غزل شمارهٔ ۲۳۳
هوش مصنوعی: اشعار بیانگر عشق عمیق و درد ناشی از آن است. شاعر در وصف احساساتش میگوید که به خاطر عشق معشوق، جان و دل را فدای او کرده و حتی در راه رسیدن به او دچار ناکامی شده است. او به شدت تحت تأثیر زیبایی و محبت معشوق قرار دارد و حاضر است تا آخرین لحظه زندگی نیز به عشق او وفادار بماند. در نهایت، شاعر تأکید میکند که حتی با رسیدن اجل نیز از عشق او جدا نخواهد شد.
تا رخت دل اندر سر زلف تو نهادیمبر رخ ز غم عشق تو خونابه گشادیم
هوش مصنوعی: ما عشق تو را در دل خود به سامان کردیم و از غم و اندوه آن، اشکهایمان جاری شد.
در کار تو جان را به جفا نیست گرفتیمدر راه تو رخ را به وفاراست نهادیم
هوش مصنوعی: ما در تلاش و کوشش برای تو، جان خود را به سختی و زحمت ندادهایم و برای تو، چهرهمان را با وفاداری و صداقت به نمایش گذاشتهایم.
در آرزوی روی تو از دست برفتیمواندر طلب وصل تو از پای فتادیم
هوش مصنوعی: در آرزوی دیدن روی تو از دست رفتیم و در تلاش برای رسیدن به وصال تو، از پا افتادیم.
چون فتنهٔ دیدار تو گشتیم به ناکامدر بندگی روی تو اقرار بدادیم
هوش مصنوعی: زمانی که درگیر مشکل دیدار تو شدیم، به طور ناخواسته در پذیرش شکست و بندگی، به روی تو اعتراف کردیم.
تا بستهٔ بند اجل خویش نگردیماز بند غم عشق تو آزاد مبادیم
هوش مصنوعی: تا زمانی که به تقدیر خود گرفتار نشویم، از رنج عشق تو رها نخواهیم بود.
نینی به اجل هم نرهیم از غم عشقتبا عشق تو میریم که با عشق تو زادیم
هوش مصنوعی: ما هرگز از غم عشق تو رهایی پیدا نمیکنیم، حتی اگر به مرگ نزدیک شویم. از عشق تو جان خواهیم داد، زیرا با عشق تو به دنیا آمدهایم.