شمارهٔ ۱۰۳
هوش مصنوعی: در این شعر، گوینده از تجربههای خود در میخانه و سکر و مستی صحبت میکند. او توصیف میکند که چگونه به او بار خستگی را بخشیدند و در میخانه دری به رویش گشودند. ساغری پر از می به دستش دادند و با نوشیدن آن، از burdens (بارها) رهایی یافت. او به کنایه میگوید که در زندگی، علم و دانش به شیخ و زهد را دادند، ولی او به بیخودیش و سکر و رازهای زندگی دست یافت. در نهایت، اشاره دارد که هر کسی متاعی خاص دریافت کرده است؛ برای برخی زیبایی ظاهری و برای برخی دیگر معانی درون را به ارمغان آوردهاند.
بکوی میفروشم بار دادندرهم سوی در خمار دادند
هوش مصنوعی: به کافه میروم، مشغول فروش می باشم، در مسیر به من نوشیدنیای گیجکننده دادند.
در میخانه بر رویم گشودندبدستم ساغری سرشار دادند
هوش مصنوعی: در میخانه در را به روی من باز کردند و در دستم یک جام پر از شراب گذاشتند.
بیک ساغر شب دوشم رهائیز بار خرقه و دستار دادند
هوش مصنوعی: در یک جام از شب دیشب، آزاد شدم از بار سنگین رخت و کلاه.
هزاران بار از دوشم نهادندپس آنگه ره بدان در بار دادند
هوش مصنوعی: هزاران بار بار سنگینی را بر دوشم قرار دادند و سپس راهی برای رهایی از آن مشکل فراهم کردند.
می تسنیم و جوی کوثر ای شیخبما آسان، بتو دشوار دادند
هوش مصنوعی: ما همچون جوی باران به سراغ کوثر میرویم، ای شیخ! برای ما این کار ساده است، اما برای تو سخت و دشوار قرار دادهاند.
چنین شد قسمت روز نخستینتو را سبحه مرا زنار دادند
هوش مصنوعی: روز نخستین تو را به یک زنجیر محدود کردند و در عوض به من تسبیحی دادند.
بیک حرف از لب پیر خراباتمرا صد دفتر اسرار دادند
هوش مصنوعی: یک کلام از دهان پیر اهل شب، برای من معانی عمیق و رازهای بسیاری را آشکار کرد.
تو را از درس زهد و خود پرستیمرا از بیخودی تکرار دادند
هوش مصنوعی: تو را به یادگیری زهد و عزلت آموختند و مرا به حالت بیخود بودن عادت دادند.
بدلخواه و پسند مشتری بودمتاعی کاندرین بازار دادند
هوش مصنوعی: در این بازار، کالاهایی به فروش میرسد که مطابق با خواسته و سلیقه خریداران تهیه شدهاند.
یکی را صورت گفتار نیکویکی را معنی کردار دادند
هوش مصنوعی: یک نفر را با کلمات زیبا و خوب معرفی کردند و برای نفر دیگر به رفتار و عمل او اهمیت دادهاند.