شمارهٔ ۲۸۳ - ستایش ثقة الملک طاهر بن علی
هوش مصنوعی: این شعر در مدح و ستایش یک پادشاه نوشته شده است که در دوران حکمرانیاش به عدالت و رفاه مردم توجه کرده و کشور را به flowering بهار تبدیل کرده است. شاعر describes او را به عنوان فردی بزرگ و بینظیر که از برکت وجودش، جامعه در آرامش و امنیت به سر میبرد. او به لحاظ ویژگیهای شخصیتی و سلوک، برتریهای خاصی دارد که باعث شده مردم نسبت به او احساس افتخار و اعتماد کنند.
شاعر همچنین به مشکلات و رنجهایی که در زندگی شخصی خود تجربه کرده پرداخته و از بیماری، پیری و اندوه شکایت میکند. با این حال، او امیدوار است که به واسطه بخت خوب و حمایت پادشاه، روزهای بهتری در انتظار او باشد. در نهایت، او با یادآوری موفقیتها و سعادت پادشاه، آرزو میکند که عدالت و رونق در سرزمین ادامه داشته باشد.
ای ملک ملک چون نگار کردهدر عصر خزانها بهار کرده
هوش مصنوعی: ای فرشته، چقدر زیبا و دلنشین هستی! همانگونه که در زمان خزان، بهار را به وجود میآوری و زمین را دوباره زنده میکنی.
شغل همه دولت قرار دادهدر مرکز دولت قرار کرده
هوش مصنوعی: تمامی مشاغل و فعالیتها در مرکز حکومت و قدرت قرار داده شدهاند.
از عدل بسی قاعده نهادهبر کلک تکاور سوار کرده
هوش مصنوعی: از تساوی و عدالت، قوانین زیادی بر صفحهی ذهنم شکل گرفته و من را در مسیر پیشرفت و موفقیت هدایت کردهاند.
کلکی که بسی خورده قارو گیتیدر چشم معادی چو قار کرده
هوش مصنوعی: کلکی که دنیا به بسیاری از مردم زده و آنان را فریب داده، در چشمان کسی که به حقیقت و معاد ایمان دارد، مانند قلابی است که به راحتی قابل شناسایی و دوری است.
گوید همه روزه بلند گردونکوهست به ما بر مدار کرده
هوش مصنوعی: هر روز آسمان بلند به ما میگوید که مثل کوهی، بر مدار ما قرار گرفته است.
این ملک به حق طاهر علی راهست از همه خلق اختیار کرده
هوش مصنوعی: این سرزمین به درستی متعلق به علی طاهر است و او از میان همه خلق، برگزیده شده است.
تو صدر جهانی صدر حشمتاز حشمت تو افتخار کرده
هوش مصنوعی: تو در اوج بزرگی و عظمت قرار داری و دیگران به خاطر جایگاه بلند تو به خود میبالند.
اقبال تو مانند گل شکفتهدر دیده بدخواه خار کرده
هوش مصنوعی: تو همچون گلی شکفتهای که در چشم دشمنان، مانند خاری به نظر میرسد.
ای هیبت تو چون هزبر حربیجان و دل دشمن شکار کرده
هوش مصنوعی: تو به قدری قوی و دلیر هستی که مانند یک اسب جنگی، جان و دل دشمنان را تسخیر میکنی.
کام ملک کامگار عادلبر کام تو را کامگار کرده
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که خوشبختی و موفقیت ملک عادل باعث شده که تو نیز در زندگیات به آرزوها و خواستههای خود برسی و موفق باشی.
مسعود که پیش سپهر والابر تاج سعادت نثار کرده
هوش مصنوعی: مسعود که در برابر آسمان بزرگ، تاج خوشبختی را نثار کرده است.
ای شهرگشایی که مر تو را شهبر کل جهان شهریار کرده
هوش مصنوعی: ای کسی که در سرزمینها پیروز میشوی و به خاطر شجاعت و تواناییات، پادشاه بر تمام دنیا شدهای.
