شمارهٔ ۲۲۰
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به بهار به عنوان نماد فضل و کمال اشاره میکند و از آن به عنوان مایه خوشبختی یاد میکند. او از بهار میخواهد که سلامی به کسی برساند، و به نوعی به زیباییها و جاذبههای بهاری اشاره دارد. شاعر بیان میکند که تاثیر این زیباییها میتواند روشنایی سخن او را تحت تأثیر قرار دهد و آن را تیره کند. در پایان از بهار میخواهد که در سخنانش حاضر شود و چیزهایی را که نشنیده معرفی کند.
هان و هان ای بهار فضل و کمالاز وجود چنینت بخت ببال
هوش مصنوعی: ای بهار که مملو از زیبایی و فضیلت هستی، تو باعث خوششانسی و سعادتی بزرگ در زندگی منی.
از لب من یکی سلامش کناگرش دیدی ای همای همال
هوش مصنوعی: اگر او را دیدی، به جای من سلامی به او برسان.
مگر از ملک مانوی بوده استصفحه خاطر مرا تمثال
هوش مصنوعی: آیا تصویر در ذهن من از سرزمین فرشتگان بوده است؟
سخن روشنم شود تیرهگر بیامیزیش بآب زلال
هوش مصنوعی: اگر کلامم را با آب زلال درهم بکنی، روشن و واضح نخواهد شد.
در سخن های من بیا و ببینآنچه نشنیده ای ز سحر حلال
هوش مصنوعی: در سخنان من، آنچه را که قبلاً نشنیدهای و از جادو و حیرتهای خاص من است، ملاحظه کن.