شمارهٔ ۲
هوش مصنوعی: در این بیت، فردی درباره همسایهاش صحبت میکند که به خاطر فقر و تهی بودن کیسهاش، از او دوری میکند. وقتی از او میپرسد دلیل این رفتارش چیست، همسایه میگوید که به خاطر مشکلات مالیاش نمیتواند به او نزدیک شود. شاعر به همسایه میگوید که اگر از او بیزار است، بهتر است که از او دوری کند تا همدیگر را نبینند.
گفت همسایهای مرا دیشبکز تو خواهم نمود صرف نظر
هوش مصنوعی: همسایهای به من گفت که دیشب از تو چیزی شنید و تصمیم گرفته که دیگر به تو توجه نکند.
سببش بهر چاره پرسیدمگفت چون کیسهات تهیست ز زر
هوش مصنوعی: وقتی از او دلیل مشکل خود را پرسیدم، پاسخ داد که چون پولی در کیسهات نیست، در نتیجه راه حلی هم نخواهی داشت.
گفتمش: ای ز مردمی به کناروی به گیتی زنِ تو بیشوهر
هوش مصنوعی: به او گفتم: ای زمرد، تو در کنار دریا زندگی میکنی، اما در این جهان بی همسر هستی.
تو که هستی ز روی من بیزارکور شو تا نبینیام دیگر
هوش مصنوعی: تو که از چهره من بیزاری، بهتر است که خود را نابینا کنی تا دیگر نتوانیم یکدیگر را ببینیم.