شمارهٔ ۲۸۰ - مدحتگری
هوش مصنوعی: در این شعر به پیروزی و نصرت خداوند در جنگهای مقدس اشاره شده است. شاعر از دلاوریها و شجاعتهای گروهی از رزمندگان سخن میگوید که با همت و فداکاری در راه دین و در برابر دشمنان ایستادگی کردهاند. وی به وحدت و همکاری لشکرها از نواحی مختلف، از جمله ترک و افغان، اشاره میکند و توصیف میکند که چگونه دلیران در میدان جنگ با شجاعت و ایثار به پیروزی دست یافته و زمین را از خون دشمنان پر کردهاند. همچنین به اهمیت دعا و همراهی خداوند در موفقیتها اشاره میکند و امیدواری به ادامه رشد و پیروزی مسلمانان را ابراز میکند. شاعر تأکید دارد که این موفقیتها نشانهٔ قدرت و ارادهٔ الهی است و با یادآوری نعمتهای خداوند، از او سپاسگزاری میکند.
ای نصرت و فتح پیش برکردهتن پیش سپاه دین سپر کرده
هوش مصنوعی: ای نصرت و پیروزی، تو جلو برو و جسم خود را در پیشگاه سپاه دین به عنوان سپر قرار بده.
بر دست نهاده عمر شیرینجان گرد میان خود کمر کرده
هوش مصنوعی: عمر شیرین خود را بر دست دارم و برای حفظ آن تلاش میکنم.
از ملتان تا به حضرت غزنینبر مایه نصرت و ظفر کرده
هوش مصنوعی: از ملتان تا غزنین، در مسیر نصرت و پیروزی گام برداشته است.
نه لشکر بیکران به هم خواندهنه مردم بی عدد حشر کرده
هوش مصنوعی: نه سپاهی بی شمار جمع شدهاند و نه انسانهای بیحد و حساب در روز قیامت گرد هم آمدهاند.
از لشکر ترک و هند و افغانانبر باره هزار شیر نر کرده
هوش مصنوعی: بر فراز کوهها، هزار شیر نر از سپاه ترک، هند و افغان قرار داده شده است.
وز بهر شکار بد سگالان راچون گرسنه شیر پر خطر کرده
هوش مصنوعی: چون برای شکار به دستان خطرناک گرسنهای نیاز است، باید مراقب بود که او به اندازهای قوی و بیرحم باشد که بتواند با شدت و خطر به شکار بپردازد.
بگرفته عنان دولت سلطانتوفیق خدای راهبر کرده
هوش مصنوعی: دولت و موفقیت تو تحت هدایت و فرمان خدا قرار دارد.
بر دشت زمرد جنگ سد بستهدر کوه به تیغ تیز درکرده
هوش مصنوعی: در دشت سبز، دشتی که پر از زیبایی است، جنگی به وقوع پیوسته و در کوهها، با استفاده از شمشیرهای تیز، صفآرایی کردهاند.
بر دامن کوه کوفته موکبگوش ملک سپهر کر کرده
هوش مصنوعی: در دامن کوه، کاروانی از شکوهمندی و splendor برپا شده که صدای آن، گوش کر آسمان را نیز تحت تاثیر قرار داده است.
وین روشن دیده مهر تابان رااز گرد سپاه بی بصر کرده
هوش مصنوعی: این بیت به وضوح از زیبایی و درخشندگی چهرهای سخن میگوید که در میان تاریکی و گرد و غبار میدان نبرد، توانسته خود را نمایان سازد و درخشانتر از همه به نظر برسد. این تصویر به نوعی برتری و جذابیت خاص آن چهره را به تصویر میکشد.
صد ساله زمین خشک را از خونتا ماهی و پشت گاو تر کرده
هوش مصنوعی: زمین خشک را به مدت صد سال از خون و آب فراوانی که از حیوانات و موجودات دیگر به آن رسیده، مرطوب کرده است.
صحرای فراخ و غار بی بن رااز خون مخالفان شمر کرده
هوش مصنوعی: دشت وسیع و غار بیانتها را از خون دشمنان پر کردهاند.
