شمارهٔ ۲۹۱ - مدح دیگر از آن پادشاه
هوش مصنوعی: این شعر تحسین و ستایش از شاه و مقام اوست. شاعر به زیبایی و فضایل شاه میپردازد و اگر کشور زبانی داشت به ستایش او میپرداخت. او شاه را مظهر کامیابی و بزرگی میداند و میگوید که اگر قدر و منزلت او معلوم شود، آسمان هم از برکت او میدرخشد. همچنین به قدرت و شجاعت شاه اشاره میکند و بیان میکند که در برابر تیغ او مانند دوزخی سهمگین است.
شاعر به رابطه شاه با زیر دستانش نیز اشاره میکند و میگوید که مردم در برابر او همواره سر به زیر دارند. او با تصاویری زیبا و تشبیهات شاعرانه میخواهد بگوید که مقام و ارزش شاه به حدی است که حتی زبان فلک نیز نمیتواند حقیقت او را بیان کند.
نهایتاً، شاعر به این نکته اشاره میکند که اگر شاه وجود نداشته باشد، زمین و جهان شاداب نخواهند بود و همه جا تیره و تار خواهد بود.
اگر مملکت را زبان باشدیثنا گوی شاه جهان باشدی
هوش مصنوعی: اگر سرزمین دارای زبانی باشد، در آن صورت، ستایشگری برای پادشاه جهانی بودن را خواهد داشت.
ملک بوالمظفر که گر قدر اوعیان گرددی آسمان باشدی
هوش مصنوعی: اگر مقام و ارزش ملک بوالمظفر برای مردم روشن شود، به یقین آسمان هم به او افتخار میکند.
شه کامرانی که خواهد فلککه مانند او کامران باشدی
هوش مصنوعی: اگر کسی بخواهد در زندگیاش موفق و خوشبخت باشد، باید به مانند او که در اوج موفقیت و خوشبختی است تلاش کند.
اگر شکل خلقش پدید آیدیشکفته یکی بوستان باشدی
هوش مصنوعی: اگر زیبایی و حسن او را ببینی، گویا که باغی پر از گل و شکوفه را مشاهده کردهای.
وگر آتش تیغ سوزانش راچو سوزنده آتش دخان باشدی
هوش مصنوعی: اگر تیغ سوزان او مانند آتش دودی باشد، به دیگری نمیسوزاند.
یکی دوزخی باشدی سهمگینکه دوزخ در آسیب آن باشدی
هوش مصنوعی: بعضی از افراد ممکن است به قدری شرور و خطرناک باشند که عذاب آنها حتی دوزخ را هم تحتالشعاع قرار دهد.
شها شهریارا حقیقت شمرکه گر مملکت را روان باشدی
هوش مصنوعی: ای شهریار، حقیقت را درک کن که اگر سرزمین تو رونق داشته باشد، به خوبی پیش میرود.
به پیش تو چون بندگان دگرهمیشه کمر بر میان باشدی
هوش مصنوعی: مثل دیگر بندگان، همیشه در پیش تو با کمر راست و ادب حاضر میشوم.
جهاندار شاها اگر پیش توچو بنده دو صد مدح خوان باشدی
هوش مصنوعی: اگر شاهی در پیش تو مانند یک بنده، صد بار مدح و سرافرازی بگوید، باز هم ارزش و مقام تو را نمیتواند تغییر دهد.
یقین دان که افزون از آن نامدیکه در مجلس بار و خوان باشدی
هوش مصنوعی: بدان که تو فراتر از آنی که فقط در مجلس مهمانی و در کنار سفره دیده شوی.
رهی تو گر صد دهان داردیکه در هر دهان صد زبان باشدی
هوش مصنوعی: اگر تو نیز صد دهان داشته باشی، و در هر کدام صد زبان وجود داشته باشد، باز هم نمیتوانی به تمام خواستهها و نیازهایت پاسخ دهی.
بدان هر زبان صد لغت داندیکه در هر لغت صد بیان باشدی
هوش مصنوعی: بدان که هر زبانی صدها واژه دارد و هر واژه میتواند بیانهای مختلفی را منتقل کند.
بنان گرددی مویها بر تنشیکی کلک در هر بنان باشدی
هوش مصنوعی: موهای او بر بدنش مانند یک خط زیبا به نظر میرسد و هر رشتهای از مو به نوعی یک اثر هنری است.
پس آن کلکها و بنانها همهبه مدحت روان و دوان باشدی
هوش مصنوعی: بنابراین تمام هنرها و مهارتها به خاطر ستایش و تحسین تو روان و زنده هستند.
نبشته که با گفته گرد آمدیوگر چند بس بیکران باشدی
هوش مصنوعی: به این معناست که برای شکلگیری افکار و ایدهها، سخن گفتن و نوشتن میتواند جمعبندی و نتیجهگیری کند، حتی اگر موضوع بسیار وسیع و نامحدود باشد.
