شمارهٔ ۱۶۰ - وصف بهار و مدح ثقة الملک طاهر بن علی
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی به توصیف بهار و جلوههای طبیعی آن میپردازد. شاعر به تصویر کشیدن رنگها و عطرهای بهاری میپردازد و تأثیر آن را بر روح و جان انسانها بیان میکند. او میگوید که در این فصل خوشبو، همه چیز پر از شگفتی و زیبایی است و رنگها در کنار هم به کار میروند. همچنین به ستایش شخصیتی بزرگ، به نام طاهر بن علی، پرداخته و او را به عنوان منبع امید و فخر معرفی میکند. شاعر عشق و دینش را به این شخصیت ابراز کرده و خواهان رحمت و مساعدت اوست. در نهایت، او از رنجها و مشکلات خود گلایه میکند و بر لزوم امید و پرهیز از ناامیدی تأکید میکند.
رنگ طبعی به کار برده بهارنقش ها بود از آنچه برد به کار
هوش مصنوعی: بهار با طبع و روحیه خود آثار زیبایی را خلق کرده است، که از آنچه در گذشته وجود داشته، الهام گرفته است.
چهره سنگ و روی گل داردمانوی کارگونه گونه نگار
هوش مصنوعی: چهرهاش مانند سنگ محکم و زیباییاش شبیه به گل است. او به گونهای است که میتوان او را به صورت یک مانوی هنرمند توصیف کرد.
همه پرصورتست بی خامههمه پر دایره ست بی پرگار
هوش مصنوعی: همه چیز در جهان زیبا و پر از شکلها و طرحهاست، اما هیچکدام به وسیلهی قلمی کشیده نشدهاند و به مانند دایرههایی هستند که بدون پرگار ایجاد شدهاند.
ابر بر کار کرد کار گهیبسدین پود و زمردینش تار
هوش مصنوعی: ابر بر کار کرد، گاهی بر مشکلات و سختیها غلبه میکند و کم کم آنها را از بین میبرد، همانطور که پود و تارهای زینتی را در کار خود میسازد و زیبا میکند.
بنگر اکنون ز میرم و دیباساده و کوه فرش گردد ازار
هوش مصنوعی: نگاه کن که حال من چگونه شده است، با این لباس ساده و میرم، چطور که دامانی از کوه را فرش کرده است.
هر چه زرنیخ دیده بودی توهمه شنگرف بینی و زنگار
هوش مصنوعی: هر چیزی که از زرنیخ (یک نوع ماده معدنی) دیدهای، اکنون به شنگرف (معدن قرمز) و زنگار تبدیل شده است. یعنی تغییراتی در آن به وجود آمده و دیگر مانند گذشته نیست.
داد بانگ نماز بلبل و کردچشم های شکوفه را بیدار
هوش مصنوعی: بلبل با صدای نماز خود، شکوفهها را بیدار کرد و به آنها خبر زندگی بخشید.
اندرین نوبهار عطر افروزبه چنین روزگار خاک نگار
هوش مصنوعی: در این بهار خوشبو، در چنین دوران پر از زیبایی و زندگی، خاک و زمین نیز جلوهگری میکند.
نه شگفت ار چو خاک رنگ به رنگبدمد شاخ رنگ بر کهسار
هوش مصنوعی: تعجبی ندارد اگر مانند خاک، رنگهای مختلف بر کوهها پاشیده شود.
ابرها درفشان و لؤلؤ بیزبادها مشک سار و عنبر بار
هوش مصنوعی: ابرها مانند جواهراتی درخشان بر فراز آسمان در حال حرکتاند و بادها بوی خوش مشک و عطر دلانگیز عنبر را منتشر میکنند.
هر دو شاخی ز باد پندارییکدگر را گرفته اند کنار
هوش مصنوعی: دو شاخ از شدت باد فکر میکنند که همدیگر را گرفتهاند و به هم نزدیک شدهاند.
طبع گوید که باده خور که ز خاکلاله روید همی قدح کردار
هوش مصنوعی: طبع انسان میگوید باده بنوش، زیرا از خاک لاله هم میتواند نوشیدنی به وجود آید.
آب در جوی باده رنگ شدستباده آر ای نگاه باده گسار
هوش مصنوعی: آب در جوی به رنگ شراب درآمده است، ای نیز نگاه کن به شرابخوار.
