قصیدهٔ شمارهٔ ۶۳ - در مدح اکفی الکفات امیر ضیاء الدین احمد عصمی
هوش مصنوعی: این شعر به ستایش خداوند و نیکوییهای او اشاره دارد. شاعر از عشق و نیاز خود به خدا میگوید و بیان میکند که هر کس نام خداوند را بر زبان آورد، دلش به سوی او میتپد. او تأکید میکند که هیچ کس نمیتواند به درستی در حضور خداوند به خدمت بایستد و دل باید در جایگاه جان قرار گیرد.
شاعر معتقد است که هوای بندگی خداوند حیات حقیقی است و برکت زندگی از بندگی او ناشی میشود. او به خوبیهای عشق به خدا میپردازد و اشاره میکند که توفیقات زندگیاش به دلیل بندگی خداوند است.
شاعر اشاره میکند که در رویارویی با مشکلات و اجل، نعمت خداوند او را حفظ میکند و نام نیکویی که از بندگی او به دست میآید، همواره باقی میماند. در نهایت، شاعر بر این باور است که خداوند با تدبیر و قدرتش، تقدیر و سرنوشت را تحت کنترل دارد و همواره بندگانش را از سختیها میرهاند.
خدای جل جلاله ز من چنین داندکه هرکه نام خداوند بر زبان راند
هوش مصنوعی: خداوند میداند که هر کسی که نام او را بر زبان بیاورد، به چه نیتی این کار را انجام میدهد.
چو از دریچهٔ گوش اندر آیدم به دماغدلم به دست نیاز از دماغ بستاند
هوش مصنوعی: وقتی صوتی از گوشم به داخل میآید، در عمق دلم به صورت نیاز، چیزی را از درون میطلبد.
حواس ظاهر و باطن که منهیان دلندیکی ز جملهٔ هر دو گروه نتواند
هوش مصنوعی: حواس ظاهری و باطنی که دل را از مسیر خود باز میدارند، نمیتوانند از میان دو گروه جدا شوند.
که پیش خدمت او از دو پای بنشیندچو دل درآرد و بر جای جانش بنشاند
هوش مصنوعی: آن که برای خدمت او از دو زانو مینشیند، وقتی دلش را به او تقدیم کند، جانش را در جای او قرار میدهد.
زهی بنای عقیدت که روزگار ازوبه منجنیق اجل خاک هم نریزاند
هوش مصنوعی: عقیدهات چنان است که حتی زمان نیز نمیتواند تو را از پا درآورد و به زوال بکشاند.
مگر هوای تو اصل حیات شد که قضابرات عمر به توقیع او همی راند
هوش مصنوعی: آیا تنها عشق و هوای تو، اصل زندگیام را شکل داده است که سرنوشت هم بر اساس خواسته تو به من عمر میدهد؟
خصایصی که هوای تراست در اقبالخرد درو به تحیر همی فرو ماند
هوش مصنوعی: خصوصیات و ویژگیهایی که در ذهن تو وجود دارد، در پیروزی و موفقیت عقل، دچار حیرت و سردرگمی میشود.
به خواجگیم رسانید بخت و موجبش اینکه روزگار مرا بندهٔ تو میخواند
هوش مصنوعی: بخت و اقبال من باعث شده که به میل و خواستههای تو نزدیک شوم و دنیای من به نوعی زیر سلطهٔ تو قرار گرفته است.
کجا بماند که اقبال تو به دست قبولطرایف سخنم را همی نگرداند
هوش مصنوعی: دلیل این که شانس و اقبال تو نمیتواند در دست من باشد، این است که زیبایی و جذابیت سخنان من همواره مورد توجه قرار نمیگیرد.
چو مدحت تو برانگیزد اسب فکرت منز جوی قوت ادراک عقل بجهاند
هوش مصنوعی: وقتی ستایش تو در ذهن من شعلهور میشود، اسب فکر و اندیشهام را از جوی قدرت درک و عقل پرتاب میکند.
چو پای من بود اندر رکاب خدمت توعنان مدت من چرخ برنگرداند
هوش مصنوعی: زمانی که من در خدمت تو هستم و پایم در رکاب توست، زمان برای من متوقف میشود و به عقب بازنمیگردد.
به نعمت تو که گر در مصافگاه اجلقضا به زور تمامم ز زین بجنباند
هوش مصنوعی: به خاطر نعمت تو، حتی اگر در لحظه مرگ با زور هم مرا به جایی ببرند، باز هم تسلیم نخواهم شد.
