شمارهٔ ۲۳۸ - ثنای ابوالرشد رشید
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف ویژگیهای برجسته و فضایل یک پادشاه جوان و درستکار میپردازد. شاعر با استفاده از زبان هنری و تشبیهات زیبا، عظمت و نیکیهای او را ستایش میکند. او به پادشاه به عنوان منبع نعمت و عدل اشاره میکند و بر این نکته تأکید میکند که همت و جود او، مایه آرامش و سعادت مردم است. همچنین، شاعر به قدرت و شجاعت او در میدان جنگ و رهبری اشاره میکند و این که پادشاه با سخاوت و مهربانی در خدمت مردم است. در نهایت، شاعر از وی به عنوان منبع امید و فخر یاد میکند و او را برتر از دیگران میداند.
پیرگشته جهان به فضل خزانشد به اقبال خاص شاه جوان
هوش مصنوعی: جهان به خاطر خرد و دانش فصل خزان دگرگون شده و این تغییر به نفع جوانی خاص و خوشاقبال است.
بوستانیست بزم فرخ اوبرده مایه ز رتبت نیسان
هوش مصنوعی: بزم خوش و شادی او مانند باغی است که از بهترین سرمايههای فصل بهار بهرهمند شده است.
دیدگانند نسترن چهرهمطربانند عندلیب الحان
هوش مصنوعی: چشمان مانند گل نسترن هستند و چهرههای خوشآوا مانند بلبلان آهنگ میزنند.
گل و لاله ست باده سورییافته بوی این و گونه آن
هوش مصنوعی: گل و لاله مانند بادهای خوشبو هستند که بوی آنها و رنگهایشان را در هم آمیخته و به زیبایی توصیف میکنند.
دست خاص ملک چو ابر بهارکرده بر باغ مکرمت باران
هوش مصنوعی: دست ویژهی خداوند مانند باران بهاری بر باغ نیکوکاری ریزش کرده است.
عمده مملکت رشید که ملکزو بیفروخت چون ز مهر جهان
هوش مصنوعی: مربوط به سرزمینهای آباد و بافرهنگ، که ملک از آنها به سبب عشق و محبت به دنیا واگذار شد.
آنکه پیشش زمانه بست و گشادخدمت و مدح را میان و دهان
هوش مصنوعی: کسی که در برابر او زمان، هم سختی و هم آسانی را به نمایش میگذارد، و همچنین در مدح و ستایش او میان مردم صحبت میشود.
داده دعوی جود را انصافکرده درد نیاز را درمان
هوش مصنوعی: درخواستی که برای بخشش و سخاوت شده، با عدالت پاسخ داده شده و درد و نیاز به طور مؤثری درمان شده است.
شب کینش ندیده تابش صبحسود مهرش ندیده بوی زیان
هوش مصنوعی: شب انتقام را ندیده است و نور صبح را نچشیده، همچنین بوی زیان را نیز احساس نکرده است.
تا ترش گشت روی هیبت اوکند شد شیر چرخ را دندان
هوش مصنوعی: وقتی چهره او غمگین شد، قدرت و عظمت زندگی نیز تحت تأثیر قرار گرفت.
هر چه ویران کند سیاست اونکند روزگارش آبادان
هوش مصنوعی: هرچقدر که سیاستها به ویرانی منجر شوند، روزگار او هرگز به آرامش نخواهد رسید.
وانچه آباد کرده همت اوکرد نتواندش فلک ویران
هوش مصنوعی: هر چه با تلاش و اراده او ساخته شده، فلک به هیچ وجه نمیتواند آن را ویران کند.
کرد جودش چو میزبانی کردآرزوهای خلق را مهمان
هوش مصنوعی: سخاوت او همچون یک میزبانی است که آرزوهای مردم را به گرمی پذیرایی میکند.
زین سبب تیغ همتش کردستای شگفتی نیاز را قربان
هوش مصنوعی: به خاطر این، او شمشیر ارادهاش را به دست گرفته است؛ چه شگفتی که نیاز را قربانی میکند.
ای ستوده جواد هر مجلسوی نبرده سوار هر میدان
هوش مصنوعی: ای کسی که در هر جمعی مورد تحسین و ستایش قرار میگیری و در هیچ میدانی باختهای.
