تناجی
مسعود سعد سلمان

شمارهٔ ۳۷۳

عشق آتشی افروخت که از بسیاریدر دوزخم افکند همی پنداری
دل سوخته بودی به هزاران زاریگر آب دو چشم من نکردی یاری