غزل شمارهٔ ۱۱۹
هوش مصنوعی: این شعر عشق و دلبستگی عمیق را به تصویر میکشد. شاعر بیان میکند که هیچکس نمیتواند عشق او را از دلش براند یا از وصال معشوق بهرهمند شود. حتی اگر زیبایی معشوق به اندازه خورشید نباشد، هنوز هم نمیتوان او را به درستی دید. لبان معشوق به قدری دلانگیز هستند که دیگرانی قادر به توصیف آن نیستند. هر جا که معشوق در دام زلفش تنیده، دیگران نمیتوانند از آن دور شوند. و در نهایت، شاعر به غم و اندوه جدایی اشاره دارد، که به شدت بر او تأثیر گذاشته است و هیچکس نمیتواند مانع از این درد شود.
عشق تو ز دل برید نتواندوصل تو به جان خرید نتواند
هوش مصنوعی: عاشق تو نمیتواند از دلش فاصله بگیرد و نمیتواند جانش را برای وصالت بگیرد.
روی تو اگر نه آفتاب آیدچونست که درست دید نتواند
هوش مصنوعی: اگر چهرهات مانند آفتاب نباشد، چگونه میتوان آن را درست دید؟
طرفه شکریست آن لبان توهر طوطی ازو مزید نتواند
هوش مصنوعی: لبان تو به قدری زیبا و دلنشین هستند که هیچ طوطیای نمیتواند به پای آنها برسد و شکر آنها را توصیف کند.
هرجا که تو دام زلف گستردییک پشه ازو پرید نتواند
هوش مصنوعی: هر جایی که تو موهای خود را به شکل دام پهن کردی، یک پشه هم نمیتواند از آنجا فرار کند.
خواهد که کند مر انوریت راتیغ غم تو شهید نتواند
هوش مصنوعی: او میخواهد که نور و روشنایی تو را که به خاطر غم و اندوهت تحت تأثیر قرار گرفته، با تیغی به خون کشد، اما نمیتواند تو را به کام مرگ بکشاند.