پرورده به حق عدل را و تکیهبر یاری پروردگار کرده
هوش مصنوعی: آن که بر اساس حق و عدالت تربیت شده و به حمایت خداوند تکیه کرده است.
ای از پدر خویش کار دیدهبهتر ز پدر باز کار کرده
هوش مصنوعی: تو که از پدر خود کارهایی را بهتر یاد گرفتهای، حالا خودت هم کارهایی را انجام میدهی که از او نیز بیشتر است.
زیور زده دولت و به حشمتاز جاه تو دولت شعار کرده
هوش مصنوعی: به خاطر مقام و جایگاه تو، نعمت و ثروت به خود آراسته و به زیبایی درخشیده است.
اقبال تو را روزگار شاهیتاج و شرف روزگار کرده
هوش مصنوعی: زمانه به تو ویژگیهای پادشاهی و منزلت بخشیده است.
ای روز بزرگیت را سعادتدر دهر بسی انتظار کرده
هوش مصنوعی: ای روز بزرگ تو، سعادت و خوشبختی در زمان طولانی بسیاری را منتظر گذاشته است.
ای حیدر مردی و مردی توبر ملک تو را ذوالفقار کرده
هوش مصنوعی: ای حیدر، تو انسان بزرگی هستی و قدرت تو بر سرزمینت به مانند ذوالفقار است، که نشان از نیروی تو دارد.
ای عالم رادی و رادی تومر سایل را با یسار کرده
هوش مصنوعی: ای عالم، تو به خوبی آگاهی و به راحتی میتوانی نیازها و سوالات دیگران را برطرف کنی.
دریاب تنم را که دست محنتدر حبس تنم را بشار کرده
هوش مصنوعی: به کمک کن تا از درد و رنجی که به جسمم فشار میآورد رهایی یابم، چرا که مشقت و سختی بر تنم سایه افکنده است.
هست این تن من در حصار اندهجان را ز تنم در حصار کرده
هوش مصنوعی: این بدن من در دنیای غم گرفتار است و روح من را از این بدن در بند کرده.
من دی به بر تو عزیز بودموامروز مرا حبس خوار کرده
هوش مصنوعی: من روزی در کنار تو برایم ارزشمند و عزیز بودی، اما امروز به حالتی افتادهام که در حبس و بیاحترامی به سر میبرم.
بی رنگم و چو رنگ روزگارمبر تارک این کوهسار کرده
هوش مصنوعی: من بیرنگ و حال هستم و مثل رنگ روزگار، بر قلهی این کوه ایستادهام.
این گیتی پر نور و نار زینساننور دل من پاک نار کرده
هوش مصنوعی: این دنیا مملو از نور و آتش است، اما عشق و احساسات درون من، این نور را پاک و خالص کرده است.
با منش بسی کارزار بودهبر من ز بلا کارزار کرده
هوش مصنوعی: در این دنیا، با ویژگیهای خود و روحیهام، بارها در برابر مشکلات و سختیها مقاومت کردهام و از پس آنها برآمدهام.
این آهن در کوره مانده بودهبر پای منش چرخ مار کرده
هوش مصنوعی: این آهن که در کوره باقی مانده، بر پای من چرخ مار مانند شده است.
چون دانه نارم سرشک اندوهآکنده دلم را چو نار کرده
هوش مصنوعی: دل من مانند دانهای پر از اندوه است و اشکهایم مانند غمی عمیق بر سر آن نشسته است.
این دیده پر خون زمین زنداندر فصل خزان لاله زار کرده
هوش مصنوعی: چشم من از اشک پر شده و زمین به شباهت زندانی در فصل پاییز، گلهای لاله را به داغی غم و ناراحتی برانگیخته است.
بیماری و پیری و ناتوانیدربند مرا زرد و زار کرده
هوش مصنوعی: بیماری و پیری و ناتوانی مرا به شدت رنجور و ضعیف کردهاند.
این چرخ نهال سعادتم رابرکنده و بی بیخ و بار کرده
هوش مصنوعی: این گردونه زندگی، جوانههای خوشبختیام را از زمین کنده و بیریشه و بدون ثمر گذاشته است.
