شمارهٔ ۲۸۸ - مدیح سلطان ابراهیم بن مسعود
هوش مصنوعی: این شعر توصیف بهاری است که با زیبایی و زینت به سرزمینها میآید. از سبزه و گل، فرشهایی در دشتها و کوهها گسترده شده و بوستانها و مرغزارها مزین گشتهاند. شاعر به تشبیه زیبایی بهاری با عروسی زیبا و گلستانهایی شبیه قندهار پرداخته است.
شعر به وصف ویژگیهای این بهار و سرزمین میپردازد و بر نقش شاه و حکومت او تأکید دارد. شاعر به عظمت خسرو و تاثیر او بر جهان اشاره کرده و بیان میکند که هیچ پادشاهی چون او در زمین قدرت ندارد.
در انتها، شاعر از حکم و امر شاه سخن میگوید و امید دارد که فرمان او بر هر جای پهناور جهان جاری باشد. به طور کلی، شعر هم تجلیل از زیبایی بهار و هم ستایش از قدرت و حکمرانی شاه است.
ز فردوس با زینت آمد بهاریچو زیبا عروسی و تازه نگاری
هوش مصنوعی: بهاری زیبا و تازه مثل عروسی با زینت و زیبایی از بهشت آمده است.
بگسترده بر کوه و بر دشت فرشیکش از سبزه پو دست وز لاله تاری
هوش مصنوعی: چمنزار گستردهای بر روی کوهها و دشتها وجود دارد که از سبزهها فرش شده و با لالههای زیبا تزئین شده است.
به گوهر بپیراست هر بوستانیبه دیبا بیاراست هر مرغزاری
هوش مصنوعی: هر باغ و بوستانی با گل و جواهر آراسته شده است و هر مرغزار به زیبایی پوشش و پارچهای زیبا تزیین شده است.
بتی کرد هر گلبنی را و شایدکه هر گلستانیست چون قندهاری
هوش مصنوعی: هر بتی، زیبایی و شکوه خاصی به باغهای پر از گل میبخشد و شاید هر باغی را بتوان با زیبایی شهر قندهار مقایسه کرد.
برافکند بر دوش این طیلسانیدر آویخت در گوش آن گوشواری
هوش مصنوعی: او یک طلا و جواهر زیبا را بر دوش خود انداخت و در گوش آن شخص نیز گوشوارهای آویخت.
میی خواه بویا چو رنگین عقیقیبتی خواه زیبا چو خرم بهاری
هوش مصنوعی: اگر میخواهی بویی خوش و دلپذیر مانند عطر گِل باطراوت و رنگین داشته باشی، باید زیبایی را نیز مانند بهار روشن و زنده در خود پرورش دهی.
همه کارها را نیامیز بر همز هر پیشکاری همی خواه کاری
هوش مصنوعی: همه کارها را با هم ترکیب نکن و برای هر کاری از کاردان آن استفاده کن.
ز مطرب نوایی ز ساقی نبیدیز معشوق بوسی ز دلبر کناری
هوش مصنوعی: از نوازنده نوای دلنوازی میشنوم، از ساقی میطلبم که شرابی بدهد، از معشوقم میخواهم که مرا ببوسد و از کنار دلبرم لحظهای بگذرانم.
زمینی است چون صورت دلفروزیهواییست چون سیرت بردباری
هوش مصنوعی: زمین مانند چهره ی دلکش است و آسمان مانند سیرت صبوری میباشد.
ز روی تذروان زمین را بساطیز پشت کلنگان هوا را بخاری
هوش مصنوعی: از چهرهی پرندهسان زمین، فرشی از خاک بر پا است و از کارگرانی که مشغول به کارند، هوایی گرم و پر از بخار به وجود میآید.
اگر چرخ دارد ز هر گونه چیزیکه شاید نمودن بدان افتخاری
هوش مصنوعی: اگر دنیا به هر شکلی که باشد، باید به آن افتخار کرد.
ز شاهان گیتی به گیتی نداردچو خسرو براهیم مسعود باری
هوش مصنوعی: در این دنیا هیچ کسی به عظمت و شکوه خسرو پرویز و براهیم مسعود نیست.
جهان شهریاری که در شهریاریزمانه ندارد چنو شهریاری
هوش مصنوعی: در این جهان، کسی که در زمانه خود قدرت و سلطنتی ندارد، چگونه میتواند ادعای رهبری و سلطنت کند؟
چو او کامگاری که از کامگاراننشد چیره بر کام او کامگاری
هوش مصنوعی: اگر او به موفقیتی برسد که دیگران به آن نرسیدهاند، از آنجا که بر آرزوهای او غلبهای نخواهد داشت، موفقیت او را بیشتر خواهد کرد.