نام آن نامدار بر که هواشروح را باده ایست نوش گوار
هوش مصنوعی: نام آن شخص بزرگ و شناخته شده، به اندازهای در دلها جا دارد که دوست داشتن او مانند نوشیدن بادهای خوشمزه و دلپذیر برای روح است.
ثقت الملک طاهر بن علیشرف و فخر و زینت احرار
هوش مصنوعی: ثقت الملک طاهر بن علی شخصیتی با شرافت و افتخار است که زینت بخش آزادگان به شمار میآید.
ای سخاورز راد نعمت بخشای ثناخر کریم شکر گزار
هوش مصنوعی: ای بخشندهی نیکو و سپاسگزار، تو همیشه به دیگران نعمتهای زیادی عطا میکنی و در مقام ستایش، مورد احترام و قدردانی هستی.
تا همی ابروار باری توشاخ های امید دارد بار
هوش مصنوعی: تا زمانی که ابروانت مثل شاخ و برگ درخت امید را پرورش میدهد.
گشت واقف بلند همت توبر کم و بیش گنبد دوار
هوش مصنوعی: تو با همت بلند خود به خوبی آگاه هستی که چرخش گنبد آسمان، ناپایدار و تغییر پذیر است.
آتش عقل را دمیده به رأیگوهر ملک را گرفته عیار
هوش مصنوعی: آتش عقل، به معنای روشنایی و روشنگری ذهن است، و با پیشنهاد و نظر درست، ارزش و اعتبار ملک را به دست آورده و آن را سنجیده است.
جامه از هول بر مخالف توگشت کام نهنگ جان اوبار
هوش مصنوعی: بر اثر ترس، لباس از تن مخالف تو کنده شد و او مانند نهنگ در عمق دریا غرق شد.
روز عیشش به تلخی و تنگیدیده مور گشت و زهره مار
هوش مصنوعی: در روز خوشیاش، به وسعت درد و تنگی چشم، مانند یک مور خسته و رنجور شد و احساس تلخی مانند زهر مار را تجربه کرد.
آتش هیبت و شکوه تو راچرخ دود آمد و زمانه شرار
هوش مصنوعی: آتش به خاطر زیبایی و شکوه تو، چرخ زمان به شکل دود درآمد و دنیا پر از شعله شد.
هر که با تو چو گل نباشد خوشهر گلی کو بکند گردد خار
هوش مصنوعی: هر کسی که با تو مانند گل نباشد خوشحال و شاداب، بداند که هر گلی که از تو جدا شود در نهایت به خار تبدیل خواهد شد.
ورنه از بندگی به تو نگرددیده در چشم او شود مسمار
هوش مصنوعی: اگر به تو توجه نکنم، چشمانم مانند میخ در بندگیات باقی میماند و نمیتوانم از این حالت رهایی یابم.
مهر تو گر زند به آتش چنگروی آتش شود همه گلنار
هوش مصنوعی: اگر عشق تو به آتش چنگ بزند، تمام گلها در آتش خواهند سوخت.
کین تو گر نهد به آب قدمزو بخیزد چو خشک رود غبار
هوش مصنوعی: اگر تو پای خود را به آب بگذاری، آن زمان آب مانند رود خشک، غبار برمیدارد و به طرف تو بلند میشود.
ذکر تو بر صحیفه احساننام تو بر جریده اشعار
هوش مصنوعی: با یاد تو، نیکیها در زندگیام ثبت شده و نامت در اشعارم جاودانه است.
حسن را همچو نقش بر دیبازیب را همچو مهر بر دینار
هوش مصنوعی: حسن مانند نقش زیبا بر پارچه است و زیبایی مانند مهر در روی سکه، جاذب و دلنشین است.
آن سوارست کلک تو که ازوناسوارست هر که هست سوار
هوش مصنوعی: آن سوارندهٔ خوب است که در کلام تو نهفته است، و هر کسی که سوار بر اسب است، اما به آن نیکویی و زیبایی نیست.
وان شبانست عدل تو که ز بیمنخورد گرگ بر بره زنهار
هوش مصنوعی: این شبان تنها به خاطر عدالت توست که گرگ از ترس، به بره آسیبی نمیزند و او را راحت میگذارد.
گشته فهم تو با قضا هم رختکرده وهم تو با قدر دیدار
هوش مصنوعی: درک و شناخت تو به سرنوشت وابسته شده و تو هم در برابر تقدیر و سرنوشت خود به دیدار و آشنایی دست یافتهای.