تحفه بس بدیعی از گردونهدیه بس شریفی از گیهان
هوش مصنوعی: هدیهای زیبا و ارزشمند از جهان، از جانب آسمان به ما آمده است.
بهتر از خدمت تو نیست پناهبرتر از مدحت تو نیست بیان
هوش مصنوعی: هیچ چیز از حمایت و همراهی تو بهتر نیست و هیچ چیزی مانند سخن گفتن دربارهٔ تو ارزشمند نیست.
ساخته در تن از هوای توانداین مخالف شده چهار ارکان
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که جسم و وجود انسان از هوای تو (خدا یا قدرت برتر) ساخته شده است، اما در عین حال این بدن و وجود درگیر مشکلات و چالشهایی است که با طبیعت او در تضاد است.
گر نبودی ز حرص خدمت توکالبد کی قبول کردی جان
هوش مصنوعی: اگر از روی خواهش و تمایل به خدمت تو نبود، آیا بدن میتوانست جان را بپذیرد؟
روشن از تست عالم اقبالتازه از تست روضه احسان
هوش مصنوعی: عالم به خاطر وجود تو روشن است و خوشبختی تازهای که از مهربانی تو حاصل میشود، مانند باغی پر از نعمت است.
محمدمت را ز جاه تو تمکینمکرمت را ز طبع تو امکان
هوش مصنوعی: محمدی بودن تو به خاطر مقام و رتبت است و بزرگی تو از روح و طبیعت تو ناشی میشود.
از سخای تو می بگرید ابراز عطای تو می بگرید کان
هوش مصنوعی: سخاوت تو به قدری زیاد است که ابرها به خاطر عطای تو گریه میکنند.
پای قدرت کبود کرد و سیاهبه لگد روی و تارک کیوان
هوش مصنوعی: قدرت، به شدت و با بیرحمی، آسیب رسانده و زمین را به خاک و خون کشیده است. این فاجعه بر سر و تاج موجودات بزرگ و برجسته نیز سایه افکنده و آنها را تحت تأثیر قرار داده است.
هر که جوید ز دست تو روزینیست ممکن که باشدش حرمان
هوش مصنوعی: هر کسی که از تو روزی طلب کند، ممکن نیست که گرفتار ناامیدی شود.
وانکه قرب جوار جاه تو داشتهیچ باکی ندارد از حدثان
هوش مصنوعی: کسی که نزد تو مقام و موقعیت دارد، از ناپسندهایی که ممکن است پیش بیاید، هیچ نگرانی ندارد.
وانکه از بأس و سطوت تو بخستداد نتواندش زمانه امان
هوش مصنوعی: کسی که از قدرت و شدت تو ترسیده و فرصت را از دست داده است، نمیتواند از زمانه چون او را رها کند.
وانکه از نصرت تو خالی ماندبه هزیمت گریزد از خذلان
هوش مصنوعی: کسی که از یاری تو بیبهره باشد، از شکست و ناکامی فرار میکند.
بر نکو خواه تو ظلام ضیاستبر بداندیش تو هوا زندان
هوش مصنوعی: اگر تو اهل خوبی و نیکی باشی، ظلمت و تاریکی برای تو مانند یک جشن و ضیافت خواهد بود، اما برای کسی که فکر نادرست دارد، فضا و هوا همچون زندان به نظر میرسد.
تند کوهی است حزم تو که فکندلرزه بر کوه بابل و سهلان
هوش مصنوعی: شما همچون کوهی قوی و نیرومند هستید که توانستهاید لرزه به دل کوهها و دشتها بیندازید.
تیز تیغی است عزم تو کآن رانصرت و فتح صیقل است و فسان
هوش مصنوعی: عزم تو مانند تیغی تیز است که با یاری و پیروزی جلا میگیرد و به جلوه درمیآید.
عدل را جامه ایست حشمت توکه نگرداندش فلک خلقان
هوش مصنوعی: عدل مانند لباسی است که به تو زیبایی و مقام میبخشد و هیچ نیرویی نمیتواند آن را از تو جدا کند.
ملک را نامه ایست سیرت تواز هنر سطر و از خرد عنوان
هوش مصنوعی: فرشتهای برای تو نامهای نوشته که در آن ویژگیهای تو را به تصویر کشیده است و به هنر و خرد تو اشاره کرده است.