بر جود او آب دریا سرابیبر قدر او چرخ گردان غباری
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف ویژگیهای بزرگ و بینظیر شخصیتی اشاره دارد. در آن به این نکته اشاره میشود که رحمت و سخاوت او به قدری زیاد است که مانند سراب، فراوانی آب دریا در نظر میآید، و اندازهاش به حدی وسیع است که حتی گرد و غبار چرخش آسمان هم در مقایسه با او ناچیز به نظر میرسد. در واقع، این ابیات نشان دهنده عظمت و بزرگی شخصیت یا ویژگی خاصی است که به آن اشاره شده است.
ثواب و عقابش به میدان و ایوانفروزنده نوری و سوزنده ناری
هوش مصنوعی: پاداش و کیفر مربوط به عمل انسان، در مکانهای مختلفی مانند میدان و ایوان قابل مشاهده است. در یک سو، وجود نور و روشنی که نشانه خوبیها و ثوابهاست، و در سوی دیگر، آتش و سوزش که نماد بدیها و کیفرهاست، وجود دارد.
بدان آتشین تیغ در هر نبردیگرفته ست هر خسروی را عیاری
هوش مصنوعی: در هر جنگی، شمشیر آتشین به دست هر شاهزادهای نشان از شجاعت و دلیری اوست.
به شمشیر داده قوی گوشمالیشهان جهان را به هر کار زاری
هوش مصنوعی: با قدرت و شدت، پادشاهان جهان را به خاطر هر گناه و خطایی مجازات میکند.
برآورده گردی ز هر تند کوهیفرو رانده سیلی به هر ژرف غاری
هوش مصنوعی: تو مانند باران هستی که از هر کوه تند و بلندی پایین میآید و سیلابی را به هر عمق غاری میفرستد.
نه با رای او اختران را فروغینه با گنج او کوهها را یساری
هوش مصنوعی: نه با نظر او ستارهها نوری دارند و نه با ثروتش کوهها به بلندی خود میرسند.
جهاندار شاها جهان را به شاهینکردست گردون چو تو اختیاری
هوش مصنوعی: دنیا را شاهی جز تو نیافریده است، گردون (زمان) هیچکس را به سلطنت و حاکمیت نرسانده است.
نبودست چون امر و نهی تو هرگززمانه نوردی و گیتی گذاری
هوش مصنوعی: وجود دستورات و نهیهای تو هیچگاه در زمان و مکان تغییر نمیکند و ثابت است.
ندادت گلی چرخ هرگز فراکفکه نه در دل دشمنت خست خاری
هوش مصنوعی: هیچ گلی به چرخ زندگی نده که در دل دشمنت بذر کینهای نکار.
ازینسان برآید همه کام نهمتکرا بود چون دولت آموزگاری
هوش مصنوعی: اینگونه است که تمام آرزوهای تو محقق میشود. چه کسی میتواند مانند یک معلم با چنین بخت و دانش بالایی باشد؟
شه روزگاری و چون روزگارتندیدست کس ملک را روزگاری
هوش مصنوعی: در گذشته تو سلطانی، اما حالا که روزگار تو را نمیبیند، هیچکس را نمیتوان شاهی دانست.
اگر ملک را یادگاری ببایدبیابد هم از ملک تو یادگاری
هوش مصنوعی: اگر کسی باید نشانهای از سلطنت خودش به جا بگذارد، پس باید از نشانههای سلطنت تو هم چیزی به یادگار بماند.
همی تا بود کوکبی را شعاعیهمی تا بود آتشی را شراری
هوش مصنوعی: هر گاه که یک ستارهای نور داشته باشد، نشاندهندهی وجود آن است و هر آتش نیز با شعلهای خود را نمایان میکند.
همی دیده ای بر گشاید گیاییهمی پنجه ای برفرازد چناری
هوش مصنوعی: هرگاه گل شکوفه ای باز کند، درخت چناری نیز به آرامی بازوهای خود را به سمت آسمان بالا می برد.
روان باد حکم تو بر هر سپهریرسان باد امر تو در هر دیاری
هوش مصنوعی: خوش باد فرمان تو که در هر آسمانی منتشر شود و فرمانت در هر سرزمینی برقرار باشد.
گهت گوش بر نغمه رود سازیگهت چشم بر صورت میگساری
هوش مصنوعی: گاهی به صدای زیبا و دلنشین رود گوش میسپاری و گاهی به چهرهی دلفریب شرابخواران نگاه میکنی.