شمارهٔ ۱۰
هوش مصنوعی: شاعر در این بیت به وعدهای که محبوبش در بازار داده اشاره میکند و از گرفتار شدنش در زیبایی او صحبت میکند. در ادامه، او به تماشای محبوبش اشاره میکند که با شادی و سیگار در دستش از کنار او میگذرد و این باعث میشود که او احساس سوختگی و رنج کند، مانند کاغذ سیگاری که سوزانده میشود.
دیشب صنمی وعده بازارم کرددر بند دو زلف خود گرفتارم کرد
هوش مصنوعی: دیشب یکی از دوستانم وعدهای برای ملاقات در بازار به من داد و من اکنون به خاطر زیباییهای او در تنگنا و دردسر افتادهام.
سیگار بدست شاد و خندان بگذشتدلسوخته چون کاغذ سیگارم کرد
هوش مصنوعی: شخصی با حالتی شاد و خندان در حال گذر بود و متاثر از حال او، دل کسی که عاشقانه رنج میبرد، مانند کاغذ سیگار سوخت.