غزل شمارهٔ ۱۶۹
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به عشق و عاشقی اشاره میکند و خواستار نوشتن روی تخته عشق است. او از نگار میخواهد که به یاد روزهای گذشته، عشق و محبت را دوباره به تصویر بکشد. شاعر به گذر زمان اشاره میکند و میگوید که عمر ما به سرعت در حال سپری شدن است و نباید به وعدههای زمانه دل خوش کنیم. در پایان، او خواستار کوتاه کردن قصهها و قطع کردن انتظارهای طولانی است.
تختهٔ عشق برنوشتم بازبرنویس ای نگار تختهٔ ناز
هوش مصنوعی: بر روی تختهای که عشق را نوشتهام، دوباره بنویس، ای معشوق زیبای من.
تا بر استاد عاشقی خوانیمروزکی چند باب ناز و نیاز
هوش مصنوعی: برای مدتی با عشق و محبت با استاد خود صحبت میکنیم و از زیباییها و نوازشهای عشق لذت میبریم.
ورقی باز کن ز عهد قدیمباز کن خاک عشوه از سر آز
هوش مصنوعی: یک صفحه از گذشته را ورق بزن و غبار زینت و زیبایی را از سر آز و آزمون پاک کن.
هین که روز و شب زمانه همیورق عمرمان کنند فراز
هوش مصنوعی: به دقت توجه کن که روز و شب، زندگی ما را به سرعت در حال پیشرفت و تغییر است و عمر ما را به ورق میزند.
چند گویی زمانه در پیش استبر وفای زمانه هیچ مناز
هوش مصنوعی: برخی در مورد آینده و وفای زمانه صحبت میکنند، اما مهم نیست که چقدر درباره آن بگوییم.
قصه کوتاه کن که کوته کردروز امید انتظار دراز
هوش مصنوعی: داستان را مختصر کن، زیرا روزهای امید به طولانی شدن انتظار انجامیده است.