کفار ز بیم تیغ بُرّانتبر کوه چو رنگ مستقر کرده
هوش مصنوعی: کفار از ترس شمشیر تو، مانند رنگی که به کوه نشسته باشد، ثابت و ساکن شدهاند.
بر کشور جنگوان زده ناگاههر زیر که یافته زبر کرده
هوش مصنوعی: در سرزمین جنگ زده، ناگهان هر کسی که از این وضعیت بهرهای برده، برتری یافته و بالاتر از دیگران قرار گرفته است.
افروخته تیغت آتش سوزانمغز و دل کفر پر شرر کرده
هوش مصنوعی: تیغ دلتنگی و دلخوری تو مانند آتش سوزانی است که مغز و دل را میسوزاند و باعث شده کفر و ناخشنودی به اوج خود برسد.
انگیخته روز معرکه ابریبارانش ز ناچخ و تبر کرده
هوش مصنوعی: روز نبرد به راه افتاده و ابرها باران میبارند، گویی که به خاطر جنگ و ناامیدی، طوفانی در دل آسمان ایجاد شده است.
بر دشمن کسوتی بپوشیدهوان کسوت تازه را عبر کرده
هوش مصنوعی: دشمن لباس جدیدی به تن کرده و از آن لباس تازه عبور کرده است.
از خاک درشت ابره را دادهوز خون سیاهش آستر کرده
هوش مصنوعی: ابرهای بزرگی از خاک شکل گرفتهاند و با رنگ تیرهای که دارند، به نوعی پوشش ایجاد کردهاند.
مر عالم روح را به یک ساعتچون بتکدهها پر از صور کرده
هوش مصنوعی: در یک ساعت، روح عالم مانند بتکدهها پر از تصویر و شکل شده است.
این ساعت عالم دگر بودهآن ساعت تیغ تو دگر کرده
هوش مصنوعی: در این لحظه، شرایطی کاملاً متفاوت و تازه ایجاد شده است و تو نیز تغییراتی در رفتار یا واکنش خود داشتهای.
کاری که به ده سفر نکردی کسآسان آسان به یک سفر کرده
هوش مصنوعی: کاری که دیگران با زحمت و تلاش زیاد و در مدت زمان طولانی انجام نمیدهند، فردی میتواند به سادگی و به راحتی در یک زمان کوتاه به آن برسد.
آنجا زدهای که اهل آن دلهابودند ز کفر چون حجر کرده
هوش مصنوعی: تو در جایی ضربه زدهای که مردم آنجا دلهای پاکی داشتند و از ناپاکی به دور بودند.
نه بوی رسیده در وی از ایماننه باد هدی برو گذر کرده
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره شده که در وجود او نه نشانی از ایمان و نه پیام خوشی وجود دارد. به عبارتی، او به حالت و شرایط خاصی دچار است که نه بویی از ایمان دارد و نه از نسیم خوشایند هدایت و راهنمایی عبور کرده است.
هر پیر پدر که از جهان رفتهده عهد به کفر با پسر کرده
هوش مصنوعی: هر پدر سالخوردهای که از دنیا رفته، مدتهاست که با پسرش به خاطر کفر و ناپاگیاش عهد و پیمان بسته است.
خواهم دهن مبشرانت رامانند صدف پر از درر کرده
هوش مصنوعی: میخواهم بگویم که سخنان بشارتدهندگان را مانند صدفی پر از جواهر ارزشمند کنم.
ای همت و عادت تو را ایزدفهرست بزرگی و هنر کرده
هوش مصنوعی: تو با همت و عادتی که داری، خداوند فهرستی از بزرگی و هنر برایت ایجاد کرده است.
غزوی نکنی که ناردت ایزداز نصرت و فتح بهره ور کرده
هوش مصنوعی: اگر جنگی نکنی، خداوند تو را از یاری و پیروزی بینصیب خواهد ساخت.
گیری پسران بی پدر بودهآری پسران بی پدر کرده
هوش مصنوعی: پسرانی که پدر ندارند، معمولاً به راحتی و بدون راهنماییهای لازم بزرگ میشوند. چنین فرزندی به نوعی تحت تأثیر فقدان پدر در زندگیاش قرار میگیرد.
