قصیدهٔ شمارهٔ ۶۹ - در مدح یکی از فرزندان نظامالملک است
هوش مصنوعی: این شعر نغمهای در ستایش بزرگی و عظمت شخصی است که نویسنده او را فراتر از آسمان و آفتاب میداند. شاعر به تمجید از ویژگیهای این شخص میپردازد و او را محور خیر و زیبایی جهان معرفی میکند. در شعر اشاره شده که او قادر است تقدیرها را تغییر دهد و بر همه چیز تسلط دارد.
شاعر به صفات والای این شخصیت اشاره کرده و او را منبع برکت و نعمت میداند. بر این باور است که وجود او مایه آرامش و آسایش دیگران است. همچنین، به قدرت او در تغییر سرنوشت افراد و تأثیرات مثبت و منفی آن اشاره دارد.
در نتیجه، این شعر یک مدح بزرگ است برای شخصی که راستی و انصاف را در دست دارد و نشاندهنده اعتماد و امید مردم به اوست. شاعر آرزو میکند که او همیشه در بالاترین مقام و منزلت باقی بماند.
ای به رفعت ز آسمان برترنور رای تو آفتاب دگر
هوش مصنوعی: ای که نور تو از آسمان نیز بالاتر است، تو همچون آفتابی هستی که دیگر آفتابها در مقابل درخشش تو کمنور به نظر میرسند.
ای تو مقصود جنس و نوع جهانوی تو مختار خاص و عام بشر
هوش مصنوعی: تو هدف و مقصود در میان همه موجودات جهان هستی و تو هستی که بر همه انسانها تسلط و اختیار داری.
کمترین آستان درگه تستبرترین بام گنبد اخضر
هوش مصنوعی: کمترین درگاه تو، بالاترین نقطه گنبد سبز است.
دهر در مدحتت گشاده زبانچرخ در خدمتت ببسته کمر
هوش مصنوعی: دنیا در ستایش تو زبان گشوده و زمان خود را به خدمت تو آماده کرده است.
نزد عدل تو ای به جود مثلروز بار تو ای به جاه سمر
هوش مصنوعی: ای داد تو مانند روز روشن است و بخشش تو مانند بارانی است که بر زمین میبارد. تو در مقام و مقامتان به مانند سمر در شاخسار خود میدرخشی.
نتوان برد نام نوشرواننتوان کرد یاد اسکندر
هوش مصنوعی: نمیتوانیم نام نوشروان را از یاد ببریم و یاد اسکندر را نیز نادیده بگیریم.
در هوای تو عیش خوش مدغمدر خلاف تو بخت بد مضمر
هوش مصنوعی: در فضایی که تو هستی، شادی و خوشی محو شده است و در برابر تو، سرنوشت سهمگینی پنهان شده است.
یک نسیم است از رضای تو خیریک سموم است از خلاف تو شر
هوش مصنوعی: نسیمی که از رضایت تو میوزد، خوب و خوشایند است، اما وزش بادهایی که ناشی از نافرمانی تو هستند، بد و زیانآور است.
ای جهان لفظ و تو درو معنیهم ازو پیش و هم بدو اندر
هوش مصنوعی: ای دنیا، تو تنها واژهای هستی و معنا در تو نهفته است، هم از پیش وجود داری و هم به تو منتهی میشویم.
چرخ در جنت همت تو قصیربحر در پیش خاطر تو شمر
هوش مصنوعی: تقدیر و نوعروزی به دست تو محدود است و مانند دریا در برابر اندیشهات کوچک و ناچیز به حساب میآید.
دست راد تو ابر بینقصانطبع پاک تو بحر بیمعبر
هوش مصنوعی: دست تو مانند ابری است که هیچ نقصی ندارد و طبع پاک تو مانند دریایی است که هیچ راه عبوری ندارد.
وهمت آرد ز راز چرخ نشانکلکت آرد ز علم غیب خبر
هوش مصنوعی: اندیشه و خیال تو میتواند از اسرار آسمان خبر دهد و نشان از آنچه در نهان است به دست آورد.
کار بندد مسخر و منقادامر و نهی ترا قضا و قدر
هوش مصنوعی: تمام کارها و امور به فرمان و اراده تو انجام میشود و تقدیر و سرنوشت تو را تحت تاثیر قرار میدهد.
چون بخوانی خلاف چرخ هباچون برانی قبول بخت هدر
هوش مصنوعی: وقتی که به روال طبیعی زندگی پشت پا زنی و راه خلاف برانی، شانس و فرصتی که در اختیارت بوده از دست میدهی.
پاسبان سرای ملک تواندنه فلک چار طبع و هفت اختر
هوش مصنوعی: نگهبان محل حکومت تنها کسی است که میتواند به خوبی از آن دفاع کند، نه آسمان با خواص چهارگانهاش و نه هفت سیاره.
نوبت ملک پنج کن که شدستدشمن تو چو مهره در ششدر
هوش مصنوعی: نوبت این است که به سلطنت خود بپردازی، زیرا دشمن تو به اندازه یک مهره در شطرنج تحت کنترل است.
چون تو گردد به قدر خصمت اگرشبه لؤلؤ شود عرض جوهر
هوش مصنوعی: زمانی که تو به اندازهی دشمن خود رشد کنی، شخصیت و ارزش تو به مانند مروارید ظاهر میشود.