صورت هر خبر که در گیتی استدیده تدبیر تو به چشم عیان
هوش مصنوعی: هر چیزی که در دنیا وجود دارد، به طور واضح و با تدبیری که تو داری قابل مشاهده است.
هدف هر یقین که عالم راستدوخته رای تو به تیر کمان
هوش مصنوعی: هر چیزی که به آن یقین داری، هدفی است که به خوبی به آن توجه کردهای و تمام تلاش و فکر تو به سمت آن متمرکز شده است.
تویی آن راد کف کجا رادیکرده ای بر همه جهان تاوان
هوش مصنوعی: تو آن کسی هستی که با مهارت و قدرت خود در سرتاسر جهان تأثیر گذاشتهای و زندگی دیگران را تحت تأثیر قرار دادهای.
جود هر دعویئی که خواهد کردبه ز کف تو نیستش برهان
هوش مصنوعی: هر ادعایی که او بخواهد مطرح کند، هیچ دلیلی از سوی تو برای تأییدش وجود ندارد.
در جهان جست امید نعمت راجو به درگاه تو نیافت نشان
هوش مصنوعی: در این دنیا به دنبال امید و نعمت بودم، اما در درگاه تو نشانی پیدا نکردم.
چون در آن نعمت کثیر افتادبحر کردار ازو ندید کران
هوش مصنوعی: زمانی که نعمت و فراوانی زیادی در دسترس باشد، آدمی نمیتواند به انتهای خوبیها و دستاوردها پی ببرد و غرق در همین نعمتها میشود.
از برای تو آفریده مگرهر چه نیکی است ایزد سبحان
هوش مصنوعی: تمام نیکیها و خوبیها به خاطر تو خلق شدهاند، ای پروردگار بزرگ.
همه الهام ایزدی باشدهر چه در خلق تو دهند نشان
هوش مصنوعی: هر آنچه که در آفرینش تو به نمایش گذاشته میشود، از الهام خداوند است.
گفته و کرده تو را لایقنص اخبار و آیت قرآن
هوش مصنوعی: آنچه که تو گفتهای و انجام دادهای، تو را شایستهی نصیحتهای دینی و آیات قرآن قرار داده است.
چون کند تیز دشنه پیکارروز بازار خنجر و پیکان
هوش مصنوعی: وقتی که دشنهای برای نبرد تیز شود، مانند روزی است که در بازار، خنجر و تیر و کمان آماده جنگ هستند.
به کتف در جهد درخش حسامبه جگر بر زند شهاب سنان
هوش مصنوعی: در تلاش برای پیروزی، شمشیر درخشان او بر قلب دشمن ضربه میزند و نور آن مانند شهابی سوزان است.
این گران سر شود به زخم سبکوان سبک دل شود به زخم گران
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که گاهی دردهای سنگین و شدید میتوانند کمخطرتر از زخمهای کوچک و سطحی باشند. به عبارت دیگر، زخمهای عمیق و بزرگ ممکن است کمتر آزاردهنده باشند، در حالی که زخمهای کوچک و سطحی میتوانند دل را به شدت آزرده کنند.
پشت را خم دهد شکنج زرهگوش را کر کند صریر کمان
هوش مصنوعی: پشت را خم کرده و زرهای که دارد باعث میشود این احساس را داشته باشد که کمان در حال کشیده شدن است و او نمیتواند صدای آن را بشنود.
تاب گیرد حسام چون آتشسوی بالا کشد روان چو دخان
هوش مصنوعی: حسام مانند آتش میدرخشد و نیرویی قوی دارد که روان آدمی را به بالا میکشاند، مثل دودی که به سوی آسمان میرود.
بر هوا ترس مرگ بنگارددهن شیر و دیده ثعبان
هوش مصنوعی: در آسمان، ترس مرگ را به دهان شیر و چشمان مار مینگرد.
تو برانگیزی آفتاب نهادآن هیون هیکل فلک جولان
هوش مصنوعی: تو باعث به وجود آمدن نور و روشنی در آسمان هستی و آن موجودات بزرگ و عظیم آسمانی به معتبرت و قدرت تو حرکت میکنند.
دل نداند که او چه خواهد کرداو بداند که می چه خواهد ران
هوش مصنوعی: دل نمیداند چه اتفاقی خواهد افتاد، اما او آگاه است که چه چیزی را خواهد خواست.