ز صد داستان کان ثنای تو استهمانا که یک داستان باشدی
هوش مصنوعی: از میان همه داستانهایی که دربارهی تو وجود دارد، در واقع تنها یک داستان است که نمایانگر توست.
شها خواهدی رخش تو تا بتگعنانش ز باد وزان باشدی
هوش مصنوعی: اگر بخواهی، اسب تو به قدری زیبا و رساست که میتواند بر بادها بچرخد و فرمان را به دست گیرد.
روا داردی کو تنش را چو کرگهم از پوست برگستوان باشدی
هوش مصنوعی: این جمله به نوعی به زیبایی و لطافت بدن انسان میپردازد، به طوری که همچون بدن یک پرندهی زیبا یا موجودی دیگر، نرم و شفاف است. به عبارت دیگر، بیانگر این است که زیبایی و لطافت میتواند به اندازهای باشد که به پوست و بدن انسان جلایی ویژه ببخشد.
فلک خواهدی تا تو را روز و شبچو شبدیز در زیر ران باشدی
هوش مصنوعی: سرنوشت و تقدیر تو به گونهای است که همیشه روز و شب مانند یک اسب چابک زیر سوارکار میباشد.
بدان تا برو انجم و مهر و ماهستام و رکاب و عنان باشدی
هوش مصنوعی: بدان که تا زمانی که به ستارهها و خورشید و ماه نپوییم، باید زین و یراق و مهار را به دست داشته باشیم.
سپهر برین گر زبان داردیمثال تو را ترجمان باشدی
هوش مصنوعی: اگر آسمان سخن میگفت، مانند تو میتوانست معانی و مفاهیم زندگی را بیان کند.
وگر قرص خورشید جان یابدیبه گنج تو بر قهرمان باشدی
هوش مصنوعی: اگر خورشید به تو جان بدهد، به خزانهات به عنوان یک قهرمان تبدیل میشوی.
اگر جویها را که در بیشه هاستز عزم تو آب روان باشدی
هوش مصنوعی: اگر اراده و تصمیم تو به کار رود، جویهایی که در جنگلها و بیشهها جریان دارند، به آرامی و به زیبایی جاری خواهند شد.
سر نیزه هایی که روید ز خاکسراسر همه با سنان باشدی
هوش مصنوعی: سر نیزههایی که از خاک برمیخیزند، تماماً با صفت تندی و قاطعیتی همراه هستند.
گواهی ز عدل تو گر نیستییقین زمانه گمان باشدی
هوش مصنوعی: اگر عدالت تو را نمیتوان به طور یقین شهادت داد، پس لااقل این زمانه میتواند گواهی بر آن باشد که به درستی در حال انجام است.
وگر مهر تو نیستی در جهانفلک سخت نامهربان باشدی
هوش مصنوعی: اگر تو در این دنیا نباشی، آسمان هم بیرحم و سخت خواهد بود.
وگر دست تو نیستی در سخاهمه سود عالم زیان باشدی
هوش مصنوعی: اگر تو در بخشش و سخاوت نباشی، تمام فایدههای جهان بیفایده یا مضر خواهند بود.
شهی کز تو ترسان شود خواهدیکه در تنگتر آشیان باشدی
هوش مصنوعی: اگر پادشاهی از تو بترسد، میخواهد که در خانهای باریک و تنگ زندگی کند.
ز بیم حسامت روا داردیکه در کام شیر ژیان باشدی
هوش مصنوعی: به خاطر ترس از حسادت تو، اجازه میدهی که در دهان شیر، نیروی زندگی و قدرت وجود داشته باشد.
وگر نه چو شاهی که شطرنج راستتن او همه استخوان باشدی
هوش مصنوعی: در غیر این صورت، مانند یک پادشاهی خواهی بود که در بازی شطرنج، تنی از استخوان داشته باشد.
مگر زیر یک زخم شمشیر توزمانی تنش را توان باشدی
هوش مصنوعی: آیا ممکن است که زمانی زیر زخم شمشیر تو، کسی بتواند تحمل کند؟
نداند که همی نیستی سودمندگرش سنگ تن روی جان باشدی
هوش مصنوعی: کسی که نمیداند، هر چند که جسمش قوی و محکم باشد، در حقیقت هیچ فایدهای ندارد.
سعود فلک را قران نیستیاگر جز تو صاحبقران باشدی
هوش مصنوعی: اگر تو نبودید، آسمان هم دلیلی برای خوشبختی نداشت؛ زیرا تنها شما هستید که باعث میشوید دنیا معنا پیدا کند.
اگر نیستندی حقیقت بدانکه ملکت همی جاودان باشدی
هوش مصنوعی: اگر حقیقت را نمیدانید، بدانید که ملک شما نیز جاودانه نخواهد بود.
نه روی زمین خرمی داردینه طبع جهان شادمان باشدی
هوش مصنوعی: نه بر روی زمین خوشی و سرسبزی وجود دارد و نه اینکه روح جهان شادی و خوشحالی را تجربه میکند.