قصیدهٔ شمارهٔ ۲۹ - در مدح ناصرالدین طاهر و توصیف عمارت وی
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف یک جشن بزرگ و آبادانی میپردازد. او از زیباییها و شکوه قبهای که در آن جشن برپاست سخن میگوید و بر این باور است که آنجا بهسان بهشت است. شاعر از قدرت و حمایت ناصر دین و طاهربن مظفر یاد میکند و به صفات مثبت آنها مانند جود و عدل اشاره میکند. همچنین به تأثیر و نفوذ رای و فرمان آنها در جامعه پرداخته و توصیف میکند که چگونه این افراد با حکمت و تدبیر خود میتوانند کشور را در مسیر درست هدایت کنند. در نهایت، شاعر از قدرت خداوند و تقدیر الهی نیز یاد میکند و بر آن تأکید دارد که همه چیز تحت کنترل اوست.
می بیاور که جشن دستورستجشن عالی سرای معمورست
هوش مصنوعی: بیا شراب بیاور که امروز جشنی برپا است، جشنی در خانهای بزرگ و پر رونق.
قبهای کز نوای مطرب اوکوه را در سر از صدا سورست
هوش مصنوعی: صوت دلنشین نوازندهای به قدری زیبا و پرطنین است که صدایش به کوهها میرسد و آنان را تحت تأثیر قرار میدهد.
قبهای کز فروغ دیوارشآسمان پر تموج نورست
هوش مصنوعی: قبهای که نور آن مانند موجهایی در آسمان پخش میشود.
صورتش را قضای شهوت نیستکه گجش را مزاح کافورست
هوش مصنوعی: چهرهاش به قدری زیباست که هیچ لذتی نمیتواند به اندازه جذابیت او باشد. زیباییاش فراتر از هر چیز دیگری است که بتوان آن را توصیف کرد و حتی عطرها و اسانسها نمیتوانند با آن رقابت کنند.
تری و خشکی موادش راآب چون آفتاب مزدورست
هوش مصنوعی: آب مانند آفتابی است که همیشه در حال تغییر شرایط است. تری و خشکی مواد به نوعی به تأثیر آب بر آنها وابسته است.
آفتاب بروج سقفش راتابش آفتاب با حورست
هوش مصنوعی: خورشید بر فراز بامش میتابد و زیبایی آن با زیبایی حوریان مقایسه میشود.
ماه از آسیب سقفش از پس از ایننگذرد بر سپهر معذورست
هوش مصنوعی: ماه دیگر از آسیب سقف خود عبور نخواهد کرد و بر آسمان بیتقصیر است.
که ز مخروط ظل او همه ماهخایفست از خسوف و رنجورست
هوش مصنوعی: هر ماهی از سایهی او در هراس است و نگران، زیرا ممکن است که در سایهی او غروب کند و آسیب ببیند.
چشم بد دور باد ازو که ز لطفچشمهٔ عرصهٔ نشابورست
هوش مصنوعی: نگاه حسد از او دور باشد چرا که او از زیبایی و محبت چشمهٔ نشابور برخوردار است.
نی خطا گفتم این دعا ز چه رویزانکه خود چشم بد ازو دورست
هوش مصنوعی: من بدون خطا گفتم که این دعا به چه دلیلی است، زیرا خود من چشم زغالی را از آن دور میبینم.
دست آفت بدو چگونه رسدتا درو نیم دست دستورست
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که آسیب و ضرر به کسی نمیرسد، مگر اینکه خود او به آن آسیب اجازه دهد. در واقع، اگر کسی قدرت و کنترل در دست داشته باشد، نمیتواند به او آسیبی وارد شود.
ناصر دین حق که رایت دینتاکه در فوج اوست منصورست
هوش مصنوعی: ناصر دین حق، که پرچمدار دین است و در جمعیتی که با او هستند پیروزی بزرگ و مشهوری دارد.
طاهربن المظفر آنکه ظفربر مراد و هواش مقصورست
هوش مصنوعی: طاهربن المظفر، فردی است که موفقیت و پیروزیاش تنها به خواستهها و آرزوهای خودش محدود میشود.
آنکه ملک بقاش را شب و روزاز سواد و بیاض منشورست
هوش مصنوعی: کسی که ملک و حکومت ابدیاش همیشه تحت تأثیر سیاهی و سفیدی منشور است، یعنی دائماً تحت نظارت و توجه است.
حلم او را تحمل جودیرای او را تجلی طورست
هوش مصنوعی: خشم و شکیبایی او مانند صفت نیکیاش و رأی او مانند تجلی جبال طور است.
جرعهٔ خنجر خلافش راچون اجل صد هزار مخمورست
هوش مصنوعی: یک جرعه از خنجر او، که برخلاف انتظار است، به اندازه مرگ، صد هزار مست را به خواب میبرد.
