شمارهٔ ۷ - در تهنیت عید رمضان
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از آمدن ماه شوال و پایان رمضان صحبت میکند و حسرت روزهای این ماه را میخورد. او در یزد از نبودن می و مستی عمرش را هدر میبیند و به یاد میکردن و خوشیهای آن زمان میافتد. شاعر از درد و غم خود به خاطر عدم دسترسی به شراب و خوشیها صحبت میکند و تشنگی روحش را به تصویر میکشد. او بیان میکند که زندگی بدون می برایش غیرممکن است. شاعر همچنین به قدرت کلام و تدبیر اشاره دارد و میخواهد که در غم و تنهاییاش، دست کم برساند که وجود می یک نعمت است و زندگی خالی از آن، بیمعناست. در نهایت، او از ضعف انسانها و ناتوانی در حفظ اصالت و شجاعت سخن میگوید و بر این باور است که هنر و شجاعت باید برتر از ترس باشد.
شوال رسید و مه روزه بسفر شدجای من ازو تا بسفر شد به سقر شد
هوش مصنوعی: ماه شوال فرا رسید و روزهدار سفر کرد. از آن زمان تا سفر او به سقر رسید.
در یزد ز بی بادگیم عمر هدر شدزین موطنم اوقات بنفرین پدر شد
هوش مصنوعی: در یزد، به خاطر بیحرکتی و عدم پیشرفت، عمر من هدر رفت و زمانم در این محل لعنتبار به سر آمد.
تنها نه همینم رمضان بی می سرشدکز بیم امیرم همه ماهی رمضان بود
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که در ماه رمضان، به دلیل ترسی که از امیر دارم، نمیتوانم به راحتی از می و نوشیدنی لذت ببرم. احساس میکنم که تمامی روزهای رمضان تحت تأثیر این ترس قرار دارند و امکان خوشی و شادی را از من گرفتهاند.
آنم که بجز سوی می ناب نرفتمآنچیز شدم مست از او آب نرفتم (؟)
هوش مصنوعی: من تنها به سمت می ناب رفتهام و هیچ چیز دیگری نمیشناسم، و از نوشیدن آن چنان مست شدم که دیگر به هیچجا نمیروم.
تا شب نزدم یک دوسه بط خواب نرفتمهم خواب بجز بابت نایاب نرفتم
هوش مصنوعی: من تا دیروقت بیدار ماندم و خوابم نبرد، فقط برای این که به چیزی که به راحتی پیدا نمیشود فکر کنم، به خواب نرفتم.
بی می عطش ار کشت پی آب نرفتممی قوت جان و کز کم قوت روان بود
هوش مصنوعی: اگر بدون شراب به عطش خود رسیدگی نکردم، این را بدان که شراب قوت جان است و جان من به خاطر کمبود این قوت، دچار ضعف و ناتوانی است.
سختا که بیزد آمدم و شاهد و می نیستزان سخت تر این غم که مرا پای بری نیست
هوش مصنوعی: سخت است که من به میخانه آمدم، اما نه شاهدی هست و نه شرابی. حتی از این هم سختتر این است که من امکان رفتن از این وضعیت ناراحتکننده را ندارم.
این ملک دروغست خود از دوره کی نیستشهری که در او میکده نی داخل شی نیست
هوش مصنوعی: این سرزمین واقعیت ندارد و از گذشتهای دور هیچ شهری نیست که در آن میکدهای وجود نداشته باشد.
امروز اگر نقل و می و بربط و نی نیستاین کیفر آن کاینهمه بی حد وکران بود
هوش مصنوعی: امروز اگر نمیخوری و نمینوازی، بدان که این نتیجهی دلیلی است که تو را به اینجا کشانده.
ای ترک بگو چاره ام اندر پی می چیستخواهم که مریض افتم و تدبیر جز این نیست
هوش مصنوعی: ای ترک، بگو راه درمان من در جستجوی می چیست. میخواهم که بیمار شوم و تدبیری جز این ندارم.
آنگاه ببینیم که دارنده می کیستبگرفته که بیمارم و نوشم که مداویست
هوش مصنوعی: به زودی خواهیم دید که صاحب و دارندهی این می چه کسی است، در حالی که من در حال حاضر بیمار هستم و نوشیدنیام هم موجب درمان من است.
من راستی آنست که بی می نکنم زیستتا هست چنین باشد و تا بود چنان بود
هوش مصنوعی: من حقیقتاً نمیتوانم بدون نوشیدنی زندگی کنم، تا زمانی که این وضعیت ادامه دارد و اوضاع به همین شکل باقی بماند.
آوخ که زمیر اجل آن اصل شهامتنظمی نه که می بتوان خورد سلامت
هوش مصنوعی: افسوس که سرنوشت ناگزیر، بر آن بنیاد شجاعت اثر میگذارد و آدمی را به سلامت نمیگذارد.
یا اسم دوا باید یا ترک اقامتوی هم بشناسد همه قسمش بعلامت
هوش مصنوعی: یا باید نام دارو را بشناسی، یا کسی که باید در محل بماند، باید تمامی انواع آن را بشناسد و نشانههایش را بداند.
این هوش و فراست نبود غیرکرامتزیرا که بهره ره که شدم آگه از آن بود
هوش مصنوعی: این هوش و درک من به دلیل لطف و کرامت الهی است، زیرا هنگامی که در مسیر حق قرار گرفتم، متوجه حقیقت شدم.
یزدیست که از نان کس اگر وصف بیان کردخوردند زبانش که بدان وصف زنان کرد
هوش مصنوعی: یعنی این شخص یزدی است که اگر کسی از نان دیگری وصفی بگوید، زبان او را قطع میکنند؛ زیرا او به آن وصفها افترا زده است.
میر آمد و زد یکتنه سلب هیجان کردکشور همی آباد به لشکر نتوان کرد
هوش مصنوعی: میر تنها وارد شد و با حضورش هیجان را از دلها گرفت. با وجود او دیگر کسی نمیتوانست به سرزمینهای آباد لشکرکشی کند.
احیای دل خلق بتدبیر و لسان کردوین کارنه در قوه شمشیر و سنان بود
هوش مصنوعی: او دل مردم را با تدبیر و سخن زنده کرد، و این کار تنها با قدرت شمشیر و تیر ممکن است.
ای قطب زمین ای فلک الاطلس احسانای صورت دانائی و ای معنی انسان
هوش مصنوعی: ای محور جهان، ای کوه بلند، ای نیکوکار، ای نماد دانش و ای معنا و مفهوم انسان.
هر مشکلی از فکرت نقاد تو آساندانی ز جلادت قلل و ودای یکسان
هوش مصنوعی: هر مشکلی را با نیروی تفکر و قضاوت خود به راحتی حل میکنی، مانند اینکه در میان قلهها و درهها به راحتی حرکت میکنی.
گر چرخ کشد کینه نگردی تو هراسانآری هنرش پیش نرفت آنکه جبان بود
هوش مصنوعی: اگر روزگار به تو کینه ورزد، ترسان نخواهی شد؛ زیرا کسی که ترسو باشد هیچگاه در هنر و موفقیت پیشرفت نمیکند.