باد ساکن کنی به پای و رکابکوه گردان کنی به دست و عنان
هوش مصنوعی: هوا را آرام میکنی، به آرامش و حرکت کوه را تحت کنترل خود در میآوری و آن را در دستت میگیری.
به کف آن آبدار آتش زخمکآب او دل کند چو آتشدان
هوش مصنوعی: آتش زخمهایی که در دست دارد، مانند آبی است که دل را از خود جدا میکند، همانطور که آتشدان شعلهها را بیرون میفرستد.
بزنی بر میانه مغفربکشی تا به دامن خفتان
هوش مصنوعی: اگر بر سرت زره بگذاری و در وسط آن ضربهای به تو وارد شود، تا زمانی که در دامن خودت دراز نکشی و استراحت نکنی، به آرامش نخواهی رسید.
و این چنین معجزه تو دانی و بسشاد باش ای سپهبد سلطان
هوش مصنوعی: خوش باش، ای فرمانروای بزرگ، که تو خود از معجزه و شگفتی آگاه هستی.
پادشا بوالمظفر ابراهیمکه نیارد چو او هزار قران
هوش مصنوعی: پادشاهی مانند ابراهیم بوالمظفر وجود ندارد که به مانند او هزار سال درخشان و با افتخار باشد.
شده زو تازه عزم اسکندرمانده زو زنده عدل نوشروان
هوش مصنوعی: از او انگیزه و ارادهای تازه برای فتح و پیروزی به دست آمده است و از او همچنان عدالت نوشروان زنده و پایدار است.
خشم او تف آتش دوزخعفو او آب چشمه حیوان
هوش مصنوعی: خشم او مانند آتش جهنم است و در مقابل، بخشش او همچون آب چشمهای است که برای زندگی حیاتی و روحانی است.
هر چه اندر جهان همه شاهیستپیش او بوسه داده شادروان
هوش مصنوعی: هر چیزی که در این جهان وجود دارد، در برابر او مانند یک پادشاه است و او با شادی و احترام بر آن بوسه میزند.
گشته بر بد سکال دولت اوهر گلستان که بود خارستان
هوش مصنوعی: دولت او باعث شده که هر گلستانی به خارستان تبدیل شود، به طوری که همه جا به وويله و بدبختی آلوده است.
حاسدش در سؤال خشک دهندشمنش در جواب گنگ زبان
هوش مصنوعی: حسودش در حالی که از روی حسادت سؤال میکند، دشمنش هم در پاسخ، قادر به بیان ندارد و زبانش بند آمده است.
هر که دل کج کند بر او گرددسوخته دل همچو لاله نعمان
هوش مصنوعی: هر کسی که دلش را منحرف کند و به دیگران آسیب برساند، به سرنوشتی مشابه لاله نعمان که در آتش میسوزد، دچار خواهد شد و دل او نیز خواهد سوخت.
ور به بد بنگرد بر او گرددچشم او چشم نرگس از یرقان
هوش مصنوعی: اگر کسی به بدی نگاه کند، چشم او مانند چشم نرگس از زردی (یرقان) خواهد شد.
گر ز ادبار خویش طایفه ایبه هوس گشته اند بی سامان
هوش مصنوعی: اگر به خاطر بداقبالی خود، گروهی به آرزویی بیمبنا و بدون سامان رسیدهاند.
از سراسیمگی نمی بینندکام آشفته اژدهای دمان
هوش مصنوعی: در اثر اضطراب و آشفتگی، کسی نمیتواند حالتها و وضعیتهای دشوار و خطرناک را به خوبی ببیند و درک کند.
تو نگه کن که جان ایشان راچه رساند به عاقبت طغیان
هوش مصنوعی: به آن نگاهی بینداز که چطور جان آنها به پایان کار ناپسندشان آسیب میبیند.
رمه را گرگ زود دریابدچون کند گم رده سپرده شبان
هوش مصنوعی: اگر گرگ به زودی گروه گوسفند را پیدا کند، چهطور میتواند شبانی را که رهبری آنها را به عهده دارد گم کند؟
مگر از بهر طوق طاعت شاهگشته پرورده گردن عصیان
هوش مصنوعی: آیا گردن تو فقط برای تحمل فرمان شاه و پذیرش او پرورش یافته و در مقابل نافرمانی تربیت شده است؟
مگر از بهر حق نعمت شاهعالمی را فرو خورد کفران
هوش مصنوعی: آیا ممکن است انسان به خاطر دنیا و نعمتهایش، شکرگزار خداوند نباشد و این همه نعمتها را نادیده بگیرد؟
ای جهان را ز تو پدید شدههمه آثار رستم دستان
هوش مصنوعی: این دنیا و همه نشانههایی که از رستم دستان وجود دارد، به خاطر توست و به تو نسبت داده میشود.