آن نهاده به پیش این اعمالوین گشاده به پیش آن اسرار
هوش مصنوعی: این عبارت بیانگر این است که برخی کارها و اعمال در مقابل چیزهایی که در پس پرده قرار دارند، قرار میگیرند. به عبارتی دیگر، بعضی از کارها قابل مشاهده و عیان هستند، در حالی که رازها و اسراری در پس آنها وجود دارند که گاهی از آنها بیخبر هستیم.
چرخ چون رتبت بلند تو دیدرتبت خویش یافت بی مقدار
هوش مصنوعی: چرخ وقتی مقام بلند تو را دید، احساس کرد که مقام خود را از دست داده و بیارزش شده است.
کانچه در دستگاه خود نگریستدر خور جود تو ندید یسار
هوش مصنوعی: هر چه در وجود خود جستجو کرد، در فضل و بخشش تو چیزی نمیبیند که توان مالی بداند.
ای فزوده جهان ز جاه تو فخروی ز گردون نموده قدر تو عار
هوش مصنوعی: تو به واسطهی مقام و منزلت خود، جهانی را فزونی بخشیدهای و آسمان به خاطر ارزش تو به عظمت تو افتخار میکند.
هر چه در مدحت تو خواهم گفتهیچ واجب نیاید استغفار
هوش مصنوعی: هر چیزی که بخواهم درباره ستایش تو بگویم، هیچکدام واجب نیست که از آن درخواستی برای بخشش کنم.
بنده ای ام که تو ز من یابیمدح معنی نمای دعوی دار
هوش مصنوعی: من بندهای هستم که تو از من ستایش میکنی. میتوانی به زبان حال خود را نشان دهی و ادعایت را مطرح کنی.
کشت گردون خیره روی مراخیره زینسان مرا فرو مگذار
هوش مصنوعی: این جمله به احساساتی اشاره دارد که فردی را در برابر زیبایی آسمان و عالم تحت تأثیر قرار میدهد. به نوعی میگوید که زیباییهای پیرامونش او را مجذوب کردهاند و نمیخواهد از این حال و هوای جذاب و دلنشین خارج شود. او از دنیای اطرافش میخواهد که این حسی که نسبت به زیبایی دارد، از او گرفته نشود.
رنج و تیمار در حصار مرنججان من رنجه کرد و طبع فگار
هوش مصنوعی: درد و زحمتی که در زندگی میکشم، مرا در تنگنا قرار داده است. روح من از این رنجها آزرده شده و حال و روزم به هم ریخته است.
طبع و جان مرا به رحمت و فضلبخر از رنج و برکش از تیمار
هوش مصنوعی: لطفاً روح و وجود مرا با رحمت و لطف خود خریداری کن تا از رنج و زحمات رها شوم.
چون ز امسال و پار یاد کنمزار گریم ز حسرت پیرار
هوش مصنوعی: وقتی به سالهای گذشته و حال فکر میکنم، از شدت حسرت بر موهای سفیدم، اشک میریزم.
شیر پیکر یلان رزم افروزپخته گشته ز آتش پیکار
هوش مصنوعی: جوانمردانی که در عرصه نبرد به بلوغ رسیدهاند، مانند شیرانی هستند که از حرارت و شدت جنگها جان گرفته و قویتر شدهاند.
نه ز من جست هیچ شیر و پلنگنه ز من رست هیچ بیشه و غار
هوش مصنوعی: هیچ شیر و پلنگی از من به وجود نیامده و هیچ جنگل و غاری از من نشأت نگرفته است.
گه مرا باد بود زیر عنانگه مرا ابر بود جفت مهار
هوش مصنوعی: گاهی اوقات من تحت تأثیر نیروهای طبیعت هستم و مانند بادی آزاد حرکت میکنم، و گاهی اوقات در کنار ابرها قرار میگیرم و با آنها همراستا میشوم.
سرکشان را ز من سبک شد دلدستها را ز من گران شد بار
هوش مصنوعی: بعضی از افراد سرکش و تندخو از من دلسرد شدهاند، در حالی که باری سنگین بر دستان من گذاشته شده است.
کند شد مرگ راز من دندانتیز شد رزم را ز من بازار
هوش مصنوعی: مرگ راز من را فاش کرد و جنگ و نبرد بر من سخت و دشوار شد.
