قصیدهٔ شمارهٔ ۴۱ - در مدح ملک عادل یوسف
هوش مصنوعی: این شعر درباره ویژگیهای ملک یوسف و عظمت و مقام اوست. شاعر به صفات بارز یوسف اشاره میکند، مثل بخشش و عدل در حکومتش، و اینکه اوست که بر جهان حاکم است. شاعر از قدرت و شکوه او میگوید و اینکه وجودش باعث رونق و نظم دنیا شده است. همچنین به صفات مثبتی چون سخاوت و بینیازی او اشاره میکند و تأکید بر اهمیت او در زندگیهای مردم دارد. در نهایت، شاعر از قدر و منزلت یوسف به عنوان یک پادشاه بزرگ و بیهمتا یاد میکند و از او به عنوان نور و روشنی حیات نام میبرد.
ملک یوسف ای حاتم طی غلامتملوک جهان جمله در اهتمامت
هوش مصنوعی: ای حاتم طایی، تو همچون یوسف در ملک و زیبایی، حاکمان و بزرگان دنیا همه در تحت توجه و محبت تو هستند.
خداوند خاص و خداوند عامیاز آن بندگی میکند خاص و عامت
هوش مصنوعی: خداوندی که برای همه و برای خاصان عالم است، در خدمت بندگی خاص و عام خود قرار میگیرد.
جهان کیست پروردهٔ اصطناعتفلک چیست دروازهٔ احتشامت
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که دنیا نتیجهی تلاش و زحمات خود فرد است و به عبارت دیگر، آنچه در زندگی به دست میآوریم، حاصل کار و کوشش خودمان است. همچنین، به دروازهای اشاره میشود که به ما اجازه میدهد وارد دنیای بینهایت امکانات و ثروتها شویم. این دروازه نماد فرصتها و دستاوردهایی است که از طریق سختکوشی و تلاش به دست میآید.
نه جز بذل از شهریاری مرادتنه جز عدل در پادشاهی امامت
هوش مصنوعی: تنها بخشش از سوی فرمانروایی آرزوی تو نیست و جز انصاف در سلطنت نیست که الهامبخش رهبری تو باشد.
رخ خطبه رخشان ز تعظیم ذکرتلب سکه خندان ز شادی نامت
هوش مصنوعی: چهرهات مانند یک نور درخشان است و وقتی نام تو به زبان میآید، لبخندی بر چهره مینشیند و شادی دلها را به ارمغان میآورد.
اجل پرتو شعلهای سنانتظفر ماهی چشمهای حسامت
هوش مصنوعی: مرگ همچون شعلهای از روشنایی توست که بر چشمان حسادتهای تو تابیده و پیروزیهایت را معنا میبخشد.
بر اطراف گردون غبار سپاهتدر اوتاد عالم طناب خیامت
هوش مصنوعی: در اطراف آسمان، غبار سپاه تو وجود دارد و در ستونهای عالم، رشتههای قیامت به چشم میخورد.
بزن بر در خسروی کوس کسریکه زد بینیازی علم گرد بامت
هوش مصنوعی: به درب کاخ پادشاه بزن و صدای کوس کسری را بشنو، زیرا او با دانش و بینیازیاش، آسمان بر فراز سر تو را آراسته است.
زهی فتنه و عافیت را همیشهقیام و قعود از قعود و قیامت
هوش مصنوعی: ای ول نیکبختی و آشفتگی که همیشه بر اثر نشستن و برخاستن از زندگی و مرگ به وجود میآید.
سلامت ز گیتی به پیش تو آمدپگه زان کند بامدادان سلامت
هوش مصنوعی: سلامت از دنیا به سمت تو آمد و هر صبح بامداد به تو سلام میکند.
تو آن ابر دستی که گر هفت دریاهمه قطره گردد نیاید تمامت
هوش مصنوعی: تو همان ابر بزرگی هستی که اگر تمام دریاها را هم به قطره تبدیل کنیم، باز هم کامل نخواهی شد.
عطا وام ندهی عجب اینکه دایمجهانیست از شکر در زیر وامت
هوش مصنوعی: اگر به کسی وام ندهی، عجیب نیست که همواره جهانی از شکر و نعمت زیر وام تو وجود دارد.
گروهی نهند از کرام ملوکتگروهی نهند از ملوک کرامت
هوش مصنوعی: برخی از افراد بر اساس ویژگیهای خوب و نیکوشان مورد احترام و محبت قرار میگیرند، در حالی که برخی دیگر نیز به خاطر مقام و قدرت خود ارزش و کرامت پیدا میکنند.
من آنها ندانم همین دانم و بسکه زیبند اینها و آنها غلامت
هوش مصنوعی: من فقط این را میدانم که اینها زیبا هستند و همهٔ آنها به تو وابستهاند.
اگر لای توحید واجب نبودیصلیبش به هم در شکستی کلامت
هوش مصنوعی: اگر حقایق و اصول توحید برای تو ضروری و لازم نبود، سخنانت به قدری محکم و قوی میبود که هرگونه تردیدی را از بین میبرد.