ای زمین حلم آفتاب لقاوی فلک همت ملک مخبر
هوش مصنوعی: این بیت به وصف ویژگیهای برتر و شگفتانگیز آفتاب و زمین میپردازد. زمین، به عنوان محل ملاقات با نور و روشنی، با آفتاب آشتی میکند و آفتاب، به عنوان نشانهای از کمال و بلاغت، نشاندهنده خبر و تجربهگرایی است. در واقع، زمین و آسمان به شکلی همافزا، به یادآوری دوگانگی زیباییها و ارزشهای معنوی پرداختهاند.
ای بزرگی که از بزرگی و جاههرکه بر خدمت تو یافت ظفر
هوش مصنوعی: ای بزرگمردی که به خاطر بزرگی و مقام خود، هرکس که در خدمت تو باشد، پیروز و سعادتمند میشود.
کرد بیرون ز دست محنت پایبرد در دولتت به کیوان سر
هوش مصنوعی: او از زحمت و رنج رها شد و وارد خوشی و سعادت شد، مانند ستارهای در آسمان.
بگذشت از فلک به مرتبه آنککرد روزی به درگه تو گذر
هوش مصنوعی: زمانی از عوالم بالا عبور کرد و به آن مرتبه رسید که روزی به درگاه تو آمد.
بنده نیز ار به حکم اومیدیخدمتی گفت ازو عجب مشمر
هوش مصنوعی: اگر من هم به خاطر امیدی که به او دارم چیزی بگویم، از او شگفتی نکن.
عاجزی بود کرد با تو پناهاز بد روزگار بد گوهر
هوش مصنوعی: او به خاطر ناتوانیاش به تو پناه آورده تا از روزگار سخت و بدی که در آن است، حمایت بگیرد.
مهملی بود دامن تو گرفتاز جفای سپهر دونپرور
هوش مصنوعی: دامن تو به خاطر بدیهای آسمان که پایینتر از تو است، به دردسر افتاده و درگیر مشکلات شده است.
طمعش بود کز خزانهٔ جودبینیازش کنی به جامه و زر
هوش مصنوعی: او امیدوار بود که با بخشش و generosity تو، از نیاز به لباس و پول بینیاز شود.
گردد از دست بخشش تو غنییابد از فر دولت تو خطر
هوش مصنوعی: با بخشش تو، کسی که بینیاز میشود، به خاطر مقام و قدرت تو ممکن است دچار خطر شود.
برهد از نحوست انجمبجهد از خساست کشور
هوش مصنوعی: از بدی و شومی ستارهها فاصله بگیر و از تنگنظری و خساست رهایی یاب.
مدتی شد که تا بدان اومیدچشم دارد به راه و گوش به در
هوش مصنوعی: مدتی است که او با امید به دیدن شخصی به در نگاه میکند و گوش به صداهای بیرون دارد.
هست هنگام آنکه باز کشدبر سر او همای جود تو پر
هوش مصنوعی: زمانی خواهد رسید که بالهای بخشش تو بر سر او گسترده شود.
حلقه در گوش چرخکرده هرآنککرد بر وی عنایت تو نظر
هوش مصنوعی: هر چیزی که با محبت و توجه تو به آن نگاه شود، در دایرهای از مهر و محبت قرار میگیرد.
بنده را گوشمال داد بسیبه عنایت یکی بدو بنگر
هوش مصنوعی: بنده را به شدت تحت نظر قرار دادهاند و با لطف خود، به یکی از دو راهنمایی بنگر.
صله دادن ترا سزاوارستزانکه آن دیدهای ز جد و پدر
هوش مصنوعی: شایسته است که به تو نیکی شود، زیرا تو از نسل و ریشههای نیکو آمدهای.
بیخ کان را نشاند دست سخاتشاخ آن جز کرم نیارد بر
هوش مصنوعی: چون که ریشه درخت با دست بخشندگی گذاشته شده، شاخ آن فقط برکت و سخاوت میآورد و نمیتواند، جز خوبی، میوهای دهد.
نیست نادر ز خاندان نظامدانش و رادی و ذکا و هنر
هوش مصنوعی: در میان خانواده نظام، افرادی با دانش، فهم، و استعدادهای هنری نادر نیستند.
نور نادر نباشد از خورشیدبوی نادر نباشد از عنبر
هوش مصنوعی: برخی چیزها نمیتوانند از منبع خود جدا شوند، مانند اینکه نور خورشید همیشه درخشان است و بوی خاصی که از عنبر میآید نیز همواره در آن مستتر است.
تا بود تیره خاک و صافی آبتا بود تند باد و تیز آذر
هوش مصنوعی: تا زمانی که خاک تیره وجود دارد و آب صاف در جریان است، و تا زمانی که باد تند میوزد و آتش تیز میسوزد.
عالمت بنده باد و دهر غلامآسمان تخت و آفتاب افسر
هوش مصنوعی: عالم متعلق به توست و زمان مانند خدمتکار است. آسمان به عنوان تختی برای تو و خورشید به عنوان تاجی بر سر توست.
عید فرخنده و قرین اقبالملک پاینده و معین داور
هوش مصنوعی: عید خوش یمنی است و با شانس و کامیابی همراه است. سرنوشت ملک همیشه پایدار و حمایتگر است.
چون منت صدهزار مدحتگویچون جهان صدهزار فرمانبر
هوش مصنوعی: اگر کسی به اندازه یک صد هزار مدح گو برای او احترام قائل باشد، مانند این است که در دنیا صد هزار فرمانبردار دارد.
دیر زی شادمان و نهمت یابکامران ملکدار و دولتخور
هوش مصنوعی: مدتهاست که شاد و خوشحال هستم و آرزو میکنم که تو نیز در زندگیات به خوشبختی و کامیابی برسی.