شمارهٔ ۲۷۴ - در مدح
هوش مصنوعی: این متن، شعر و ستایش بلندی از یک شخصیت برجسته است که به قدرت، عظمت و فضایل او اشاره دارد. شاعر از او به عنوان پیشوای عالم و منبع سعادت و قدرت یاد میکند. او را به عنوان خورشید ساطع بر آسمان و قطب دیانت و عدل میستاید و به تواناییهایش در اداره بملکت و تاثیرگذاری بر سرنوشتها اشاره میکند. همچنین شاعر بر اهمیت او در برقراری نظم و امنیت و تاثیرش بر جهان کنونی تأکید میکند. به طور کلی، در این شعر با زبانی زیبا و شاعرانه، شخصیت مورد ستایش به عنوان الگوی شجاعت، حکمت و سخاوت ترسیم میشود.
ای اختیار عالم در اختیار تووی پیشوای ملک و ملک پیشکار تو
هوش مصنوعی: تو مالک و سرپرست جهانی و همه پادشاهان و زمین در خدمت تو هستند.
بر آسمان دولت قطب کفایتیبسته مدار مملکت اندر قرار تو
هوش مصنوعی: بر فراز آسمان، قدرت و اقتدار وجود دارد که باید مراقب آن باشید تا کشور شما در آرامش و ثبات باقی بماند.
خورشید گشت همت گردون فروز توتا چرخ شد جلالت گیتی نگار تو
هوش مصنوعی: خورشید، تلاش و اراده تو را در چرخش آسمان تابانده است، تا فضای دنیا به زیبایی و عظمت تو جلوهگری کند.
تا در وجود نامدی از عالم عدمگردون سپید دیده شد از انتظار تو
هوش مصنوعی: تا زمانی که تو در عالم عدم وجود نداری، آسمان سپید برای من به انتظار تو دیده میشود.
سعد فلک همی نکند اختیار خویشتا ننگرد نخستین در اختیار تو
هوش مصنوعی: سعد به این معناست که سرنوشت یا تقدیر، کنترل و انتخاب خود را ندارد تا زمانی که ابتدا تو، یعنی شخص مورد نظر، به آن توجه نکنی. در واقع، تمام چیزها به دست توست و سرنوشت در دستان تو است.
چون مهر بر سپهر بود گر تویی سوارشیر سپهر خم زدی از رهگذار تو
هوش مصنوعی: اگر تو همچون خورشید بر آسمان باشی، سوار بر شیر آسمان، حتی میتوانی از طریق تو، راه را تغییر دهی.
گردون سرفراخته را کوژ گشت پشتتا سر فراخت همت گردون گذار تو
هوش مصنوعی: آسمان بلند، به خاطر تلاش و عزم تو، به حالت خمیده درآمده است.
در تاختن پیاده شد فتنه سوارچون پاشنه گشاید عزم سوار تو
هوش مصنوعی: فتنهای که در حرکت است، مانند سواری میتازد و زمانی که تصمیم سوار بر این فتنه محکم شود، همه چیز به هم میریزد.
بی بیم شد ز زلزله حادثه جهانتا تکیه کرد بر خرد استوار تو
هوش مصنوعی: عالم با ترس و نگرانی ناشی از زلزلههای طبیعی مواجه شده، اما وقتی بر خرد و عقل استوار تو تکیه میکند، این ترس از بین میرود.
گردون ز خط کام تو بیرون نبرد گامتا بانگ زد برو هنر کامگار تو
هوش مصنوعی: آسمان خطی که بر سرنوشت تو نوشته شده است را تغییر نخواهد داد، مگر اینکه تو اقدام کنی و هنر و توانایی خود را به نمایش بگذاری.
دریای پهن خاست ز موج سخای توکوه بلند رست ز بیخ وقار تو
هوش مصنوعی: دریای وسیع به خاطر بخشندگی تو به جوش و خروش درآمده و کوه سرسخت به خاطر آرامش و وقار تو سر به زیر آورده است.
