شمارهٔ ۷۲
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به مشکلات و دشواریهای زندگی اشاره میکند. او به درد و رنجی که در اثر بار سنگین دل دارد، پرداخته و میگوید که اگرچه بار بر دوش اشتران سهل است، اما بار دل انسان بسیار سختتر و سنگینتر است. او به ناکامیها اشاره میکند و بیان میکند که بار نهایی به منزل میرسد، بنابراین نباید نگران افتادن بار بود. شاعر همچنین از ناله و ناراحتیاش میگوید که بر اثر مشکلات زندگی ایجاد شده و به زیبایی و جذابیتهای زندگی نیز اشاره میکند. در نهایت، تضادی را میان سیاهی و سفیدی مطرح میکند که به زیبایی و خوشی زندگی اشاره دارد.
کار ما باز مشکل افتاده استبار ما باز در گل افتاده است
هوش مصنوعی: مشکلات دوباره برای ما به وجود آمده و کارهایمان به بنبست رسیده است.
بار بر پشت اشتران سهل استبار ما بر سر دل افتاده است
هوش مصنوعی: کار گذاشتن بار بر روی شتران کار مشکلی نیست، اما بار درد و رنج ما بر روی دلهایمان سنگینی میکند.
اگر افتاده بار باکی نیستزانکه باری بمنزل افتاده است
هوش مصنوعی: اگر سنگینی بار بر دوش من افتاده، نگران نباش چون این بار به مقصد رسیده است.
ناله ماهم از جرس کم نیستکه بدنبال محمل افتاده است
هوش مصنوعی: اندوه و زاری ما به اندازه صدای زنگ کاروان زیاد است، چرا که ما نیز در پی کاروان به سر میبریم.
در نمکدان غبغب او خالهمچو یکدانه فلفل افتاده است
هوش مصنوعی: در نمکدان، برآمدگی گردن او مانند یک دانه فلفل قرار گرفته است.
یا چوهاروت بابلی از سحرباز در چاه بابل افتاده است
هوش مصنوعی: شخصی به نام چهاروت که از سحر و جادوگری معروف است، دوباره به چاه بابل افتاده و در واقع گرفتار شده است.
آن سیاهی بر آن سپیدی بینکه چه مطبوع و خوش گل افتاده است
هوش مصنوعی: به آن تضاد زیبایی که بین سیاهی و سفیدی وجود دارد نگاه کن؛ چقدر دلپذیر و زیباست که گلهای خوشبو در آن نمایان شدهاند.