جبر فرمانش را که نافذ بادچون قضا صدهزار مجبورست
هوش مصنوعی: به هر تقدیر و شرایطی که پیش میآید، نیروی قدرتمند و تعیینکنندهای حکمفرماست که همه چیز را تحت تأثیر قرار میدهد و هیچکس نمیتواند از تأثیر آن فرار کند.
قهر او قهرمان آن عالمکه درو روزگار مقهورست
هوش مصنوعی: عصبانیت او، برتر از هر قدرتی در دنیایی است که در آن، زمان و روزگار تحت سلطه است.
جود او کدخدای آن کشورکه از او احتیاج مهجورست
هوش مصنوعی: سخاوت او مانند حاکم آن دیار است که هیچکس از او بینیاز نیست.
عدل او ار مگر که آمر عدلبعد ازو هرکه هست مامورست
هوش مصنوعی: اگر عدالت خداوند وجود نداشته باشد، پس بعد از او هر کسی که مسئولیت داشته باشد، موظف به اجرای عدالت است.
امر او ملاک الرقابی نیستکه به ملک نفاذ مغرورست
هوش مصنوعی: فرمان او مانند نظام ملک و زمین نیست که به وسیله آن بتوان بر همه چیز تسلط یافت و فریب آن را خورد.
رای او نور آفتابی نهکه به تعقیب سایه مشهورست
هوش مصنوعی: رای او مانند نور آفتاب است که ثابت و واضح است، نه اینکه فقط به دنبال سایهها و ظواهر بپردازد.
آتش اندر تب سیاست اوستطبع او زان همیشه محرورست
هوش مصنوعی: سیاست او به شدت با شور و هیجان همراه است و به همین دلیل طبیعت او همیشه در آتش این هیجانات میسوزد و پر از حرارت است.
ابر را رافت از رعایت اوستسعی او زان همیشه مشکورست
هوش مصنوعی: ابر به خاطر توجه و مراقبت خود، احساس محبت و شکرگزاری دارد. تلاش او برای این کار همیشه مورد تحسین است.
جرعهٔ جام حکم او داردباد از آن در مسیر مخمورست
هوش مصنوعی: نوشیدن یک جرعه از این جام به حکم اوست و به همین خاطر باد در مسیری حرکت میکند که باعث مستی میشود.
ای قدر قدرتی که با عزمتزور بازوی آسمان زورست
هوش مصنوعی: ای بزرگ قدرتی که با عظمت تو، نیروی بازوی آسمان هم حقیر است.
سخرهٔ ترجمانی قلمتهرچه در ضمن لوح مسطورست
هوش مصنوعی: هرچیز که در لوح نوشته شده، قلم تو به آن میخندد.
نشر اموات می کند به صریرمگرش آفرینش صورست
هوش مصنوعی: آفرینش چنان قدرتی دارد که میتواند ارواح را به تصویر کشیده و به آنها زندگی تازهای ببخشد.
کشف اسرار می کند به رموزبه رموزی که در منثورست
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که برای فهمیدن رمز و رازی که در دل یک اثر نثر وجود دارد، باید به دقت و با توجه به جزئیات به آن پرداخته شود. در حقیقت، برای درک عمیقتر متن، نیاز است که به نمادها و اشارههای آن توجه کنیم.
وصف مکتوب او همی کردمبه حلاوت چنانکه مذکورست
هوش مصنوعی: من در حال توصیف نوشتهاش بودم به شیرینیای که در آن یاد شده است.
شهد گفت آن کمر که میدانیزین سبب بر میان زنبورست
هوش مصنوعی: شهد میگوید آن کمر که میشناسی، به همین دلیل برمیان زنبور است.
عجبا لا اله الا اللهکز کمالت چه حظ موفورست
هوش مصنوعی: عجب است که هیچ معبودی جز الله وجود ندارد، زیرا از کمال تو بهرهای عظیم و بینظیر نصیب ما شده است.
تا که مقدور حل و عقد قضادر حجاب زمانه مستورست
هوش مصنوعی: تا زمانی که امکان تأثیرگذاری بر سرنوشت در پس پردههای زمان نهفته است.
دست فرسود حل و عقد تو بادهرچه در ملک دهر مقدورست
هوش مصنوعی: هر چیزی که در دنیای زمانه ممکن است، به دست تو انجام خواهد شد.
روزگارت چنان که نتوان گفتکه درو هیچ روز محذورست
هوش مصنوعی: زندگیت به گونهای باشد که نتوان گفت هیچکدام از روزهایت مملو از مشکل و سختی هستند.
هم از آن سان که بوالفرج گویدروزگار عصیر انگورست
هوش مصنوعی: زمانه مانند عصاری است که انگور را فشرده و از آن آب میگیرد. یعنی شرایط و اتفاقات مختلف در زندگی، انسانها را تحت فشار قرار میدهد و از آنها میکاهد.