تناجی
مسعود سعد سلمان

شمارهٔ ۱۸۸

عشقت کشتم که غم درودم شب و روزجان کاستم و رنج فزودم شب و روز
دل را به هوا بیازمودم شب و روزبی دل بودم که بی تو بودم شب و روز