شمارهٔ ۳۱۰ - مدح منصور بن سعید
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف ویژگیهای ابر میپردازد که گاهی میبارد و گاهی میخندد. شاعر به قدرت و زیبایی آن اشاره کرده و به شرح اثرات باران و زیباییهای طبیعی ناشی از آن میپردازد. او از چرخشهای مختلف ابر، رعد و برق، و تأثیرات آن بر زمین و طبیعت سخن میگوید. در ادامه، شاعر با ستایش از شخصیتی قدرتمند و دانا، به او پیغامی میدهد که از نیکوییها و سخاوتهایش به دیگران یاد کند. شاعر خود را در حال نیاز و درماندگی جلوه میدهد و از او میخواهد تا به او کمک کند و سخاوتش را به کار گیرد. این شعر ترکیبی از زیباییهای طبیعی و درخواست کمک در مواقع سختی است.
ای ابر گه بگریی و گه خندیکس داندت چگونه ای و چندی
هوش مصنوعی: ای ابر، گاهی میبارانی و گاهی میخندی، هیچکس نمیداند که چقدر دارم و چگونه هستی.
که قطره ای ز تو بچکد گاهیباران شوی چه نادره آوندی
هوش مصنوعی: گاهی اوقات، وقتی قطرهای از وجود تو بر زمین میافتد، آن لحظه میتواند باعث شود که تو به شکلی شگفتانگیز مثل باران جاری شوی.
بنداخت بحر آنچه تو برچیدیبگزید خاک آنچه تو بفکندی
هوش مصنوعی: دریا آنچه را که تو برداشت کردی، دور میریزد و خاک، آنچه را که تو به دور انداختی، برمیگزیند.
بر کوهی و به گونه دریاییبر بحری و به شکل دماوندی
هوش مصنوعی: بر بلندی و به شیوۀ دریا و بر گستردگی، به صورت قله دماوند.
گاهی به بانگ رعد همی نالمگاهی به نور برق همی خندی
هوش مصنوعی: گاهی با صدای رعد ناله میزنم و گاهی به درخشندگی برق میخندم.
از چشم و دیده لؤلؤ بگشاییبر دست و پای گلبن بر بندی
هوش مصنوعی: اگر به چشمانت لبخند زیبایی بزنم، مثل گلی که بر دستان و پاهایش بند زیبایی دارد، به زیبایی تو برمیگردد.
از در همه کنار تهی کردیتا خوشه را به دانه بیاکندی
هوش مصنوعی: تو از همه درها و موانع خود را کنار کشیدی تا بتوانی خوشه را به دانه برسانی.
بخشیدن از تو نیست عجب ایرادریای بی کران را فرزندی
هوش مصنوعی: بخشش و مهربانی تو، همانند یک دریا بیکران است، و این عجیب نیست که فرزند این دریای وسیع باشی.
زنهار چون به غزنین بگذشتیلؤلؤ بدان دیار پراکندی
هوش مصنوعی: مراقب باش، وقتی به غزنین رسیدی، مرواریدها را در آن دیار پخش کردی.
پیغام می دهمت بگو زنهاراز این حزین تنگدل بندی
هوش مصنوعی: پیام میفرستم که مواظب باش از این دل شکسته و غمگین دوری کن.
با تاج سروران همه حضرتخواجه عمید حضرت میمندی
هوش مصنوعی: با تاج بزرگان و بلندمرتبهها، همه به احترام حضرت خواجه عمید میمندی.
منصور بن سعید خداوندیکز فر اوست تازه خداوندی
هوش مصنوعی: منصور بن سعید، بزرگی است که مقام و عظمتش از خداوند نشأت میگیرد.
ای چون خرد تنت به خرد ورزیوی چون هنر دلت به هنرمندی
هوش مصنوعی: ای کسی که بدنت با عقل و خرد همراه است، و دل تو نیز با هنر و هنرمندی آراسته شده است، تو با کمال و زیبایی زندگی میکنی.
افلاک را به رتبت هم جنسیاقبال را به رادی مانندی
هوش مصنوعی: آسمانها به لحاظ رتبه و مقام از خوشبختی و شانس خاصی برخوردارند که به خوبی با هم هماهنگ هستند.
برد از نیاز همت تو قوتبرد از کبست جود تو خرسندی
هوش مصنوعی: با تلاش و همت تو، نیازها برطرف میشوند و از سخاوت و generosity تو، رضایت و خوشحالی به دست میآید.
از هر هنر جهان را تمثالیوز هر مهم فلک را سوگندی
هوش مصنوعی: از هر هنری میتوان تصویری ساخت و از هر موضوع مهم، قسمتی به دست آورد.
شاخ سخا و رادی بنشاندیبیخ نیاز و زفتی برکندی
هوش مصنوعی: تو با بخشندگی و نیکوکاری خود، ریشههای نیاز را در دلها از بین بردی و مردم را از وابستگی رهانیدهای.
تو حاتم زمانه و من چونیندرمانده نیاز تو نپسندی
هوش مصنوعی: تو مانند حاتم طایی هستی که بخشندگیاش شهره است، و من در این حال، در وضعیتی هستم که نمیتوانم نیازی که داری را برآورده کنم و نمیدانم آیا تو از این وضعیت من راضی خواهی بود یا نه.
کارم ببست چونکه نبگشاییجانم گسست چونکه نپیوندی
هوش مصنوعی: کار من به پایان رسید، زیرا که جانم را نمیگشایی و روح من از هم گسیخته است چون که تو مرا به خود نمیپیوندی.
گویم ببین همی که غنی گردیبپذیر پند اگر ز در پندی
هوش مصنوعی: میگویم ببین که چگونه به ثروت و قدرت میرسی، اگر نصیحتی را بپذیری، آن را از در آگاهی بپذیر.
زانچ از دو دیده بر رخ بفشاندیوانچ از دو رخ ز دیده فرو راندی
هوش مصنوعی: از آنجا که از دو چشم بر چهره افشاندی، آنچه از دو چهره از دیده دور کردی.
فردا مگر ز من بنیابی توامروز آنچه یافتی از من دی
هوش مصنوعی: فردا شاید تو چیزی از من پیدا کنی که امروز از من به دست آوردی.
ای آنکه از سمامه و خورشیدیاز جود و خلق شکری و قندی
هوش مصنوعی: ای کسی که از آسمان و خورشید میدرخشی و از سخاوت و نیکیات شکرگزاری و شیرینی میآید.
دلشاد زی بدانکه بود او رالب قند و روی سیب سمرقندی
هوش مصنوعی: خوشحال باش که او دارای لبانی مانند قند و صورتی همچون سیب سمرقندی است.