غزل شمارهٔ ۱۶۲
هوش مصنوعی: این شعر درباره احوالات یک عاشق است که به یار جفا پیشهاش سلام میدهد و از او میخواهد که در این شرایط سخت، با بدبختی او همدردی کند. او میگوید اگر بختش با او یار نیست، یار هم نباید در مشکلاتش شریک شود. عاشق به غم و یادگار عشقش اشاره میکند و از یارش میخواهد که خطاهایش را ببخشد و با محبت پاسخ سلامش را بدهد. در نهایت، او دوباره به یار سلام میکند و از او میخواهد که درک کند حالش چگونه است.
سلام علیک ای جفا پیشه یارکجایی و چون داری احوال کار
هوش مصنوعی: سلام بر تو ای یار بی وفا، کجایی و حال و روزت چگونه است؟
اگر بخت با من مخالف شدستتو با وی موافق مشو زینهار
هوش مصنوعی: اگر دستمگاه من در زندگی خوب نیست، تو هم به آن نپیوست و با بدبختی همراه نشو.
چه گویم مرا با غم تو خوشستکه جز غم ندارم ز تو یادگار
هوش مصنوعی: من چه میتوانم بگویم، که غم تو برایم لذتبخش است؛ زیرا غیر از این غم، هیچ یادگاری از تو ندارم.
خطایی که کردم به من برمگیرجفایی که کردم ز من درگذار
هوش مصنوعی: از من نگذرید و اشتباهاتی که مرتکب شدم را ببخشید، لطفا به بدیهایم توجه نکنید.
جواب سلام رهی باز دهسلام علیک ای جفاپیشه یار
هوش مصنوعی: به سلام من پاسخ بده، ای یار که به من بیمهری میکنی.