قصیدهٔ شمارهٔ ۵۷ - در مدح ملک معظم پیروزشاه
هوش مصنوعی: این متن شعرگونه دربارهی ویژگیها و مقام بلند یک پادشاه است که او را از سایر پادشاهان متمایز میکند. شاعر با ستایش از قدرت و عظمت پادشاه، بر تایید کردن محبوبیت او در میان مردم و تاثیر مثبتش بر جهان تأکید میکند. همچنین به قدرت عشق و جذبه پادشاه اشاره میکند و او را به عنوان کسی میداند که تواناییهایش فراتر از حد تصور است. به وضوح نشان میدهد که پادشاه با شخصیتش میتواند مشکلات را حل کند و به مردمش امید ببخشد. در نهایت، شاعر از ارادت و خدمت به پادشاه سخن میگوید و این که جان خود را در راه او فدای خواهد کرد.
ای به شاهی ز همه شاهان فردمشتری طلعت و مریخ نبرد
هوش مصنوعی: تو که در میان همه شاهان، بهترین و بینظیری، همچون مشتری درخشان و مریخ جنگجو هستی.
آسمان مثل تو نادیده به خوابمجلس و معرکه را مردم و مرد
هوش مصنوعی: آسمان مانند تو، به دور از نگاه مردم و جمعها، در حال خواب است و مرگ را تجربه میکند.
بر جهان ای ز جهان جاه تو بیشهمتت سایه از آن سان گسترد
هوش مصنوعی: ای معشوق، جایگاه تو در دنیا از همه بالاتر است، و تلاش و همت تو آنقدر وسیع و گسترده است که بر همه چیز سایهانداز شده است.
که در آن سایه کنون مادر شاخهمه بیخار همی زاید ورد
هوش مصنوعی: مادر سایهدار، در این لحظه شاخی از موجودات بیآسیب ایجاد میکند.
با رهت کان نه به اندازهٔ ماستبا هوای تو کز او نیست گزرد
هوش مصنوعی: با مسیر تو که نمیتوانیم اندازهاش را برآورد کنیم، با هوایی که از تو نشأت میگیرد، نه میتوانیم دوام بیاوریم و نه میتوانیم به راحتی از آن بگذریم.
بر توان آمدن از دریا خشکبر توان خاستن از دوزخ سرد
هوش مصنوعی: میتوان از دریا به خشکی رسید و همچنین از دوزخ به سرما برآمد.
باست ار سوی معادن نگردلعل را روی چو زر گردد زرد
هوش مصنوعی: اگر به معادن بروی، رنگ لعل (گلابی) به مانند زر (طلا) زرد میشود.
مسرع حکم تو صد بار فزونچرخ را گفته بود کز ره برد
هوش مصنوعی: فرمان تو به اندازهای قوی و تاثیرگذار است که از بارها بیشتر از چرخ روزگار عمل میکند و حتی چرخ روزگار نیز از آن پیروی میکند.
گرنه از عشق نگینت بودیزانگبین موم کجا گشتی فرد
هوش مصنوعی: اگر نه اینکه به عشق تو دلم روشن است، از موم زنگزدهای چه سودی داشتم؟ پس چرا دور از من رفتی؟
ای به جایی که کشد خاک درتدامن اندر فلک باد نورد
هوش مصنوعی: ای کسی که به هنگام مرگ، خاک قبر تو در آسمان بپیچد و وزش باد، دامن آن را بگیرد.
مدتی بود که میکرد خرابکشور شخص مرا والی درد
هوش مصنوعی: مدتی بود که به خاطر مشکلات و دردهای عاطفی، کشور و زمینهای شخصیام در وضعیتی خراب و ویران قرار داشت.
من محنت زده در ششدر عجزبیبرون شو شده چون مهرهٔ نرد
هوش مصنوعی: من به شدت در مشکلات و رنجها قرار دارم و مثل مهرهای در بازی نرد، نمیتوانم از این وضعیت خارج شوم.
تا یکی روز که در بردن جانتن بیزور مرا میآزرد
هوش مصنوعی: یک روزی خواهد رسید که وقتی جانم را از بدنم ببرند، بدون هیچگونه قدرتی مرا آزار خواهد داد.
وارد حضرت عالی برسیدچون درآمد ز درم بردابرد
هوش مصنوعی: وقتی که به حضور شما رسید، درنگ نکرد و سریعاً وارد شد.
ناسگالیده از آن سان بگریختکه تو هم نرسیدیش به گرد
هوش مصنوعی: جانداری که به این صورت فرار کرد، تو هم نتوانستی به او برسی.
بنده را پرسش جانپرور توشربتی داد که چون بنده بخورد
هوش مصنوعی: بنده را سوالی از تو عطا شد که وقتی به آن پاسخ دهد، جانش تازه میشود.
جان نو داد تنش را حالیوان به غارت شده را باز آورد
هوش مصنوعی: جانش را نو بخشید و حالا به تنش زندگی تازهای داده است، و آنچه را که به سرقت رفته بود، دوباره باز میآورد.
پس از این در کنف خدمت توزندگانی بدو جان خواهد کرد
هوش مصنوعی: پس از این، زندگیام به خدمت تو اختصاص خواهد یافت و جانم را در طبق اخلاص میگذارم.
تا که بر گرد زمین میگرددکرهٔ گنبد دولابی گرد
هوش مصنوعی: تا زمانی که کرهٔ گردان زمین به دور خود میچرخد و در آسمان در حرکت است.
در جهان داری و ملکت بخشیچو سکندر همه آفاق بگرد
هوش مصنوعی: اگر در دنیا سلطنت و قدرت داری، مانند اسکندر در تمام مرزها و قلمروها گشت و گذار کن.