غزل شمارهٔ ۶۵
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر زیباییهای محبوبش را توصیف میکند. او زلف محبوب را چون قمر و لبش را چون شکر میداند. عشق او به این زیباییها به او حسرت و اشتیاق میدهد. همچنین از حال خود میگوید و اینکه محبوبش از حال او آگاه است. در نهایت، شاعر بیان میکند که خاک پای محبوبش برای او ارزش و جایگاهی همچون تاج سر دارد.
زلف تو تکیه بر قمر داردلب تو لذت شکر دارد
هوش مصنوعی: زلف تو مانند قمر زیبا و تابان است و لبهای تو طعم شیرینی شکر را دارد.
عشق این هر دو این نگار مرابا لب خشک و چشم تر دارد
هوش مصنوعی: عشق این دو زیبایی مرا با لبانی خشک و چشمانی اشکآلود مواجه کرده است.
پرس از حال من ز زلف خبرزانکه از حالم او خبر دارد
هوش مصنوعی: از دیگران بپرس که دربارهی من چه میدانند، چون او (محبوب) به خوبی از حال و روز من باخبر است.
آنکه روی تو دید باز از عشقنه همانا که خواب و خور دارد
هوش مصنوعی: کسی که چهره تو را دوباره ببیند، از عشق سیراب خواهد شد و دیگر به خواب و خوراک اهمیت نخواهد داد.
خاک پای ترا ز روی شرفانوری همچو تاج سر دارد
هوش مصنوعی: خاک پای تو به اندازهای ارزشمند است که مانند تاجی بر سر من میدرخشد.