منافع رسان در زمین دیر ماندبس است این یک آیت دلیل دوامت
هوش مصنوعی: فایدهها و منفعتهایی که در زمین وجود دارد، مدت زیادی باقی نمیمانند. این موضوع نشانهای است بر استمرار و پیوستگی زندگی.
چو از تست نفع مقیمان عالمدرو تا مقیمست باشد مقامت
هوش مصنوعی: هرگاه که سودی از تو به ساکنان جهان برسد، همان سود باعث میشود که مقام تو نیز در این دنیا ثابت و پابرجا بماند.
جهانی تو گویی که هرگز نداردجهانآفرین ساعتی بینظامت
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که این دنیا هرگز لحظهای را بینظمی و بیقانونی نمیگذارد و همیشه در حال حرکت و ساماندهی است.
چو در رزم رانی مواکب فزونتچو در بزم باشی خزاین حطامت
هوش مصنوعی: وقتی در میدان جنگی مانند رزمندگان با شجاعت و قدرت میجنگی، در زمان جشن و بزم هم باید با رفاه و خوشی همراه باشی.
به فردوس بزم تو کوثر درآمدبرون شد ز در چون درآمد مدامت
هوش مصنوعی: در بهشت تو، چشمهای زلال و سرشار از فیض و نعمت به وجود آمده است و مانند مهمانی که به درون وارد میشود، از در خارج شده و به سراغ بقیه لذات و شوقها میرود.
چو از روی معنی بهشتست بزمتتو می خور چرا، می نباشد حرامت
هوش مصنوعی: هرگاه به معنای واقعی بهشت در میهمانی تو پیدا باشد، چرا باید شراب مینوشی در حالی که این کار بر تو حرام نیست؟
فلک ساغر ماه نو پیش داردچو ساقی جرع باز ریزد ز جامت
هوش مصنوعی: آسمان مانند ساغری ماه نو را در پیش دارد و مانند ساقی، جرعهای از جام تو میریزد.
همی بینم ای آفتاب سلاطیناگر سوی گردون شود یک پیامت
هوش مصنوعی: ای آفتاب سلطنت، میبینم که اگر پیامت به آسمان برسد، چه تاثیری خواهد داشت.
که خاتم یمانی شود در یمینتکه گوهر ثریا شود بر ستامت
هوش مصنوعی: نیم میگوییم که دستت پر از نعمت و بزرگی شود، چنان که انگشتر یمانی نشانی از برکت و ثروت دارد و گوهر ثریا نشانهای از زیبایی و ارزش.
تو خورشید گردون ملکی و چترتکه خیره است ازو خرمن مه غمامت
هوش مصنوعی: تو همچون خورشید در آسمانی، و سایهات بهقدری روشن و درخشان است که از آن خرمن نور و زیباییات به چشم میآید.
عجب آنکه نور تو هرگز نپوشداگر چند در سایه گیرد مدامت
هوش مصنوعی: عجب اینجاست که نور تو هیچگاه خاموش نمیشود، حتی اگر مدتها در سایه بماند.
نهای منتقم زانکه امکان نداردچو خلق عدم علت انتقامت
هوش مصنوعی: تو ای انتقامجو، در نظر داشته باش که این امکان ندارد؛ زیرا عدم وجود خلقت دلیل انتقام تو نیست.
کجا شد عنان عناد تو جنبانکه حالی نشد توسن چرخ رامت
هوش مصنوعی: کجا رفتند کنترل و دشمنی تو که حالا مرکب چرخ زندگیات آرام نیست؟
کجا شد رکاب جهاد تو ساکنکه حالی نشد کار ملکی به کامت
هوش مصنوعی: کجا رفتند تلاشها و مبارزات تو که هیچگاه نتوانستند وضع حکومت را به نفع تو تغییر دهند؟
بود هیچ ملکی که صیدت نگرددچو باشد سخا دانه و عدل دامت
هوش مصنوعی: هیچ موجودی وجود ندارد که به دام تو نیفتد، اگر که تو با سخاوت و عدل رفتار کنی.
الا تا که صبح است در طی شامیمدار جهان باد بر صبح و شامت
هوش مصنوعی: تا زمانی که صبح است، در هنگام شب به کارهای دنیوی مشغول نشوید و ذهن خود را درگیر آنها نکنید؛ چون دنیا مانند صبح و شام در حال گذر است.
مبادا که یک لالهٔ فتح رویدنه در سبزهٔ خنجر سبز فامت
هوش مصنوعی: نگذار یک لالهٔ پیروزی بوجود آید، در حالی که بین سبزهها و در کنار خنجر سبز تو قرار دارد.
مبادا که خورشید نصرت برآیدجز از سایهٔ زردهٔ تیزکامت
هوش مصنوعی: مراقب باش که خورشید پیروزی جز از زیر سایهی کلاه زردی که نوک تیز دارد، طلوع نکند.