آن چیست که خسروت بفرمایدکش ناری پیش همچو زر کرده
هوش مصنوعی: چه چیزی است که تو را به فرمان خود میبرد، در حالی که مانند زهرِ زرد، نازک و نازپرورده شدهای؟
نوروز خدمتت همی آیدگیتی همه پر ز بار و بر کرده
هوش مصنوعی: نوروز در راه است و دنیا پر از نعمت و برکت شده است.
بس رود و زمین و کوه را یابیچون دیبه روم و شوشتر کرده
هوش مصنوعی: به زودی میتوانی زیباییهای رودها، زمینها و کوهها را ببینی که مانند پارچهای زیبا و فاخر شگفتآور هستند و آنها را به یاد شوشتر و روم میاندازد.
از کوه شکفته لالهها بینیسرها ز میان سنگ برکرده
هوش مصنوعی: در کوه، لالههایی به گل نشستهاند که سرهایشان از میان سنگها رو به بالا آمده است.
آیند به باغ بلبل و قمریاین قصه فتح تو ز بر کرده
هوش مصنوعی: بلبل و قمری به باغ میآیند و از پیروزی تو سخن میگویند.
آواز به مدحت تو بگشادهسرها ز نشاط پر بطر کرده
هوش مصنوعی: آوازها برای ستایش تو به گوش میرسد و سرها را از شادی پر میکند.
تو ساخته مجلسی و از خوبانپر زُهره روشن و قمر کرده
هوش مصنوعی: تو کسی هستی که مجلسی را ترتیب دادهای و آنجا پر از زیباییهایی است که درخشش و نورانی بودنش مانند ماه است.
در صدر نشسته و مِی نصرتدر روی و دماغ تو اثر کرده
هوش مصنوعی: تو در جایگاه والایی نشستهای و چهرهات نشاندهندهی تأثیر نصرت و یاریگری است.
بر اول می که گیری اندر کفیاد شه راد دادگر کرده
هوش مصنوعی: وقتی نخستین پیمانهی می را در دست میگیری، به یاد پادشاه دادگر و نیکوکار میافتی.
واندر دل مهربانت افتادهدر زاری کار من نظر کرده
هوش مصنوعی: در دل انسان مهربانی، از وضعیت سخت و دردناک من خبر دارد و به آن توجه کرده است.
امروز منم ثنا و شکر توداروی تن و دل و جگر کرده
هوش مصنوعی: امروز من به خاطر تو شکرگزاری میکنم، چرا که تو مایه آرامش و درمان جسم و روح و جان من شدهای.
روزان و شبان ز بهر مدح تودارم قلمی به دست سر کرده
هوش مصنوعی: در طول روز و شب برای ستایش تو قلم به دست دارم و مینویسم.
بس زود کتابخانه را یابیاز گفته من پر از گهر کرده
هوش مصنوعی: به زودی متوجه خواهی شد که کتابخانه به طور کامل از نکات ارزشمندی که من بیان کردهام پر شده است.
کی باشی باز گشته زان جانبنه راه به جانب دگر کرده
هوش مصنوعی: کی باز خواهی گشت از آن سو، که راهی به سمت دیگری نزدی؟
وین نصرت و فتح را من اندر خوربسیار دعای ما حضر کرده
هوش مصنوعی: این پیروزی و موفقیتهایی که ما به دست آوردهایم، ناشی از دعاها و خواستههای بسیاری است که ما کردهایم.
دزدیده ز دور دیده دیدارتوز بیم پیادگان حذر کرده
هوش مصنوعی: از دور، به ناچار به دیدن تو نگریستهام و از ترس ستمگران و دشمنان، احتیاط کردهام.
تا مهر ز خاور فلک باشدآهنگ به سوی باختر کرده
هوش مصنوعی: تا زمانی که خورشید از شرق در آسمان میتابد، آهنگ حرکتش به سمت غرب را آغاز کرده است.
از خاور تا به باختر بادارای تو به هر هنر سمر کرده
هوش مصنوعی: از شرق تا غرب، نام تو در هر هنری درخشان شده است.
هر ساعت عز و دولت عالیباغ طرب تو تازهتر کرده
هوش مصنوعی: هر لحظه زیبایی و شکوه باغ شادی تو را تازهتر کرده است.