چون باغ خلد چرخ بیاراست ملک شاهآیین و سیرت و ادب شاهوار تو
هوش مصنوعی: زیبایی و شکوه ملک مانند باغی سبز و پرگل است که به دست چرخ (سرنوشت یا زمان) آراسته شده است. این ملک و فرهنگ او به گونهای است که شایستهٔ پادشاهی و سیرت نیکو و آداب والا است.
عدل بسیط تو به چه دارد همی روازینگونه ظلم همت تو بر یسار تو
هوش مصنوعی: عدل گسترده تو چه ارتباطی با این ظلمی دارد که توسط تو بر دیگران روا میشود.
در دفتر سخای تو چون بنگریم هستاندک ترین رقم صلت صد هزار تو
هوش مصنوعی: وقتی در دفتر سخاوت تو نگاه میکنیم، میبینیم که حتی کوچکترین بخش از بخششهای تو، به اندازهای بزرگ و با ارزش است که میتوان به آن صد هزار صله و پاداش داد.
هر روز ریع شکر و ثنا بر زیادتستتا هست خلق وجود ضیاع و عقار تو
هوش مصنوعی: هر روز به خاطر زحمات و محبتهای تو، شکر و ستایش بیشتری به عمل میآید، تا زمانی که انسانها وجود و املاک تو را در اختیار دارند.
مست شراب جودی و هرگز به هیچ وقتچشم زمانه چشم ندارد خمار تو
هوش مصنوعی: خوشی و حالت ناشی از شراب جودی همیشه پایدار است و هرگز چشم روزگار از حالت سرمستی تو خالی نمیشود.
شاداب و سرفراخته سروی به باغ عزتا گشت فر دولت عالی بهار تو
هوش مصنوعی: در باغ، سرو جوان و سرزندهای وجود دارد که با بهار زیبا و خوشبو، به اوج شکوه و عظمت خود رسیده است.
گویند بارور نبود سرو نیست راستسروی تو و مصالح ملکست بار تو
هوش مصنوعی: میگویند که سرو بارور نمیشود. در واقع، سرو واقعی تو هستی و تو پایگاه و اساس این سرزمین هستی.
در مجلس تو خون قنینه چگونه ریختگر مال پاره پاره شد از کارزار تو
هوش مصنوعی: چطور ممکن است در مجلس تو، خون قنینه جاری شود، در حالی که ثروت و دارایی از دست رفته است به خاطر جنگی که تو به راه انداختی؟
ای ذوالفقاروار کشیده زبان تیززو حیدرانه رفته همه نظم کار تو
هوش مصنوعی: تو مانند ذوالفقار (شمشیر علی) با زبان تیز و برندهات، همه کارها را به طور حیدرگونه (علیوار) سامان دادهای.
در کر و فر صلح به کردار راستبر حل و عقد دولت تو ذوالفقار تو
هوش مصنوعی: در میان مشکلات و گرفتاریها، صلح و آرامش را با صداقت به ارمغان میآوری و در مسائل حکومتی، قدرت و اقتدار تو همانند شمشیر ذوالفقار است.
ای پر هنر سوار به میدان نام و ننگباد قضا شکاف ندارد غبار تو
هوش مصنوعی: ای هنرمند سوار در میدان، نام و ننگ به خاطر تقدیر نمیتواند مانع حرکت تو شود و غبار تو از یادها نمیرود.
بگذارد کار دولت و بگشاد راه دینگیتی گشای بازوی خنجر گذار تو
هوش مصنوعی: دولت و حکومت را به حال خود بگذارد و راه دین را باز کند؛ جهانی که تو با قدرت خنجر خود به آن وارد میشوی.
بدخواه در شتاب و گریزست و گیرگیراز هیبت درنگ تو و کارزار تو
هوش مصنوعی: دشمن در حال فرار و تلاطم است و در برابر حضور و جنگ تو نمیتواند مقاومت کند.
گردد به خدمت تو سر مرد بارورصحن سرای فرخ تو روز بار تو
هوش مصنوعی: به خدمت تو، مردان با شور و نشاط، در فضای خوشبختی و سرزندگی روز به روز بیشتر خواهند شد.