بقعه رام کرده کاندر ویمرگ بارید بر علی عیار
هوش مصنوعی: مقبرهای که در آن، مرگ بر علی عیار سایه افکنده، رام و آرام شده است.
باز نشناخت هیچ وقت همیدشمنم روز روشن از شب تار
هوش مصنوعی: دشمنم را هرگز در روز روشن از شب تار نمیتوانستم تشخیص دهم.
آن همه شد کنون مرا سمجی استبر سر کوه در میانه غار
هوش مصنوعی: در حال حاضر، من در وضعیتی قرار دارم که مانند یک سمج، در میان کوه و درون غار گرفتار شدهام.
روز بر من سیاه کرد چو شبروزی تنگ و انده بسیار
هوش مصنوعی: روزهایم به شدت سخت و تاریک شده و احساس اندوه و تنگی خاطر زیادی دارم.
با دلی خسته و رخی پرخونقامتی چفته و تنی بیمار
هوش مصنوعی: با دلی غمگین و صورتی پر از زخم، قامت خمیده و بدنی بیمار.
بند من وزن سنگ دارد و رویروز من رنگ قیر دارد وقار
هوش مصنوعی: من به شدت وابسته و گرفتار هستم و حالتم به گونهای است که زندگیام پر از غم و سنگینی شده و رنگ و حال و هوای روزهایم نیز بسیار تاریک و دلگیر است.
با من این روزگار بین که چه کردجور این روزگار ناهموار
هوش مصنوعی: به من نگاه کن و ببین که این روزگار چطور با من رفتار کرده و چه زحماتی به من تحمیل کرده است.
پر پرم داد باده دولتتا ز محنت مرا گرفت خمار
هوش مصنوعی: میگوید: شادی و خوشی ناشی از نوشیدن شراب باعث شد که از رنجها و مشکلاتم دور شوم و حالتی سرخوشی و بیخیالی بر من حاکم شود.
کرده اند خدای ناترساندر یکی زاویه ز حبس بشار
هوش مصنوعی: خدای نترس را در یکی از گوشههای حبس بشار قرار دادهاند.
دعوی زیرکی همی کردمزد لگد ریش گاویم هنجار
هوش مصنوعی: من ادعای هوشمندی میکردم، اما ناگهان با یک ضربه از طرف گاو، به حال عادی و وضعیتی خجالتآور درآمدم.
در جهان هیچ آدمی مشناسبتر از ریش گاو زیرک سار
هوش مصنوعی: در دنیا هیچ انسانی را پیدا نخواهی کرد که بدتر از ریش گاو و عاقل باشد.
سرنگون داردم به مکر و به غدرچرخ مکار و عالم غدار
هوش مصنوعی: من با فریب و نیرنگ به زمین میافتم، زیرا سرنوشت و دنیای فریبکار علیه من قرار دارند.
گر همی باطلم کنی شایدده یک آن به نظم و نثر بیار
هوش مصنوعی: اگر بخواهی که بر من ظلم کنی، شاید بتوانی یک دهم آن را در نظم و نثر بیان کنی.
گفته ام رنج های خویش بسیچه کنم هر زمان همی تکرار
هوش مصنوعی: من به این فکر کردهام که چه کار کنم با این همه درد و رنجی که دارم، اما هر بار این موضوع دوباره در ذهنم تکرار میشود.
چون قلم گر نه رام حکم توامبر تنم هست چون قلم زنار
هوش مصنوعی: اگر قلم بیاختیار است، پس من هم در حکم تو مانند یک بند در گردن قلم هستم.
ای ز جاه تو عدل روزافزونوی ز رأی تو ملک دولتیار
هوش مصنوعی: ای تو که مقام و جایگاهت باعث افزایش عدل و انصاف در جامعه است و از تدبیر و رأی تو، حکومتی قوی و با اقتدار شکل میگیرد.
تیره شد روز من چو مهر بتابتشنه شد جان من چو ابر ببار
هوش مصنوعی: روز من مانند روزی تیره و تار شده است و جان من مانند ابری به شدت تشنهی بارش است.
ای خزان را به طبع کرده بهاربگذر این چنین بهار هزار
هوش مصنوعی: ای پاییز، که بهار را با خود میآوری، بگذر و اینچنین هزار بهار را بیافرین.
در بزرگی و سروری محمودوز بزرگی و بخت برخوردار
هوش مصنوعی: محمود در مقام بزرگی و سرداری قرار دارد و از نعمتهای بزرگی و خوششانسی برخوردار است.