تو بسی با هزار ببر شمندتو بسی با هزار شیر ژیان
هوش مصنوعی: تو بسیار با هزار ببر قوی آشنا هستی و همچنین با هزار شیر نیرومند در ارتباطی.
دل بر این و بر آن مبند که چرخهمه این ملک را برد فرمان
هوش مصنوعی: دل خود را به این و آن مشغول نکن، چون که دوران زندگی و تقدیر همه چیز را میچرخاند و تحت فرمان خود دارد.
کرده اند اختران سیارهبه ثباتش هزار سال ضمان
هوش مصنوعی: ستارگان سیارهای برای پایدار نگه داشتن او، به مدت هزار سال ضمانت کردهاند.
به سر آرد تمام زود نه دیرلشکر شاه ملک ایلک و خان
هوش مصنوعی: تمام سپاه شاه به زودی به پایان میرسد و تأخیر نخواهد کرد.
بزدوده حسام آب چو بادبر چمن حله ای فکنده خزان
هوش مصنوعی: حسام آب مانند بادی بر چمن، خزانی را به همراه دارد که فرشی از رنگ و زیبایی را بر زمین گسترده است.
باغ را چون کنار سایل توپر ز دینار کرد باد بزان
هوش مصنوعی: باد به قدری قوی بود که باغ را پر از سکههای طلا کرد، گویی در کنار رودخانهای قرار داشت.
هر چه گردش بهار سوزن کردتیر ماهش همی کند یکسان
هوش مصنوعی: هر چه بهار در طبیعت تغییر و تحولی ایجاد کند، تیر ماه هم به نوعی همان تأثیر را دارد.
همه از دیده خود بپالایددختر رز به خانه دهقان
هوش مصنوعی: همه به خاطر خودشان، دختر گل را از نظر دور میکنند تا او به خانه کشاورز برود.
می بخواه و به خرمی بنشینوآنکه خواهی ز بندگان بنشان
هوش مصنوعی: نوشیدن شراب را بخواه و در شادی و خوشی به آرامی بنشین و آن شخصی را که میخواهی، از میان بندگانت انتخاب کن تا به کنارت باشد.
داد گیتی بدادی اندر جودداد سرما ز خز و می بستان
هوش مصنوعی: دنیا را در بخشندگی به ما دادهاند، اما سرمای آن به سبب خز و میوههای باغ است.
دشمنان را به موج مرگ اندازدوستان را به اوج چرخ رسان
هوش مصنوعی: بیارم که دشمنان را به نابودی و مرگ بکشاند و دوستان را به اوج پیروزی و کامیابی برساند.
لشکری را ز مفلسی برکشعالمی را ز نیستی برهان
هوش مصنوعی: لشکری از فقر و تنگدستی را نجات بده و جهانی را از نبود و عدم آزاد کن.
مرغزار نشاط را بنیادبه وزیر آن هزبر هندستان
هوش مصنوعی: مرغزار شادی و نشاط را در دست وزیر قوی و پرقدرتی از هند.
آنکه از گوهرش به چرخ رسیدرتبت گوهر بنی شیبان
هوش مصنوعی: کسی که به واسطه ارزش و فضیلتهایش به مقام و موقعیتی در آسمانها دست یافته است، نشان از اصالت و بزرگی خاندان بنی شیبان دارد.
شرح احوال من ز من بشنوچه شنوی از فلان و از بهمان
هوش مصنوعی: حال و روز مرا خودم بگویم، چه فایده از شنیدن حرف دیگران دربارهام؟
بنده ام تو را به طوع و به طبعبرسیده ز تو به نام و بنان
هوش مصنوعی: من به خاطر محبت و خواست تو به این مقام رسیدهام، که از تو به نام و نشانم شناخته میشود.
مدحت تو مرا عروس ضمیرصفت تو مرا نگارستان
هوش مصنوعی: درود بر تو، که ستایش تو مانند عروس دل من است و صفات تو برای من همچون باغی پر از زیبایی و هنر است.
