از زیبایی و لطافت خود صحبت میکند و به روی ماهی که تازه نمایان شده اشاره میکند. در انتها، نام پادشاه بزرگی به همراه صفات نیکوی او ذکر میشود. این شعر به زیباییهای بهار و عشق و انتظار اشاره دارد.
یک شب از نوبهار وقت سحرباد بر باغ کرد راهگذر
هوش مصنوعی: یک شب در بهار، در هنگام سحر، نسیمی به باغ وزید و از آنجا عبور کرد.
غنچه گل پیام داد به میگفت من آمدم به باغ اندر
هوش مصنوعی: غنچه گل به می گفت که من به باغ آمدم.
خیمه ها ساختیم ز بیرم چینفرش کردم ز دیبه ششتر
هوش مصنوعی: ما چادرهایی برپا کردیم و زمین را با فرش زیبا پوشاندیم.
نز عماری من آمدم بیروننه بدیدست روی من مادر
هوش مصنوعی: من از عماری بیرون آمدم و مادرم هیچگاه چهرهام را نخواهد دید.
نگشادم نقاب سبز از روینه نمودم به کس رخ احمر
هوش مصنوعی: من پرده سبز را از چهرهام کنار زدم و به کسی اجازه ندادم که صورت سرخ من را ببیند.
باد بر من دمید مشک و عبیرابر بر من فشاند در و گهر
هوش مصنوعی: باد به من عطر مشک و بوی خوش عبیر را هدیه داد و ابر نیز بر من بارید و گوهرهای باران را نثارم کرد.
منتظر بوده ام ز بهر تو راکرده ام در میان باغ مقر
هوش مصنوعی: مدتهاست که برای تو منتظرم و در میانه باغ به پا خواستهام.
گر در این هفته نزد من ناییدر نیابیم تا به سال دگر
هوش مصنوعی: اگر در این هفته به من نرسی، شاید دیگر تا سال آینده هم نتوانیم همدیگر را ببینیم.
باد چون باده را بگفت پیاملرزه بر وی فتاد در ساغر
هوش مصنوعی: باد مانند باده، پیامی را به او رسانید و این خبر باعث شد تا در دلش لرزهای بیفتد، مانند زمانی که در ساغر شراب میلرزد.
شادمان گشت و اهتزاز نمودروی او سرخ شد ز لهو و بطر
هوش مصنوعی: او خوشحال شد و چهرهاش از شادی و خوشگذرانی به رنگ قرمز درآمد.
باد را گفت اینت خوش پیغاممرحبا اینت خوب و نغز خبر
هوش مصنوعی: باد به پیغامش اشاره کرد و گفت که این خبر بسیار خوش و دلنشین است.
باز گرد و بگو جواب پیامبازگو آنچه گویمت یکسر
هوش مصنوعی: برگرد و بگو پاسخ پیام را، همه آن چیزی که به تو میگویم، یکجا بگو.
گو تو هستی مخالف و بد عهدکس ندیدم ز تو مخالف تر
هوش مصنوعی: شما که به مخالفت و بدعهدی مشغول هستید، هیچکس را ندیدهام که به اندازه شما در این امر مخالف باشد.
سال تا سال منتظر باشیمتا ببینیم چهره تو مگر
هوش مصنوعی: ما باید سالها منتظر بمانیم تا شاید بتوانیم چهرهی تو را ببینیم.
چو بیایی نپایی ایدر دیرباربندی و بر شوی زایدر
هوش مصنوعی: وقتی که بیایی، برای مدتی نایست و در اینجا بمان، سپس به آنجا برو.
خوب رویی و خوبرویان راعهد با روی کی بود در خور
هوش مصنوعی: زیبایی و دلربایی، وعدهای است که فقط برای صورتهای زیبا مناسب نیست.
چند گه بازداشت بودم مننه شنیدم نوای خنیاگر
هوش مصنوعی: چند بار در زندان بودم و در آن زمان هیچ صدای خوش و دلنوازی را نشنیدم.
اینک از دولت و سعادت تومن ز حبس آمدم سوی منظر
هوش مصنوعی: اکنون از نعمت و خوشبختی تو، من از زندان آزاد شدم و به سوی جمال تو آمدهام.
کسوت من شدست جام بلورمرکبم دست ترک سیمین بر
هوش مصنوعی: لباس من مانند جام شفاف است و مرکب من در دست یار نازک اندامی است که از سیم ساخته شده است.
زود بشتاب تا به فرخ بزمیابی از جود شهریار نظر
هوش مصنوعی: بزودی حرکت کن تا در جشن خوشی، از بخشش و بزرگواری پادشاه بهرهمند شوی.
شاه با زر تو را برآمیزدبر فشاند به دوستاران بر
هوش مصنوعی: پادشاه با طلا تو را در آغوش میگیرد و به دوستانش هدیه میدهد.
باد از بوی باده مست شدهبازگشت و به باغ کرد گذر
هوش مصنوعی: باد به خاطر عطر و بوی مشروب سرمست شده و دوباره به سوی باغ بازگشته است.
هر چه پیش آمدش همی بربودهر چه بسپرد کرد زیر و زبر
هوش مصنوعی: هر چیزی که به او پیش آمد، همه را از دست داد و هر آنچه را که به او سپرده شده بود، به هم ریخت.
در گل آویخت اندر او و چنانکسبز حله ش دریده شد در بر
هوش مصنوعی: در میان گلها آویخته شده و مانند وقتی که لباس سبز او پاره شده، در آغوشش قرار گرفته است.
روی گل ناگهان پدید آمداز میان زمردین چادر
هوش مصنوعی: به طور ناگهانی، بر روی گل، چهرهای زیبا و درخشان از میان چادری سبز و زنده نمایان شد.
چون نگه کرد گل برابر دیدروی مه را ز گنبد اخضر
هوش مصنوعی: وقتی گل را دیدم، مثل اینکه روی زیبای ماه را در زیر آسمان سبز مشاهده کردهام.
شد ز تشویر ماه رویش سرخدر غم جامه گشت چشمش تر
هوش مصنوعی: به خاطر تحریک و زیبایی چهرهاش، رنگ صورتش سرخ شد و در غم این وضعیت، چشمانش اشکآلود شد.
شادمان شد همه شب و همه روزشعرها می سراید از هر در
هوش مصنوعی: شعرها در تمام روز و شب شادی را به همراه میآورند و از هر سوی سروده میشوند.
همچو خنیاگران شاه جهانهر زمانی زنده ره دیگر
هوش مصنوعی: مانند موسیقیدانان بزرگ، هر لحظه باید به دنبال راهی جدید و تازه باشیم.
شاه محمود سیف دولت و دینمیر صف دار و خسرو صفدر
هوش مصنوعی: شاه محمود، سپاهی بزرگ و حامی دین و دولت است. او مانند یک پادشاه بزرگ و قدرتمند در میان مردم خود میدرخشد.
پادشاه ستوده سیرت و رسمشهریار خجسته طالع و فر
هوش مصنوعی: این بیت به صفات نیکو و ویژگیهای مثبت یک پادشاه اشاره دارد که با سیرت و رفتار خوب خود، محبوبیت و ستایش را به دست آورده است. او شخصیتی خوشیمن و با آیندهای درخشان دارد.