نی نی که مزور شدم ز رنجیکو بود تنم را نزار کرده
هوش مصنوعی: من از درد و رنجی که بر من وارد شده، ناتوان و ضعیف شدهام و به حالتی ناچار و درمانده دچار گشتهام.
زین پیش به زندان نشسته بودمبیمار دلم را فگار کرده
هوش مصنوعی: قبل از این، در زندان بودم و دل بیمار من را آشفته کرده بود.
از آتش دل محنت زمانهچون دود تنم پر شرار کرده
هوش مصنوعی: از دردها و سختیهای زندگی، دل من مانند آتش، پر از غم و سوزش شده است و حالا ناراحتیام به گونهای است که تمام وجودم را گرفته و ناراحت میکند.
اندر غم و تیمار بی شمارمپیداست همان را شمار کرده
هوش مصنوعی: من در غم و مشکلات بسیار غرق شدهام و به روشنی میتوانم بگویم که همین مشکلات را میشمارم.
امروز منم با هزار نعمتصد آرزو اندر کنار کرده
هوش مصنوعی: امروز در حالی زندگی میکنم که با امکانات و نعمتهای فراوانی احاطه شدهام و در کنار آن، آرزوهای زیادی در سر دارم.
زین دولت ناسازگار بودهبا بخت مرا سازگار کرده
هوش مصنوعی: این زندگی ناپایدار با تقدیر من هماهنگ شده است.
از بخشش تو شادمانه گشتهاقبال توام بختیار کرده
هوش مصنوعی: به خاطر خیرخواهی تو، شانس و اقبال من به طرز شگفتانگیزی بهتر شده است.
باریده دو کفت چو ابر بر منایام مرا بی غبار کرده
هوش مصنوعی: باران مانند ابر بر من باریده و روزهایم را از هرگونه کدورت و غبار پاک کرده است.
نعمت رسدم هر زمان دمادمبر پشت ستوران بار کرده
هوش مصنوعی: در هر زمان که به نعمتها و برکات میرسم، آنها را بر روی شتری بار میکنم.
تو با فلک تند کار زاریاز بهر مرا کارزار کرده
هوش مصنوعی: تو به خاطر من با آسمان در جنگ و سختی هستی.
از رغم مخالف پناه جانماندر کنف زینهار کرده
هوش مصنوعی: با وجود تمام مخالفتها و مشکلات، جانم را در پناهی امن و مطمئن قرار دادهام.
من بنده از صدر دور ماندهبر مدح و دعا اختصار کرده
هوش مصنوعی: من از دوری از مقامهای عالی، خلاصهوار به ستایش و دعا پرداختهام.
از دوری نادیدن جمالتنهمار سرم را خمار کرده
هوش مصنوعی: دوری و نادیدهبودن زیبایی تو، سرم را گیج و مدهوش کرده است.
تا چهره گردون بود و به شب هااز اختر تابان نگار کرده
هوش مصنوعی: تا زمانی که آسمان و ستارهها وجود دارند و در شبها زیبایی نورانی آنها را مشاهده میکنیم.
در ملک شهنشاه باد و یزداناقبال تو را پایدار کرده
هوش مصنوعی: در سرزمین پادشاه، بخت و اقبال تو را به یاری و ثبات رسانده است.
تو پیش شه تاجدار و گردونبد خواه تو را تاج دار کرده
هوش مصنوعی: تو در برابر پادشاه و دنیا، با وجود دشمنیات، به عنوان یک فرد با ارزش و مهم شناخته شدهای.
در دولت سالی هزار ماندهیک عز تو گردون هزار کرده
هوش مصنوعی: در دوران حکومت، برای هزار سال به خاطر تو، آسمان هزار بار تغییر کرده است.
بر یاد تو خورده جهان و دایماز خلق تو را یادگار کرده
هوش مصنوعی: جهان به یاد تو مشغول است و همیشه مردم تو را به یاد دارند.