شمارهٔ ۹۰
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات از درد و رنجی که بر تن مستمندش تحمیل شده سخن میگوید. او احساس میکند که در نهایت به ناامیدی و پشیمانی رسیده است و از اینکه چگونه به این حالت دچار شده، در شگفتی است. این ابیات به احساس ناکامی و سرافکندگی میپردازد.
باز این تن مستمند زندانی شدرنج آمد و آن یار و تن آسانی شد
هوش مصنوعی: این جسم بیچاره دوباره در بند گرفتار شد، رنج و درد آمد و آن محبوب و آرامش دور شد.
فرجام تو ای بخت پشیمانی شدکی دانستم که تو چنین دانی شد
هوش مصنوعی: سرانجام تو ای تقدیر، افسوس و پشیمانی به بار آورد. کی میدانستم که تو اینگونه میدانی و رفتار میکنی؟