ای جوهر محیط شده بر عیار دهرهرگز به حق گرفت که داند عیار تو
هوش مصنوعی: ای گوهر که در دنیا به زیبایی و ارزش خود شناخته شدهای، هرگز به خودت مغرور نشو، چون فقط خودت میدانی چقدر ارزش داری.
از زینهار خوردن گیتی بری شودهر کو پناه گیرد در زینهار تو
هوش مصنوعی: هر کسی که به توجیه و پناهی مطمئن روی بیاورد، از مشکلات و خطرات دنیا رهایی خواهد یافت.
ای شیر مرغزار نیارد گذار کردیک شیر شرزه بر طرف مرغزار تو
هوش مصنوعی: در میان مرغزار، هیچ کس نمیتواند خود را به قدرت یک شیر سرسخت و دلیر برساند.
بر چهره عدوی تو نشکفت هیچ گلکاندر دلش نرست ز اندیشه خار تو
هوش مصنوعی: بر چهره دشمن تو هیچ گلی نرشکفت، زیرا در دل او، به خاطر فکر خار تو، هیچ نشانی از زیبایی وجود ندارد.
من گویمی که یار نداری به هیچ رویگر بخت نیستی به همه وقت یار تو
هوش مصنوعی: من میگویم که اگر هیچ یاری نداری، این برای تو اهمیتی ندارد؛ چون اگر بخت یارت نباشد، همیشه تنها خواهی بود.
در طبع تو نگردد هرگز بزرگییکان سعی بخت تو ننهد در کنار تو
هوش مصنوعی: در طبیعت تو هرگز بزرگی و عظمت به وجود نخواهد آمد، زیرا تلاش و کوشش بخت و اقبال تو، هیچ وقت در کنار تو قرار نمیگیرد.
چون افتخار کرد به تو هر چه بود و هستاندر زمانه از چه نهد افتخار تو
هوش مصنوعی: هر چیزی که در دنیا وجود دارد و به تو افتخار میکند، به خاطر آنچه که هستی، به تو افتخار نمیکند.
آن گوهری که شاید گوهر تو را صدفآن آتشی که زیبد آتش شرار تو
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که آن گوهر ارزشمندی که ممکن است با ارزشتر از تو باشد، به شکل صدف در میآید و آن آتش بینظیری که به تو تعلق دارد، مورد مناسبی برای آتش عشق و شور و حال توست. در واقع، هر چیزی که در دنیا وجود دارد، برای تو و شعلۀ وجود تو، قابلیت خاصی دارد.
شاگرد ملک بودی استاد از آن شدیآموزگار نیست جز آموزگار تو
هوش مصنوعی: اگر شما شاگردی از ملک و آسمان باشید، به واسطهی علم و دانش که کسب کردهاید، استاد میشوید؛ اما در این مسیر، هیچ کس غیر از خودتان نمیتواند به عنوان معلم و آموزگاری برای شما باشد.
هر نعمتی که هست بود در شمار منتا هست نام شعر من اندر شعار تو
هوش مصنوعی: هر نعمتی که وجود دارد، در شمار من قرار دارد تا زمانی که نام شعر من در شعار تو باشد.
نکبت نگشت یارد اندر جوار منتا جان من خزیده بود در جوار تو
هوش مصنوعی: بدی و نکبت به نزد من نزدیک نمیشود تا زمانی که جان من در کنار تو قرار داشته باشد.
از مفخرت شدست شعار و دثار منتا بر تن منست شعار و دثار تو
هوش مصنوعی: افتخار من به لباس و زینتم وابسته است، زیرا که بر تن من، لباس و زینتی از توست.
بادی ازین جهان به همه وقت یادگارهرگز جهان مباد ز تو یادگار تو
هوش مصنوعی: بادی از این دنیا میوزد که همیشه یاد و خاطرهای از خود به جا نمیگذارد. امیدوارم که این دنیا همواره از تو نشانی و خاطرهای به جا نگذارد.
امروز من به طوع تو را بنده تر ز دیامسال تو به طبع تو را به ز پار تو
هوش مصنوعی: امروز من به خاطر تو بیشتر از دیروز به بندگی تو درآمدهام و امسال تو را بیشتر از سال گذشته میپرستم.