مرااگر هنری نیست این دو خاصیت استکه هر کرا بود از مردمانش گرداند
هوش مصنوعی: اگر من هنری ندارم، این دو ویژگی است که هر کسی را از دیگران متمایز میکند.
نه در مناصب اقران حسد بیازاردنه در صدور بزرگان طمع برنجاند
هوش مصنوعی: حسد و طمع نه در زندگی ما و نه در رفتار بزرگترها اثری ندارد.
فلک چو کان گهر دید خاطرم پرسیدکه این که دادت و جز راستیت نرهاند
هوش مصنوعی: زمانی که آسمان درخشان مانند جواهر را مشاهده کرد، از من پرسید که این چه چیزی است که به تو دادهاند و غیر از راستگویی، چه چیزی میتواند تو را نجات دهد؟
چو نام دولت اکفی الکفات بردم گفتبه کار دولت اکفی الکفات میماند
هوش مصنوعی: وقتی نام "دولت اکفی الکفات" را بردم، او گفت که کارهایی که انجام میشود، به همان دولت مربوط میشود.
تویی که ابر ز تاثیر فتح باب کفتتواند ار همه آب حیات باراند
هوش مصنوعی: تو هستی آن کسی که میتوانی با تأثیر وجودت، همچون ابر باران بیاوری، حتی اگر تمام آبهای حیات بر روی زمین جمع شود.
به سیم نام نکو میخری زیان نکنیبرین بمان که ز مردم همین همیماند
هوش مصنوعی: با انتخاب نام نیک و خوب، از ضرر کردن پرهیز میکنی و در این دنیا بمان که همین چیزها از انسانها به یادگار میماند.
عنان به ابلق ایام ده که رایض اوسعادتیست که در موکب تو میراند
هوش مصنوعی: به اوضاع و زمانه اجازه بده که به سمت خودت بیاید، چرا که خوشبختی در مسیری است که تو در آن در حال حرکت هستی.
غبار موکب میمونت از بسیط زمینسوی محیط فلک چون عنان بپیچاند
هوش مصنوعی: غبار کاروان خوشبختی تو از سطح زمین به سمت آسمان میپیچد و بالا میرود.
ز بهر تکیهٔ او گرنه عزم فسخ کندسپهر گوشهٔ مسند ز ماه بفشاند
هوش مصنوعی: اگر بخواهد به خاطر تکیهگاه او، آسمان هم میتواند تصمیم بگیرد که دنیای خود را تغییر دهد و از زیباییهای ماه در گوشهی خود استفاده کند.
تو تا مدبر ملکی شکوه تدبیرتز بام گیتی تقدیر بد همی راند
هوش مصنوعی: تو ای حکیم و مدیر ملکی، عزت و توانایی تدبیر تو باعث میشود که تقدیر بد از اوج آسمانها دور بماند.
جهان به آب وفا روی عهد میشویدفلک به دست ظفر جعد ملک میشاند
هوش مصنوعی: جهان با آب، وفاداری خود را به عهد و پیمان نشان میدهد و آسمان با پیروزی، جواهر سلطنت را به نمایش میگذارد.
زمانه مهرهٔ تشویر بازچید چو دیدکه فتنه با تو همی بازد و همی ماند
هوش مصنوعی: زمانه به گونهای دنبال کنندهٔ تحولات روز است و وقتی متوجه شد که ناامنی و برهم خوردن صلح در کنار تو وجود دارد و ادامه خواهد یافت، تصمیم به تغییر اوضاع گرفت.
تو در زمانه بسی از زمانه افزونیاگر زمانه نداند خدای میداند
هوش مصنوعی: تو در این دنیای پر از تغییرات و دشواریها، از خیلی جنبهها برتر و باارزشتر از آن چیزی هستی که دنیا میبیند. اگرچه مردم ممکن است ارزش تو را نشناسند، اما خدا به خوبی میداند و درک میکند که تو چقدر دارای ارزش و اهمیت هستی.
همیشه تا که ز تاثیر چرخ و گریهٔ ابردهان غنچهٔ گل را صبا بخنداند
هوش مصنوعی: همیشه وقتی که اثر چرخ روزگار و بارش ابرها بر روی زندگی وجود دارد، نسیم بهاری لبخند به گلهای غنچه میزند.
لب نشاط تو از خنده هیچ بسته مبادکه خصم را به سزا خندهٔ تو گریاند
هوش مصنوعی: هرگز لبخند خوشحالی تو کم نشود، چرا که خندهات دشمنان را ناراحت و زجر میدهد.