تحفه و هدیه منت همه روزدرج در و طویله مرجان
هوش مصنوعی: هدیه و لطف خداوند به ما، هر روز در گوشهای از زندگیمان مانند گنجی باارزش و بینظیر نمایان میشود.
بس گران می فروشمش به بهاگرچه من می خرم به طبع ارزان
هوش مصنوعی: هرچند من برای دل خود این می را با قیمت کمی خریدارم، اما آن را با قیمت بالایی به دیگران میفروشم.
شرف مجلس تو می خواهمنه کفایت من از بهای گران
هوش مصنوعی: من به ارزش و مقام تو در مجلس اهمیت میدهم و نه به توانایی و استعداد خودم که بتوانم بهای بالایی بپردازم.
گر جهانی به ساعتی بدهیدر نیاید به چشم جود تو آن
هوش مصنوعی: اگر تمام دنیا را در یک لحظه به کسی ببخشی، همچنان در برابر بخششهای تو ناچیز و کمارزش به نظر میرسد.
جامه افزون دهی ز سیم و ز زرکه بود بر عیارشان حملان
هوش مصنوعی: به تو زینتهایی از نقره و طلا میبخشم که بر اثر ارزش و زیبایی آنها، به مانند جانورانی باوقار و معتبر خواهند بود.
از تو پیش خدای می گویمشکرهای مکارم الوان
هوش مصنوعی: من در پیشگاه خداوند، از خوبیها و نعمتهای فراوان تو سپاسگزاری میکنم.
نیست چیزی جز آنکه از بحرمبه گهر موج زد زمین و زمان
هوش مصنوعی: هیچ چیزی وجود ن دارد جز آنکه از عمق دریا الماسها و گنجها به زمین و زمان میرسند.
شعر من گشته فخر هر دفترنام من گشته تاج هر دیوان
هوش مصنوعی: شعر من افتخار هر کتاب شده و نام من به عنوان زینت هر مجموعه شعر شناخته میشود.
حاسدان گشته خاسر و خائبدشمنان مانده خیره و حیران
هوش مصنوعی: حسودان به نتیجهای نرسیدند و بازنده شدند، در حالی که دشمنان همچنان در بهت و سردرگمی باقی ماندهاند.
آنچه گفتم همه حقیقت دانوآنچه گویم همی مجاز مدان
هوش مصنوعی: آنچه من بیان کردم کاملاً واقعی است و آنچه بعداً میگویم را نمیتوان تنها به عنوان مجاز و غیرواقعی دانست.
شب بی روز و درد بی داروستحسد دون و کینه نادان
هوش مصنوعی: شب بدون روز روشنایی ندارد و درد بدون درمان بیفایده است. حسد و کینه از نادانی ناشی میشود.
تا بود بر فلک طلوع و غروبتا بود در زمین مکین و مکان
هوش مصنوعی: تا زمانی که در آسمان خورشید طلوع و غروب کند، و در زمین مکانها و موجودات وجود داشته باشند، زندگی ادامه خواهد داشت.
بر همه جنس دست نصرت یاببر همه نوع کام نهمت ران
هوش مصنوعی: بر همه انواع موفقیت به دست آور و برای همه انواع خوشیها تلاش کن.
در شرف چون شرف بتاب و بگرددر طرب چون جهان بپا و بمان
هوش مصنوعی: به خود جذب شو و به دور و بر خود نگاه کن، شاد و خوشحال باش چرا که جهان در حال حرکت و زندگی است و تو باید در این لحظات خوش بمانی.
به سخن ابروار لؤلؤ باربه سخا مهروار زر افشان
هوش مصنوعی: با کلامی زیبا و لطیف مانند دانههای مروارید، و با سخاوت و بخشندگی همچون خورشید درخشان، سخن میگوید.
گوش تو گه به لحن خنیاگرهوش تو گه به قول مدحت خوان
هوش مصنوعی: گوش تو گاهی به آهنگ آوازخوان توجه دارد و زمانی هم به تعریف و تمجیدهایی که بیان میشود، معطوف میشود.
بسته پیشت کمر دو پیکرواربت مشکوی و لعبت کاشان
هوش مصنوعی: پیش تو، دو بتی با کمر باریک و موهای مشکی، همانند دخترانی زیبا و خوش چهره از کاشان، قرار دارد.