تناجی
مسعود سعد سلمان

شمارهٔ ۱۶۰

هر ابر که بنگرم غباری شده گیرگر گل گیرم به دست خاری شده گیر
هر روز مرا خانه حصاری شده گیرعمری شده دان و روزگاری شده گیر